هیمآ...♡
به نام خدا. نامه هفتم. بی قرار و کلافه تر از همیشه روی تخت میافتم. خنکی ملحفه روی پوستم مینشیند
پ.ن: با تشکر از تراوش عزیز که راهنمایی های خوبی برای اصلاح نوشته هام کرد.
تصور کنید شلوار لی با هودی چهارخونه قرمز مشکیِ دلبر🙂
تو تن یه پسر بچه سفید با موهای خوش حالت مشکی، چشم های مشکی درشت
من سکوت_