میدونین
چند دقیقه پیش اتفاقی افتاد، که حقیقتا برای یک ثانیه قلبم شکست.
واقعا شکست.
ولی یک ثانیه، سریع به خودم اومدم.
به خندیدن و لبخند زدن ادامه دادم و گذشتم.
ینی در آنِ وانت طرف رو بخشیدم.
چون من خوبی کردم برا دل خودم، برا اینکه خودم حس خوبی پیدا کنم.
پس بیخیال ری اکشن اون میشم.
البته!
میدونین.
من میخشم
ولی آلزایمر که ندارم!
ینی برام اذیت کننده نیست، از طرف دلگیر نیستم، ازش بدم نمیاد.
ولی یادم میمونه دیگه با هرکسی چجوری باید رفتار کنم.
به این میگن درس گرفتن.
https://eitaa.com/mjholat/2640
هی دخترم میفهممت💞
موفق باشی، برو بدرخش
بعد بیا برا ما با افتخار تعریف کن❤️
آره خب... اگه آسون بودن که دیگه اسم شون امتحان نبود :)
ولی خب میدونی، من دلمو به این قبص میکنم که خدا امتحانی ازمون نمیگیره که توانش رو نداشته باشیم.
ممکنه مثل یه شاخه درخت خم بشیم و تا زمین برسیم، ولی بعدش میشه ازمون میوه های رسیده و خوش رنگ برداشت کرد.
مام هم میشیم، تاب برمیداریم. ولی ثمره سختی مون شیرینه❤️
در مورد تنبلی هم...
نمیدونم حقیقتا، من خودمم یکی از مشکلاتم تنبلیه...
ولی بستگی به خودت داره، مثلا اگه آدمِ بصری ای هستی(ینی مطالب با دیدن توی ذهنت ثبت میشه) مثلا چند تا جمله در مورد تنبلی یا هرچیزی که بهت انگیزه میده بنویس بذار جلو چشمت باشه که هی ببینی شون و توی ذهنت ناخودآگاه ثبت بشه.
هیمآ...♡
اره دیدم حرفام طولانیه امشب نمیکشم. گذاشتم فردا الان واقعا خیلی خوابم میاد نمیتونم
یادم نرفته ها
میام میگم✋
دوستای جدید مون.
ما داریم باهم سه سری مباحث رو پیش میبریم و میخونیم.
شمام اگه دوست داشتین قبلی هارو بخونی که بتونید از اینجا به بعد باهامون همراه باشین :)
سوالی هم اگر داشتیم بپرسین حتما جواب میدم❤️