348.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻آیا کسی از اربعین جا میماند؟
اربعین فقط پیمایش جادهای میان نجف و کربلا نیست؛ هرچند شاید افضلِ اعمال در این روزها، همین قدمزدن در آن جاده و پیوستن به دریای زائران حسین علیهالسلام باشد.
جادههای دیگری هم هست؛ جادههایی که هرکدام از ما، از جایی در آن، عمود به عمود به سوی حسین قدم برمیداریم.
رزمندگانی در صنعا و حدیدهاند که اربعینشان، ایستادن بر بابالمندب است؛ آنجا که راه حسین از میان موجهای دریا میگذرد.
کسانی در بندرعباس، قشم، سیریک و آباداناند که زیر آسمان آتش و موشک، مقابل تجسم یزیدِ زمان ایستادهاند و عمود به عمود، به سوی امام خود قدم برمیدارند.
و کسانی در جنوب لبنان، در علیالطاهر، به «فوز عظیم» دیگری رسیدهاند؛ موکبدارانی که اینبار نه با آب و خرما، که در میان آتش و موشک، حامی و پذیرای شمیر امام هستند.
و امامِ همه این اربعینیها هنوز در میدان است؛
حامل پرچم حسینِ زمان،
امامِ معرکه.
شمشیرش هنوز در نیام نرفته است؛
و از هیاهوی این روزگار، هنوز میشود صدای ذوالفقار را شنید.
🔻@hossein_pak69
🔻فقط انسان های ضعیف به اندازه امکاناتشان کار می کنند؛
و خداوند حسن طهرانی و علی لاریجانی را فرستاد
تا ما مفهوم انسان قوی را درک کنیم.
🔴شب اربعین شهدا را فراموش نکنید
بخصوص شهدایی که اثر عملشان باعث ازاله کیان موقت اسرائیل خواهد شد.
🔻 @hossein_pak69
🔻بندر بیروت؛ انفجاری که شاید باید در متن یک جنگ طولانیتر خوانده شود
🔴شش سال از چهارم اوت ۲۰۲۰ میگذرد؛ روزی که انفجار بندر بیروت فقط بخشی از پایتخت لبنان را ویران نکرد، بلکه یکی از پایههای تابآوری این کشور را نیز هدف قرار داد. اثر راهبردی آن حادثه بسیار فراتر از محدوده بندر بود: اقتصاد لبنان ضربه خورد، فشار اجتماعی تشدید شد، ساختار سیاسی وارد مرحلهای تازه از بحران شد و کشوری که پیشتر نیز با مجموعهای از مشکلات دستوپنجه نرم میکرد، آسیبپذیرتر شد.
🔴از همین زاویه است که من همچنان معتقدم پرونده انفجار بندر را نباید صرفاً در چارچوب یک حادثه ناشی از فساد، اهمال یا سوءمدیریت بررسی کرد. فرضیهای که باید جدی گرفته شود، قرار داشتن این انفجار در یک زنجیره بزرگتر از اقدامات پنهان اسرائیل برای «آمادهسازی محیط نبرد» در لبنان است؛ فرضیهای که البته تاکنون بهطور قضایی اثبات نشده است.
🔴برای فهم این منطق، پرونده پیجرها اهمیت ویژهای دارد. آنچه بعدها درباره سابقه طولانی طراحی این عملیات منتشر شد، یک ویژگی مهم از شیوه عمل سرویسهای اسرائیلی را آشکار کرد: فاصله میان تولد یک ایده و اجرای آن ممکن است نزدیک به یک دهه باشد. به عبارت دیگر، عملیاتی که در یک روز دیده میشود، لزوماً محصول تصمیم همان ماه یا همان سال نیست؛ ممکن است حلقه نهایی پروژهای باشد که سالها برای ایجاد زیرساخت، نفوذ، پوشش و انتخاب زمان مناسب آن کار شده است.
🔴اینجاست که باید چهارم اوت ۲۰۲۰ را دوباره و این بار از منظر «اثر راهبردی» آن بررسی کرد. سؤال فقط این نیست که چه چیزی منفجر شد؛ سؤال مهمتر این است که چه کسی از لبنانِ پس از انفجار سود برد و این حادثه چه مؤلفههایی از قدرت لبنان را پیش از دوره بعدی رویارویی تضعیف کرد.
🔴در دکترین جنگهای جدید، نبرد الزاماً با نخستین حمله هوایی آغاز نمیشود. گاهی سالها پیش از شلیک نخستین موشک، با فرسایش اقتصاد، اختلال در زیرساختهای حیاتی، نفوذ اطلاعاتی، ایجاد شکاف اجتماعی و کاهش ظرفیت بازیابی کشور هدف آغاز شده است. این همان چیزی است که میتوان آن را «مهندسی میدان پیش از جنگ» نامید.
🔴از این منظر، انفجار بندر بیروت برای من یک پرونده بستهشده نیست. سابقه عملیاتهای پیچیده و بلندمدت اسرائیل در لبنان، بهویژه آنچه در پرونده پیجرها آشکار شد، دستکم این ضرورت را ایجاد میکند که فرضیه نقش اسرائیل در انفجار بندر نیز با جدیت بیشتری بررسی شود.
🔴شش سال بعد، شاید پرسش اصلی چهارم اوت دیگر فقط این نباشد که «چه اتفاقی در بندر افتاد؟»؛ بلکه این باشد که آیا آن روز، بخشی از جنگی آغاز شده بود که لبنان هنوز نمیدانست سالها بعد با تمام ابعاد آن روبهرو خواهد شد؟
🔻 @hossein_pak69
🔴یک تجربه تاریخی در منطقه به ما میگوید که پیمانهای دفاعی، برای آنکه واقعاً موفق و اجرایی باشند، دستکم به دو پیششرط اساسی نیاز دارند:
🔻نخست، آمریکا در طراحی و مدیریت آنها دخالتی نداشته باشد؛
و دوم، مفهوم «دفاع» در این پیمانها، دفاع در برابر اسرائیل باشد، نه مقابله با کسانی که در برابر اسرائیل مقاومت میکنند.
🔻 @hossein_pak69
🔻مهم نیست از آقا محسن رضایی در ذهن ما چه تصویری مانده است؛ از سالهای جنگ، از سیاست، از فراز و فرودهای چند دهه گذشته. امروز مسئله، قضاوت دوباره درباره تمام آن گذشته نیست.
🔴برای من، مهم این است که آقا محسن، همان فرماندهای که روزگاری امام روحالله او را برای مسئولیتی بزرگ برگزید، این بار از سوی آقا سیدمجتبی برای مسئولیتی در یکی از حساسترین نقاط تصمیمسازی کشور فراخوانده شده است.
🔴این انتخاب را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی اداری دید. وقتی در یک مقطع تاریخی حساس، فردی با چنین سابقهای به مرکز تصمیمگیری امنیت ملی بازمیگردد، معنای آن میتواند اراده برای تغییر یک روند باشد؛ تغییری که بیش از هر چیز باید در «فکر»، «تصمیم» و «ابتکار عمل» خود را نشان دهد.
🔴آنچه امروز اهمیت دارد، احیای جایگاه «امر ولی» در منظومه تصمیمگیری است؛ اینکه دستگاههای مسئول، خود را صرفاً مجموعهای از ساختارهای اداری و کارشناسی نبینند، بلکه نسبت خود را با جهت کلان انقلاب دوباره تعریف کنند.
🔴در کنار آن، نقش سپاه پاسداران نیز مسئلهای صرفاً سازمانی نیست. سپاه در منطق انقلاب فقط یک نیروی نظامی نیست؛ حامل تجربهای تاریخی از دفاع، بازدارندگی، ابتکار و تصمیمگیری در شرایط سخت است. استفاده از این تجربه، البته نه به معنای حذف سایر نهادها، بلکه به معنای بازگرداندن وزن واقعی میدان و تجربه عملیاتی به محاسبات امنیت ملی است.
روایتِ پاک
🔻مهم نیست از آقا محسن رضایی در ذهن ما چه تصویری مانده است؛ از سالهای جنگ، از سیاست، از فراز و فروده
قسمت دوم
🔴و شاید مهمتر از همه، مسئله «استقلال فکری و استقلال در تصمیمسازی» باشد؛ اینکه جمهوری اسلامی مسائل خود را با عینک دیگران نبیند، ادبیات دیگران را مبنای تعریف منافع خود قرار ندهد و برای تشخیص تهدید، فرصت، جنگ، صلح و مذاکره، صاحب دستگاه محاسباتی مستقل خود باشد.
🔴من این انتخاب را بیش از آنکه بازگشت یک فرد بدانم، نشانهی بازگشت یک منطق میبینم.
🔴آقا محسن امروز برای من «ثقهی ولی» است؛ نه به این معنا که نقد گذشته او ممنوع باشد و نه به این معنا که درباره عملکرد آیندهاش پرسشی وجود نداشته باشد. بلکه به این معنا که وقتی ولی، در چنین مقطعی مسئولیتی را بر دوش کسی میگذارد، باید فهمید که مأموریتی در کار است.
🔴مأموریتی برای تغییر روند؛
برای بازسازی قدرت تصمیم؛
برای نزدیکتر کردن سیاست و میدان؛
و برای بازگرداندن جسارت، استقلال و ابتکار به جایی که
تصمیمهای بزرگ امنیت ملی گرفته میشود.
🔴اکنو باید منتظر عمل ماند؛ زیرا ارزش این انتخاب، در نهایت نه با نامها، که با تغییری سنجیده خواهد شد که در مسیر کشور ایجاد میکند.
🔻 @hossein_pak69
🔻عفو عمومی در لبنان؛ قانون زندانها یا بازآرایی یک موازنه سیاسی؟
🔴پارلمان لبنان سرانجام یکی از مناقشهبرانگیزترین پروندههای سالهای اخیر را بست و قانون «عفو عمومی» را به تصویب رساند؛ قانونی که در ظاهر با هدف کاهش تراکم زندانها، حل معضل بازداشتهای طولانی و تخفیف یا اسقاط بخشی از مجازاتها تدوین شده، اما در سطح سیاسی، معنایی بسیار فراتر از اصلاح وضعیت زندانهای لبنان دارد. برای فهم اهمیت این مصوبه باید دید چه کسانی از آن منتفع میشوند و چه توازن سیاسیای پشت آن شکل گرفته است.
🔴یکی از اصلیترین گرههای مذاکرات چندماهه بر سر این قانون، پرونده موسوم به «الموقوفین الإسلامیین» بود؛ مجموعهای از زندانیان و محکومان اسلامگرا که برخی از آنان در پروندههای امنیتی سنگین، درگیری با ارتش لبنان و فعالیت گروههای مسلح در سالهای بحران سوریه محکوم شدهاند. همین مسئله باعث شد موضوع عفو عمومی از ابتدا نه یک پرونده صرفاً حقوقی، بلکه بخشی از چانهزنی سیاسی و طایفهای لبنان باشد. گزارشهای پیش از تصویب نیز نشان میداد نمایندگان سنی صراحتاً بر بهرهمندی زندانیان اسلامگرا از قانون پافشاری میکردند.
🔴در میان این پروندهها، نام احمد الأسیر اهمیت نمادین ویژهای دارد. الأسیر تنها یک زندانی عادی نیست؛ نام او با یکی از خشنترین دورههای قطبیشدن سیاسی ـ مذهبی لبنان در جریان جنگ سوریه گره خورده است. شبکهای که پیرامون او شکل گرفت، نهایتاً در سال ۲۰۱۳ در عبرا وارد درگیری خونین با ارتش لبنان شد و شماری از نظامیان لبنانی کشته شدند. به همین دلیل، هرگونه تخفیف مجازات او از نظر سیاسی پیامی بسیار فراتر از سرنوشت یک زندانی دارد.
🔴البته برخلاف برخی روایتهای اولیه، مصوبه جدید به معنای آزادی فوری الأسیر نیست. اطلاعات منتشرشده نشان میدهد او از سازوکار کاهش محکومیت منتفع میشود و امکان آزادیاش در سالهای آینده فراهم خواهد شد. اما مسئله اصلی دقیقاً همین است: پروندهای که تا همین چند سال پیش یکی از خطوط قرمز امنیتی لبنان محسوب میشد، اکنون وارد مسیر تخفیف و عفو شده است.
از این نقطه میتوان به لایه مهمتر ماجرا رسید.
🔴عفو عمومی در لبنان را نمیتوان جدا از بازآرایی موازنه قدرت داخلی و منطقهای این کشور بررسی کرد. طی ماههای گذشته، مسئله زندانیان اسلامگرا به یکی از مطالبات اصلی بخشی از جریان سیاسی سنی تبدیل شده بود. در چنین فضایی، تصویب قانونی که راه آزادی یا کاهش محکومیت بخشی از این شبکه را باز میکند، عملاً به معنای بازگرداندن یک پرونده امنیتی قدیمی به متن رقابت سیاسی جدید لبنان است.
🔴نگرانی اصلی نیز فقط این نیست که چند ده زندانی از زندان خارج میشوند. سؤال مهمتر این است که این نیروها پس از آزادی وارد چه محیط سیاسی و امنیتیای خواهند شد؟
🔴لبنان در مجاورت سوریهای قرار دارد که همچنان در معرض رقابت شبکههای امنیتی، جریانهای مسلح و بازیگران منطقهای است. تجربه سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ نشان داد که شمال لبنان، عکار، طرابلس، عرسال و برخی شبکههای سلفی چگونه میتوانند در شرایط مناسب به عقبه انسانی، مالی و لجستیکی تحولات سوریه تبدیل شوند. بنابراین آزادسازی گروهی از افراد دارای سابقه فعالیت در چنین محیطی، بدون وجود سازوکارهای مؤثر امنیتی و قضایی، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً «اصلاح زندانها» نامید.
🔴در این میان، نقش عربستان سعودی در معماری سیاسی جدید لبنان نیز باید جداگانه مورد توجه قرار گیرد. ریاض طی سالهای اخیر برای بازیابی نفوذ خود بر ساختار سیاسی اهل سنت و سپس بر معادلات کلان دولت لبنان تلاش کرده است. از همین منظر، هرچند نسبتدادن مستقیم تصویب این قانون به دستور یا فشار عربستان امروز دیگر نیاز به علم غیب ندارد و نمیتوان آن را خارج از روند بزرگتر بازگشت نفوذ سعودی به ساختار تصمیمسازی لبنان تحلیل کرد.
مسئله بنابراین از «عفو» فراتر میرود.
🔴آنچه امروز در پارلمان اتفاق افتاد، بخشی از تغییر توازن سیاسی در لبنان است: پروندههایی که در دوره گذشته «امنیتی» تعریف میشدند، اکنون در قالب مصالحههای سیاسی بازتعریف میشوند؛ گروههایی که زمانی تهدید امنیت ملی تلقی میشدند، بخشی از آنان دوباره امکان بازگشت به جامعه پیدا میکنند؛ و بازیگران منطقهای نیز میکوشند از این تغییر برای بازسازی شبکه نفوذ خود استفاده کنند.
🔴اگر این روند در ماههای آینده با سازماندهی مجدد شبکههای تندرو، انتقال منابع مالی یا فعالشدن دوباره خطوط ارتباطی لبنان ـ سوریه همراه شود، آن زمان قانون عفو عمومی دیگر صرفاً یک تصمیم داخلی لبنان نخواهد بود.
🔴و شاید پرسش مهمتر از اینکه «چه کسانی آزاد شدند؟» این باشد:
چه کسی از بازگشت آنان به صحنه سیاسی و
امنیتی لبنان و سوریه سود خواهد برد؟
🔻 @hossein_pak69
🔻اگر برکت آمدن آقا محسن همین چند کلمه باشد، کافی است.
چند هفته بود کسانی که باید، حتی از نوشتن همین چند کلمه درباره «مقاومت» استنکاف میکردند؛ اما آقا محسن نوشت، صریح و بیلکنت.
برای همین چند کلمه، مقاومت از او تشکر کرد؛ همان توفیقی که ظاهراً نصیب بعضیها نشد.
🔴گاهی برای فهمیدن تفاوت آدمها، نه کارنامهای بلند؛
فقط چند کلمه کافی است.
🔻 @hossein_pak69
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سالروز پیروزی در جنگ ۳۳ روزه، فرصت خوبی است برای یادآوری چند واقعیت که شاید امروز مهمتر از خود خاطره آن جنگ باشند.
همچنین فرصتی است برای بازخوانی این پرسش که چرا مقاومت توانست در برابر یکی از سنگینترین جنگهای تاریخ لبنان بایستد؟
🔴پاسخ را نباید در یک سلاح، یک عملیات یا حتی یک فرمانده جستوجو کرد. پیروزی محصول یک منظومه بههمپیوسته از ابتکار عملیاتی، حفاظت فرماندهی، تصمیم سیاسی، فرماندهی میدانی و جنگ شناختی بود؛ منظومهای که اگر یکی از حلقههای اصلی آن از كار میافتاد، ممکن بود سرنوشت جنگ متفاوت شود.
🔴نخستین حلقه، مبادرت و ابتکار عمل بود. عملیات اسارت دو نظامی اسرائیلی در خلة وردة، برآمده از طراحی عملیاتی عماد مغنیه، نشان داد مقاومت قرار نیست صرفاً منتظر حرکت دشمن بماند. ابتکار عمل، از همان آغاز، بخشی از منطق نبرد بود؛ یعنی تلاش برای تحمیل مسئله و زمان به دشمن، نه صرفاً واکنش به تصمیمات او.
🔴اما با آغاز جنگ، مسئله مهمتری خود را نشان داد: بقای شبکه فرماندهی. اسرائیل میکوشید با ترور فرماندهان و قطع ارتباط میان سطوح مختلف، مقاومت را از یک سازمان منسجم به مجموعهای از واحدهای پراکنده تبدیل کند. حفظ اتاق عملیات، فرماندهان و پیوستگی فرماندهی و کنترل، یکی از پایههای اصلی ادامه جنگ بود. مقاومت زیر شدیدترین آتش، توان تصمیمگیری خود را از دست نداد.
@hossein_pak69
روایتِ پاک
🔻اگر برکت آمدن آقا محسن همین چند کلمه باشد، کافی است. چند هفته بود کسانی که باید، حتی از نوشتن همین
قسمت دوم
در این نقطه، نقش حاج قاسم سلیمانی اهمیت ویژهای پیدا میکند. اهمیت حضور او فقط در این نبود که فرمانده نیروی قدس در لبنان حضور داشت؛ مهمتر این بود که فرماندهای در این سطح، خود در مجاورت میدان قرار گرفته بود و تصویر جنگ را بدون واسطه دریافت میکرد. شناخت او از پیچ و خم های ضاحیه، ساختار مقاومت و محیط لبنان، امکان انتقال تصویری دقیقتر از وضعیت نبرد به عالیترین سطح تصمیمگیری در تهران را فراهم میکرد. این همان نقطهای است که «شناخت میدان» به بخشی از قدرت راهبردی تبدیل میشود.
🔴جنگ اما لحظهای داشت که مسئله دیگر صرفاً نظامی نبود؛ مسئله، تصمیم به ادامه مقاومت بود. با گسترش عملیات زمینی اسرائیل و افزایش فشار بر جنوب لبنان، امکان شکلگیری این محاسبه وجود داشت که هزینه ادامه جنگ بیش از ظرفیت تحمل آن است. در چنین شرایطی، تصمیم به ایستادگی و نپذیرفتن تحمیل اراده دشمن، حلقهای تعیینکننده در زنجیره پیروزی بود.
این تصمیم توسط امام شهید سید علی خامنه ای گرفته شد.
🔴در کنار این تصمیم، یک پشتوانه منطقهای نیز وجود داشت. سوریه در دوره بشار اسد یکی از مسیرهای اصلی پشتیبانی تسلیح
اتی مقاومت بود. انتقال تسلیحات ضدزره و موشکی، به حزبالله امکان داد بخشی از برتری تکنولوژیک اسرائیل را در میدان محدود کند. نبردهای جنوب نشان داد که وقتی نیروی زمینی مهاجم نتواند با اطمینان بر زره و تحرک خود تکیه کند، معادله عملیات زمینی بهشدت تغییر میکند.
🔴در رأس این منظومه، سید حسن نصرالله قرار داشت؛ نه فقط بهعنوان دبیرکل حزبالله، بلکه بهعنوان یکی از مهمترین عناصر جنگ شناختی. او میدانست که جنگ فقط در بنتجبیل، عیتا الشعب و وادیالحجیر جریان ندارد؛ بخشی از جنگ در ذهن جامعه اسرائیل جریان دارد. اعلام هدف قرار گرفتن ناو جنگی اسرائیلی در سخنرانی تلویزیونی، نمونهای برجسته از پیوند عملیات نظامی و اثرگذاری روانی بود: یک واقعه تاکتیکی، در لحظه مناسب، به یک پیام راهبردی تبدیل شد.
پینوشت: ببینید سید شهید چه حسی از حاج قاسم دریافت می کرد؛
این احساس است که فتح به همراه می آورد.
🔻 @hossein_pak69
🔻حالا که آنچه «تفاهم اسلامآباد» نامیده میشد ــ همان تفاهمِ نقضِ غرض ــ حتی ظرفیت مطالبهگری برای پایان جنگ را هم ندارد، پرسش اصلی این است: با نسلکشی در جنوب لبنان و خیز ارتش رژیم صهیونیستی برای اشغال «علیالطاهر»، بهعنوان مهمترین سنگر جنوب، چگونه باید مواجه شد؟
🔴هرگونه تأخیر ایران در ورود جدی به مسئله علیالطاهر میتواند خسارتهایی جبرانناپذیر بر جای بگذارد.
🔻 @hossein_pak69
روایتِ پاک
قسمت دوم در این نقطه، نقش حاج قاسم سلیمانی اهمیت ویژهای پیدا میکند. اهمیت حضور او فقط در این نبود
🔻مسیری که برای «نشدن» طراحی شد
🔴و آیا اساساً سازوکار اسلام آباد برای «بودن و عمل کردن» طراحی شده بود؟
🔴برخلاف آنچه ادوات رسانهای فریق مذاکره تلاش میکنند القا کنند، نقض غرض در اجرای تفاهم اسلامآباد صرفاً فقط نتیجه بدعهدی طرف مقابل نیست. بخشی جدی از این شکست، محصول طراحی معیوب سازوکارهایی است که دوستان مذاکرهکننده خود بر سر آن توافق کردهاند.
🔴تفاهم برای تحقق اهداف اصلی خود، دستکم بر دو سازوکار مهم استوار بود؛ و عجیب آنکه هر دو سازوکار، از همان ابتدا گرفتار اشکالاتی بدیهی و قابل پیشبینی بودند.
🔴اول؛ سازوکاری برای لبنان که حتی یکبار تشکیل جلسه نداد
در بند مربوط به لبنان، عزیزان دیپلمات ، پس از دو عقبنشینی غیرتاکتیکی ، به سازوکاری رضایت دادند که امروز نتیجهاش مقابل چشم همه است.
🔴عقبنشینی نخست، رفتن به دور اول مذاکرات بدون تحقق آتشبس در لبنان بود.
عقبنشینی دوم، رفتن به سوئیس پس از امضای تفاهم، بدون آنکه آتشبس در لبنان برقرار شده باشد؛ آن هم در شرایطی که در بعدازظهر همان روز امضا، جنوب لبنان نزدیک به ۳۰۰ بار هدف حمله قرار گرفت.
🔴پس از این دو تجربه، انتظار طبیعی آن بود که سازوکاری سخت، اجرایی و غیرقابل تعلیق برای لبنان طراحی شود. اما چه چیزی روی میز گذاشته شد؟
«کمیته نظارت بر آتشبس» با حضور دولت لبنان، آمریکا، قطر، ایران و پاکستان.
کمیتهای که از روز توافق تا امروز حتی یک جلسه تشکیل نداده است.
چرا؟
چون دولت لبنان حاضر نشده نمایندهای معرفی کند.
🔴همین یک جمله برای فهم عمق اشکال طراحی کافی است. شما اجرای یکی از اساسیترین بندهای تفاهم را به حضور دولتی گره زدهاید که بقای مسیر سیاسی فعلیاش در گرو حفظ کانال مستقل خود با دشمن صهیونیستی است. سپس یک طرف میگوید بدون لبنان کمیته را تشکیل دهید و طرف دیگر، برای «رفع بهانه»، بر حضور همان دولت اصرار میکند!
واقعاً باورکردنی نیست.
🔴این دیگر صرفاً بدعهدی آمریکا یا کارشکنی رژیم صهیونیستی نیست؛ این یک خطای معماری است. وقتی مهمترین سازوکار اجرایی خود را به اراده بازیگری وابسته میکنید که انگیزهای برای فعالشدن آن ندارد، در حقیقت «حق وتوی عدم اجرا» را از روز اول به همان بازیگر هدیه دادهاید.
🔴نتیجه روشن است: اسرائیل و لبنان در رم مذاکره میکنند و کمیتهای که قرار بود محصول تفاهم اسلامآباد باشد، هنوز برای نخستینبار دور یک میز ننشسته است.
🔴این سازوکار معیوب و حقیقتاً باورناپذیر، بیش از آنکه نشاندهنده قدرت طرف مقابل باشند، از ناتوانی فریق مذاکره در طراحی سازوکار اجرایی برای اساسیترین بندهای همان تفاهمی حکایت دارند که خود پای آن نشستهاند.
مذاکره فقط نوشتن بندهای زیبا نیست.
توافق، متن نیست؛ «سازوکار اجرا» است.
🔴اگر برای اجرای آتشبس، کمیتهای طراحی کنید که تشکیل نخستین جلسهاش به رضایت بازیگری گره خورده باشد که اساساً نمیخواهد آن کمیته فعال شود، شما آتشبس طراحی نکردهاید؛ «تعلیق دائمی» طراحی کردهاید.
🔻 @hossein_pak69