هدایت شده از زادهِ صَبر.
هیمای عزیزم، تولدت مبارک 🤍🌱
خیلی خوشحالم که تو رو توی زندگیم دارم. همیشه یکی از چیزایی که توی شخصیتت خیلی دوست داشتم، عقل و شعور و منطقی بودنت بوده؛ اینکه همیشه میشه باهات راحت حرف زد و ازت یه نگاه درست و بالغ گرفت.
امسال تولدت یه حالوهوای قشنگتر داره، چون دیگه فقط خودت نیستی و زینب کوچولوی دوستداشتنی هم کنارت هست 🥹🤍
امیدوارم سال جدید زندگیت پر از آرامش، سلامتی، اتفاقای خوب و لحظههای قشنگ در کنار همسرت و زینب باشه. امیدوارم زینب همیشه مایهی شادی دلت باشه و خودت هم بین همهی مسئولیتها، برای خودت و آرزوهات جا داشته باشی.
خیلی دوستت دارم و واقعاً برات بهترینها رو میخوام.
تولدت مبارک قشنگ جانم، مادرِ قشنگِ زینب کوچولو 🤍🎂🌷
هیمآ...♡
هیمای عزیزم، تولدت مبارک 🤍🌱 خیلی خوشحالم که تو رو توی زندگیم دارم. همیشه یکی از چیزایی که توی شخصیتت
هققققققق😭✨✨✨
عسل گوگولیییی🥲
بوووس بهت واقعااا
خدارو شکر که تورو گذاشت تو زندگیم🥲🧡
سلام عزیزم✨️
اینجا هیما ام، دیروز وارد ۲۱ سالگی شدم، ازدواج کردم، یه زینبِ ۶ ماهه دارم، هنر خوندم و دانشجوی ادبیات نمایشی ام، متن و داستان مینویسم اگه بشه، زبان درس میدادم (الان یه مدته درس نمیدم) ترکی استانبولی بلدم و در حال یادگیری اسپانیایی ام.
آدمِ آروم و کُند و یواشی هم هستم.
همین، دیگه چی بگم؟🌝✨️
بالاخره با دو روز تأخیر، و به جا مانده از روز تولد:
پ.ن: ورودِ به یادموندنی به ۲۱ و ۲۴ سالگی با موفقیت انجام شد✅️
میزم خیلی خوشگل تر از این بود اینحا اخرشه و نصف تزئیناتش جمع شده، متاسفانه از اولش هم عکس درست حسابی نگرفتم.
دیگه همینو پذیرا باشید و زیبا تصور کنید🌝
کیکو مامانم درست کرده بود.
پایه عکسا رو هم خودم درست کردم با خمیر هواخشک و سیم مفتول.
چندتا از عکس هامونم چاپ پولاروید کردم و زیرشون تاریخ شونو با یه جمله کوتاهِ مرتبط به خود عکس نوشتم گذاشتم روی پایه ها.
بقیه میز رو هم شمع توی آب گذاشتم و ریسه طلایی و ژله و خوراکی.