رَکیذ*
مینویسم عشق و بی تردید میخوانم جنون/ هرکسی دیوانه تر، السابقون السابقون..
مینویسم عشق و بی تردید میخوانم حسین/
عاقلان دانند، لٰکن اکثراً لا یعقلون..
یك کارِ دیگه هم میشه کردا !!
وقتی یکی ازتون التماس دعا داشت
بگید: چشم اگر قابل باشم، توفیق
داشته باشم؛ شما هم ما رو یادتون نره.)
احساس آرامش و راحتیِ بهتری به مُلتَمس
دعا میده.. احساس اطمینان. انگار یك
آرامش خاطر کوچیکی به کسی تزریق
کردید؛ بهتر از این؟
امتحان کنید،،،
همین طور که روزشماری محرم رو ادامه میدید و ازش دائماً حرف میزنید؛یادمون نره غدیر نزدیكتره.
غدیر،هویت و ریشهٔ شیعه و اتمام رسالت پیامبره.
آغاز امامت و آغاز درس حماسی و شورُ عشق کربلاء،،از غدیر نشأت میگیره.
*فعلا برای جشن آماده باشید.
برای مهمونیِ بابای دو عالم.
رَکیذ*
مینویسم عشق و بی تردید میخوانم حسین/ عاقلان دانند، لٰکن اکثراً لا یعقلون..
این سرشت ماست؛از خاکیم،خاك کربلاء/
سرنوشت ماست پس أنا إلیه راجعون..
آیة الله سید رضی شیرازی دربارهٔ جدش
ی داستان تعریف میکنه.(
انگار ی شب درِ خونهٔ سید میرزا رو میزنن
و وقتی سید در رو باز میکنه با یکی از زنهای بدکارهٔ محل رو به رو میشه که به قصدکار و حاجتی اومده و دست به دامن سید شده. سید به محض باز کردن در، متعجب میشه و عقب عقب میره و از زن رو برمیگردونه. زن بد کاره که متوجه این حال میرزا سید میشه ی تك بیتی با این مضمونمیخونه: