وقتی بچمو بدون اجازه بغل میکنی و بوس میکنی و نمیذاری بخوابه بعدش حق نداری ناراحت بشی که چرا بد نگاهت کردم یا جایی که تو بودی دیگه نیومدم.
الحمدلله قسمت مون شد با بچه های خیمه، سه روز توی حرم حضرت عبدالعظیم اردو تشکیلاتی داشته باشم.
ایشالا که مفید باشه.
(و ایشالا که زینب با من همکاری کنه😭😂)
زینب بعد از اینکه از ساعت ۱۲ تا همین الان توی بغل من نخوابید و زار زد، الان ۵ دقیقه رفت بغل ملیکا و خوابید :)))))
مثل یه تیکه برف خوابیده و من نشستم بالاسرش و دارم از عذاب وجدان اینکه چرا ازش عصبانی شدم، شرحه شرحه میشم.
خلاصه بخوام بگم کل دیشب نخوابیدم، هشت صبح باید سر کلاس باشم، ۱۰ صبح باید اردو رو به مقصد خونهی خالم ترک کنم و برم مهمونی، نمیدونم کی میتونم بخوابم؟ نمیدونم زینب قراره تا کی بخوابه و اخلاقش چجوری باشه؟ قیافم شبیه مردهی تو قبر شده، گشنمه، هنوز نماز نخوندم، و خوابم میاد.
چندتا از بچه ها داشتن با سوسک زنده فوتبال بازی میکردن :))))
برگای حیات وحش و حشرات ریخته.