eitaa logo
هیمآ...♡
140 دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
18 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز تا جایی که بتونم از کارا و اینا عکس میدم امروز شما هم مهمون مجازی خیمه‌ی ما باشین❤️
البته این قضیه از ساعت سه به بعده جون تا سه گوشی دستم نیست😂🤦‍♀
شرمندم که کلا عکس ندادم🙂🤦‍♀ انقد شلوغ پلوغ بودم که کلا وقت نکردم🤦‍♀💔
همین رو فعلا ازم پذیرا باشید ಥ‿ಥ من گوشه‌ی سِن نشستم چون باید میرفتم بالا و حرف میزدم، الان از زاویه ی گوشه‌ی سِن هیات رو مشاهده می‌کنید😂 پ.ن: در حال گوش کردن به سخنرانی🤞🏻
یهویی شاعر دیر رسید، یکی از بچه های خودمون که شاعر بود رو فرستادیم بالا تا شاعر اصلی بیاد. بعد خیلی یهویی بهش گفتیم، بنده خدا هول کرده بود از استرس داشت میلرزید. و من داشتم اونو اروم میکردم و بهش اعتماد به نفس میدادم در حالی که خودم از درون پاهام از شدت استرسِ اجرا میلرزید و دستام مثل چی یخ شده بود!
هیمآ...♡
یهویی شاعر دیر رسید، یکی از بچه های خودمون که شاعر بود رو فرستادیم بالا تا شاعر اصلی بیاد. بعد خیلی
من همونیم که لالایی بلده ولی خودش خوابش نمیبره. یا همونی که بیل‌زنه ولی باغچه خودشو بیل نمیزنه...!
از استرس دستام یخ کرده بود ولی در عوض صورتم مثل تنورِ آتیش داغ شده بود😐✋🤦‍♀
هیمآ...♡
از استرس دستام یخ کرده بود ولی در عوض صورتم مثل تنورِ آتیش داغ شده بود😐✋🤦‍♀
انقدری که وقتی لبامو تر میکردم که حرف بزنم، مثل کسی که تب داره لبام و پوستم داغ داغ بودن
شب اخرم تموم شد ولی داستان ما و عاشقی مون نه...
خدایا شکرت واسه همه اون چیزایی که خودت میدونی❤️
ببین ما یه خیمه‌ی هنر داریم تو مدرسه مون که خب همونجور که معلومه هیات های مذهبی و هنری می‌گیریم. این سه شب هم خیمه هنر مراسم گرفته بود و همه دعوت بودن. اعضای هیات و سرگروه ها و... همه مون یه سری از بچه های هنرستان و اعضای کادر مدرسه هستیم. پس میزبان خیمه هنر بود، و مهمونا از کلِ مجتمع، خانواده های بچه ها، خودِ بچه ها و آشناها مون بودن. کافی بود؟❤️
وی خوشحال از اینکه امروز صبح کلاس نداشته و بیشتر خوابیده، در حال رفتن به مدرسه ست