ذلتکشِهزارخیالیم
وچارهنیست،
لعنتبهوضعِدورِ
زِدلدارزیستن!
صلیاللهعلیکیااباعبدالله[ع]
آقایاباعبدالله[ع]؛
مثلحُرمننیزبرگشتم
کهغیرازخیمهات،
نیستمارادرهمهعالم
پناهِدیگری!
یک بار در حین خواندن زیارت عاشورایِ
چهل روزه، مشکلی پیش آمد و نتوانستم
آن را به جا آورم. برای همین خیلی ناراحت
شدم و به اباعبدالله علیه السلام متوسل
شدم، ناگهان دیدم آقا تشریف آوردند و
فرمودند: آمیرزا عبدالکریم، چه شده است؟
قضیه را عرض کردم. فرمودند: چرا به آیتِ
عظمایِ کربلا متوسل نمیشوید؟ عرض کردم:
آقا! آیتِ عظمایِ کربلا کیست؟ در این هنگام
آقا، قنداقهی حضرت علی اصغر علیه السلام
را از زیر عبایشان بیرون آوردند!
+حاج آقا عبدالکریم حقشناس فرمودند!
راویازسرزمیننینوا
قاسمابنالحسنراکهدیدنوشت:
[وَخَرَجَ غُلامُوکَاَنّوَجهَهُشِقَّةُقَمَرِ]
نوجوانیازخیمههابیرونآمد؛
کهصورتشبهسانِپارهیماهبود(:
هروقتخواستیدروضهیِ
علیاکبربخوانید،نگویید
میخواهیمروضهعلیاکبر
بخوانیم،بگوییدمیخواهیم
روضهجانکندنِحسینرابخوانیم.
+شیخجعفرشوشتریفرمودن!