eitaa logo
هیمآ...♡
139 دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
18 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/himayejan/6562 عجب😂🤦‍♀ احسنتم احسنتم
دختر خالمو یادتونه که گفتم میخواد بله برون بگیره؟
یه چند روزی هیچ خبری از مراسم شون نبود. ( چون خانواده پسره همه باهم فامیل بودن باید کلی آزمایش میدادن که بعدا به مشکل نخورن، چند وقت درگیر ازمایشای مختلف بودن) بعد من گفتم خب خداروشکر خبری دیگه ازشون نیست اگه خدا بخواد بیخیال شدن🙂 ولی باید بگم که الان دوباره شنیدم که مراسم برقراره... دوباره داشتن در مورد بله برونش حرف میزدن.
خدایا چرا این پسره بیخیال نمیشه؟ ول مون تروخدا دختر قحط بود اومدی اینو بگیری؟ داشتیم زندگی مونو میکردیم نگا تروخدا اومدی همه برنامه هارو بهم زدییی
هیمآ...♡
خدایا چرا این پسره بیخیال نمیشه؟ ول مون تروخدا دختر قحط بود اومدی اینو بگیری؟ داشتیم زندگی مونو میکر
دیگه بیخیال چی بشه؟ رسما دارن بله برون میگیرن چند وقت دیگم رسما عقد میکنن بعدشم رسما عروسی میگیرن بعدشم من رسما دیگه هیچ کاری از دستم بر نمیاااااد
کی باورش میشه؟ فاطمه داره شوهر میکنه
https://www.instagram.com/tv/Ce8-wNxo8VK/?utm_source=ig_web_copy_link خودم ندیدمش حقیقتا، ولی هم تعریفشو شنیدم که طنز مناسبی، هم اینکه یکی از بازیگرای اصلیش یکی از دست‌اندرکارای موزیک ویدئو های تا ایستاده ایمِ ظاهرا که کار تر و تمیزیه، به نظرم ببینیمش، نه؟
https://eitaa.com/himayejan/6577 تیزر سریال وضعیت زرد ۲ لینکو کپی کنید توی اینستاگرام یا وب فیلم کاملشو میاره.
🔻 داستان واقعی از حکمت خدا! 🔹چند روز پیش سفری با اسنپ داشتم. (بعنوان مسافر). آونروز خیلی بدشانسی آورده بودم و ناراحت بودم، آخه باطری و زاپاس ماشینم رو دزد برده بود. 🔹راننده حدودا ۴۰ سال داشت و آرامش عجیبی داشت و باعث شد باهاش حرف بزنم و از بدشانسیم بگم. هیچی نگفت و فقط گوش میکرد. صحبتم تموم که شد گفت یه قضیه‌ای رو برات تعریف میکنم مربوط به زمانی هست که دلار ۱۹ تومنی ۱۲ شده بود. گفتم بفرمایید. برام خیلی جالب بود و برای شما از زبان راننده می‌نویسم. 🔹یه مسافری بود هم سن و سال خودم ، حدودا ۴۰ساله. خیلی عصبانی بود. وقتی داخل ماشین نشست بدون اینکه جواب سلام منو بده گفت: چرا انقدر همکاراتون ......(یه فحشی داد) هستند. از شدت عصبانیت چشماش گشاد و قرمز شده بود. گفتم چطور شده، مسافر گفت: ۸ بار درخواست دادم و راننده‌ها گفتن یک دقیقه دیگر میرسند و بعد لغو کردند. من بهش گفتم حتما حکمتی داشته و خودتو ناراحت نکن. 🔹این جمله بیشتر عصبانیش کرد و گفت حکمت کیلو چنده و این چیزا چیه کردن تو مختون و با گوشیش تماس گرفت. مدام پشت گوشی دعوا میکرد و حرص می‌خورد.( بازاری بود و کلی ضرر کرده بود). حین صحبت با تلفن ایست قلبی کرد و من زدم بغل و کنار خیابون خوابوندمش و احیاش کردم. سن خطرناکی هست و معمولا همه تو این سن فوت میکنن. چون تا به بیمارستان یا اورژانس برسن طول میکشه. 🔹من پرستار بخش مغز و اعصاب بیمارستان ..... هستم و مسافر نمی‌دونست. خطر برطرف شد و بردمش بیمارستان کرایه هم که هیچی!!! 🔹دو هفته بعد برای تشکر با من تماس گرفت و خواست حضوری بیاد پیشم. من اونموقع شیفت بودم و بیمارستان بودم. تازه اونموقع فهمید که من سرپرستار بخشم. اومد و تشکر کرد و کرایه رو همراه یه کتاب کادو شده به من داد. گفتم دیدی حکمتی داشته. خدا خواسته اون ۸ همکار لغو کنن که سوار ماشین من بشی و نمیری. تو فکر رفت و لبخند زد. من اونموقع به شدت ۴ میلیون تومن پول لازم داشتم و هیچ کسی نبود به من قرض بده. رفتم خونه و کادو مسافر رو باز کردم. تو صفحه اول کتاب یک سکه تمام چسبونده بود! 🔹حکمت خدا دو طرفه بود. هم اون مسافر زنده موند و من هم سکه رو ۴میلیون و چهارصد هزار تومن فروختم و مشکلم حل شد. همیشه بدشانسی بد شانسی نیست. ما از آینده و حکمت خدا خبر نداریم. اینارو راننده برای من تعریف کرد و من دیگه بابت دزدی باطری و زاپاسم ناراحتیمو فراموش کردم. 🦋من هم به حکمت خدا فکر کردم! 🆔 @GizmizTel 💯
هدایت شده از •°|روایتگر فروغ|°•
و چهل روز تا محرم شاید شروع یه چله و خود سازی....