هیمآ...♡
این ویس تقریبا برای هشت، نه ما پیشه. شاید الان براتون سوال باشه که خب چیه؟
این صداییه که من تو اوج خستگیم از خودم ضبط کردم و بله، کلِ سه دقیقه و چهل ثانیهش رو دارم گریه میکنم و با مخاطب نامعلومی حرف میزنم.
حالا سوال اینجاست که برا چی گریه میکردم؟
باید بگم، به خاطر خستگی :)
بله، نشسته بودم به خاطر خستگی زیاد و فشار بالای کارام گریه میکردم.
الان دقیقا یادم نمیاد کِی و چه ساعتی بود؟ ولی احتمالا یکی از همین شبایی بوده که تا صبح بیدار مونده بودم برای تموم کردن کارام و واقعا کم آورده بودم...
اون موقع ها اول راهم بود... عادت نداشتم. ولی الان که گذشته، میبینم کارهام همونن ها، شاید بیشتر هم شده باشن. منم باز تا صبح بیدار میمونماااا
ولی مقاومتم بیشتر شده... توان و پتانسیلم بیشتر شده...
یه جورایی خو گرفتم و عادت کردم
خواستم بگم اوه یه هنرستانی دور و برتون بود، هییچ موقع به چشم یه بچه ی بیکار و علاف که از سرِ خوشی و واسه اینکه از سر خودش وا کنه پاشده رفته هنر خونده، نگاش نکنین...
اون ساعت ها بیدار میمونه
پای کارهاش چشم میذاره
شاید تمرکز و دقتی که باید برای یه کار کوچولو به خرج بده اندازه ساعتها فرمول حفظ کردن و منطق و ریاضی و شیمی و... خوندن ازش انرژی بگیره!
و خب این حق نیست به ادمایی که دنیا رو چه ما بفهمیم چه نفهمیم به جای قشنگ تری تبدیل میکنن، انگِ بیکاری و علافی و... بزنیم
هیمآ...♡
وای من یه وسیله مهمم که همین الان لازمش دارمو گم کردمممم میشه چند تا صلوات بفرستین پیدا شه؟ ಥ‿ಥ
عا راستی واسه اینم ممنونم❤️
پیدا شد :)
هدایت شده از مجهولات
راستی این*
قاسم بن الحسن علیه السلام در واقعه ی کربلا به پانزده سالگی نرسیده بود. طبری می گوید: قاسم ده سال داشت و در مقتل ابی مخنف آمده: قاسم در کربلا چهارده ساله بود.[1] علامه مجلسی بر این باور است که ماجرای عروسی قاسم سند معتبری ندارد. منشأ این حکایت دو کتاب است؛ یکی منتخب المراثی، اثر شیخ فخرالدین طریحی ـ نویسنده ی مجمع البحرین ـ و دیگری روضة الشهدا، نوشته ی ملاحسین کاشفی ـ صاحب انوار سهیلی ـ است. این کتاب اولین مقتلی است که به فارسی نوشته شده است.[2]در این باره روایت می کنند که وقتی امام حسین(ع) مسیر مدینه تا کربلا را طی می کرد، حسن بن حسن از عموی خویش، امام حسین(ع)، یکی از دو دختر او را خواستگاری کرد. امام حسین(ع) فرمود: هر یک را که بیشتر دوست داری اختیار کن، حسن خجالت کشید و جوابی نداد، امام حسین(ع) فرمود: من برای تو فاطمه را اختیار کردم که به مادرم دختر رسول خدا، شبیه تر است. به این ترتیب وجود فاطمه ی نو عروس در کربلا امری مسلم است. اگر فرض کنیم ازدواج قاسم درست باشد، باید گفت: امام حسین(ع) دو دختر به نام فاطمه داشتند که یکی را به حسن تزویج کرده و دیگری را برای قاسم عقد نموده اند، یا این که بگوییم: دختری که به عقد قاسم درآمده، نامش فاطمه نبود و نقل تاریخ در این مورد اشتباه است و اگر این داستان را صحیح ندانیم، باید بگوییم راویان نام حسن را از روی اشتباه، قاسم نقل کرده اند.در هر صورت، بیشتر تحلیل گران واقعه عاشورا، عروسی قاسم را نادرست می دانند. محدث قمی در منتهی الآمال[3] و نفس المهموم،[4] دامادی قاسم را رد می کند و می گوید: نویسندگان، نام حسن را با قاسم اشتباه کرده اند. استاد شهید مرتضی مطهری نیز عروسی قاسم را مردود می داند و مستند می کند به این که در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد و حاجی نوری هم بر این باور است که ملاحسین کاشفی، اولین کسی است که این مطلب را در کتاب روضة الشهدا آورده و اصل قضیه صد در صد دروغ است.[5] ( منابع این بخش :[1]. منتخب التواریخ، انتشارات علمیه اسلامیه، ص 266. [2]. ریاض القدس المسمی بحدائق الانس، مرحوم صدرالدین واعظ قزوینی، ج 2 ص 42. [3]. منتهی الآمال، محدث قمی، انتشارات هجرت، ج 1، ص 700. [4]. ابوالحسن شعرانی، همان مأخذ [5]. حماسه حسینی، مرتضی مطهری، ج 1، ص 28. )