اومدیم تجمع، شاگردای قدیمیم از دور منو دیدن اومدن سمتم، بعد از سلام و احوالپرسی ازشون پرسیدم بچه ها کلاس چندمین الان؟
گفتن یازدهم🥲🥲🥲
اینا کلاس دوم بودن من بهشون درس میدادم🥲🥲🥲
وقتی بچمو بدون اجازه بغل میکنی و بوس میکنی و نمیذاری بخوابه بعدش حق نداری ناراحت بشی که چرا بد نگاهت کردم یا جایی که تو بودی دیگه نیومدم.
الحمدلله قسمت مون شد با بچه های خیمه، سه روز توی حرم حضرت عبدالعظیم اردو تشکیلاتی داشته باشم.
ایشالا که مفید باشه.
(و ایشالا که زینب با من همکاری کنه😭😂)
زینب بعد از اینکه از ساعت ۱۲ تا همین الان توی بغل من نخوابید و زار زد، الان ۵ دقیقه رفت بغل ملیکا و خوابید :)))))