روایتِ پاک
🔻مهم نیست از آقا محسن رضایی در ذهن ما چه تصویری مانده است؛ از سالهای جنگ، از سیاست، از فراز و فروده
قسمت دوم
🔴و شاید مهمتر از همه، مسئله «استقلال فکری و استقلال در تصمیمسازی» باشد؛ اینکه جمهوری اسلامی مسائل خود را با عینک دیگران نبیند، ادبیات دیگران را مبنای تعریف منافع خود قرار ندهد و برای تشخیص تهدید، فرصت، جنگ، صلح و مذاکره، صاحب دستگاه محاسباتی مستقل خود باشد.
🔴من این انتخاب را بیش از آنکه بازگشت یک فرد بدانم، نشانهی بازگشت یک منطق میبینم.
🔴آقا محسن امروز برای من «ثقهی ولی» است؛ نه به این معنا که نقد گذشته او ممنوع باشد و نه به این معنا که درباره عملکرد آیندهاش پرسشی وجود نداشته باشد. بلکه به این معنا که وقتی ولی، در چنین مقطعی مسئولیتی را بر دوش کسی میگذارد، باید فهمید که مأموریتی در کار است.
🔴مأموریتی برای تغییر روند؛
برای بازسازی قدرت تصمیم؛
برای نزدیکتر کردن سیاست و میدان؛
و برای بازگرداندن جسارت، استقلال و ابتکار به جایی که
تصمیمهای بزرگ امنیت ملی گرفته میشود.
🔴اکنو باید منتظر عمل ماند؛ زیرا ارزش این انتخاب، در نهایت نه با نامها، که با تغییری سنجیده خواهد شد که در مسیر کشور ایجاد میکند.
🔻 @hossein_pak69
🔻عفو عمومی در لبنان؛ قانون زندانها یا بازآرایی یک موازنه سیاسی؟
🔴پارلمان لبنان سرانجام یکی از مناقشهبرانگیزترین پروندههای سالهای اخیر را بست و قانون «عفو عمومی» را به تصویب رساند؛ قانونی که در ظاهر با هدف کاهش تراکم زندانها، حل معضل بازداشتهای طولانی و تخفیف یا اسقاط بخشی از مجازاتها تدوین شده، اما در سطح سیاسی، معنایی بسیار فراتر از اصلاح وضعیت زندانهای لبنان دارد. برای فهم اهمیت این مصوبه باید دید چه کسانی از آن منتفع میشوند و چه توازن سیاسیای پشت آن شکل گرفته است.
🔴یکی از اصلیترین گرههای مذاکرات چندماهه بر سر این قانون، پرونده موسوم به «الموقوفین الإسلامیین» بود؛ مجموعهای از زندانیان و محکومان اسلامگرا که برخی از آنان در پروندههای امنیتی سنگین، درگیری با ارتش لبنان و فعالیت گروههای مسلح در سالهای بحران سوریه محکوم شدهاند. همین مسئله باعث شد موضوع عفو عمومی از ابتدا نه یک پرونده صرفاً حقوقی، بلکه بخشی از چانهزنی سیاسی و طایفهای لبنان باشد. گزارشهای پیش از تصویب نیز نشان میداد نمایندگان سنی صراحتاً بر بهرهمندی زندانیان اسلامگرا از قانون پافشاری میکردند.
🔴در میان این پروندهها، نام احمد الأسیر اهمیت نمادین ویژهای دارد. الأسیر تنها یک زندانی عادی نیست؛ نام او با یکی از خشنترین دورههای قطبیشدن سیاسی ـ مذهبی لبنان در جریان جنگ سوریه گره خورده است. شبکهای که پیرامون او شکل گرفت، نهایتاً در سال ۲۰۱۳ در عبرا وارد درگیری خونین با ارتش لبنان شد و شماری از نظامیان لبنانی کشته شدند. به همین دلیل، هرگونه تخفیف مجازات او از نظر سیاسی پیامی بسیار فراتر از سرنوشت یک زندانی دارد.
🔴البته برخلاف برخی روایتهای اولیه، مصوبه جدید به معنای آزادی فوری الأسیر نیست. اطلاعات منتشرشده نشان میدهد او از سازوکار کاهش محکومیت منتفع میشود و امکان آزادیاش در سالهای آینده فراهم خواهد شد. اما مسئله اصلی دقیقاً همین است: پروندهای که تا همین چند سال پیش یکی از خطوط قرمز امنیتی لبنان محسوب میشد، اکنون وارد مسیر تخفیف و عفو شده است.
از این نقطه میتوان به لایه مهمتر ماجرا رسید.
🔴عفو عمومی در لبنان را نمیتوان جدا از بازآرایی موازنه قدرت داخلی و منطقهای این کشور بررسی کرد. طی ماههای گذشته، مسئله زندانیان اسلامگرا به یکی از مطالبات اصلی بخشی از جریان سیاسی سنی تبدیل شده بود. در چنین فضایی، تصویب قانونی که راه آزادی یا کاهش محکومیت بخشی از این شبکه را باز میکند، عملاً به معنای بازگرداندن یک پرونده امنیتی قدیمی به متن رقابت سیاسی جدید لبنان است.
🔴نگرانی اصلی نیز فقط این نیست که چند ده زندانی از زندان خارج میشوند. سؤال مهمتر این است که این نیروها پس از آزادی وارد چه محیط سیاسی و امنیتیای خواهند شد؟
🔴لبنان در مجاورت سوریهای قرار دارد که همچنان در معرض رقابت شبکههای امنیتی، جریانهای مسلح و بازیگران منطقهای است. تجربه سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ نشان داد که شمال لبنان، عکار، طرابلس، عرسال و برخی شبکههای سلفی چگونه میتوانند در شرایط مناسب به عقبه انسانی، مالی و لجستیکی تحولات سوریه تبدیل شوند. بنابراین آزادسازی گروهی از افراد دارای سابقه فعالیت در چنین محیطی، بدون وجود سازوکارهای مؤثر امنیتی و قضایی، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً «اصلاح زندانها» نامید.
🔴در این میان، نقش عربستان سعودی در معماری سیاسی جدید لبنان نیز باید جداگانه مورد توجه قرار گیرد. ریاض طی سالهای اخیر برای بازیابی نفوذ خود بر ساختار سیاسی اهل سنت و سپس بر معادلات کلان دولت لبنان تلاش کرده است. از همین منظر، هرچند نسبتدادن مستقیم تصویب این قانون به دستور یا فشار عربستان امروز دیگر نیاز به علم غیب ندارد و نمیتوان آن را خارج از روند بزرگتر بازگشت نفوذ سعودی به ساختار تصمیمسازی لبنان تحلیل کرد.
مسئله بنابراین از «عفو» فراتر میرود.
🔴آنچه امروز در پارلمان اتفاق افتاد، بخشی از تغییر توازن سیاسی در لبنان است: پروندههایی که در دوره گذشته «امنیتی» تعریف میشدند، اکنون در قالب مصالحههای سیاسی بازتعریف میشوند؛ گروههایی که زمانی تهدید امنیت ملی تلقی میشدند، بخشی از آنان دوباره امکان بازگشت به جامعه پیدا میکنند؛ و بازیگران منطقهای نیز میکوشند از این تغییر برای بازسازی شبکه نفوذ خود استفاده کنند.
🔴اگر این روند در ماههای آینده با سازماندهی مجدد شبکههای تندرو، انتقال منابع مالی یا فعالشدن دوباره خطوط ارتباطی لبنان ـ سوریه همراه شود، آن زمان قانون عفو عمومی دیگر صرفاً یک تصمیم داخلی لبنان نخواهد بود.
🔴و شاید پرسش مهمتر از اینکه «چه کسانی آزاد شدند؟» این باشد:
چه کسی از بازگشت آنان به صحنه سیاسی و
امنیتی لبنان و سوریه سود خواهد برد؟
🔻 @hossein_pak69
🔻اگر برکت آمدن آقا محسن همین چند کلمه باشد، کافی است.
چند هفته بود کسانی که باید، حتی از نوشتن همین چند کلمه درباره «مقاومت» استنکاف میکردند؛ اما آقا محسن نوشت، صریح و بیلکنت.
برای همین چند کلمه، مقاومت از او تشکر کرد؛ همان توفیقی که ظاهراً نصیب بعضیها نشد.
🔴گاهی برای فهمیدن تفاوت آدمها، نه کارنامهای بلند؛
فقط چند کلمه کافی است.
🔻 @hossein_pak69
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سالروز پیروزی در جنگ ۳۳ روزه، فرصت خوبی است برای یادآوری چند واقعیت که شاید امروز مهمتر از خود خاطره آن جنگ باشند.
همچنین فرصتی است برای بازخوانی این پرسش که چرا مقاومت توانست در برابر یکی از سنگینترین جنگهای تاریخ لبنان بایستد؟
🔴پاسخ را نباید در یک سلاح، یک عملیات یا حتی یک فرمانده جستوجو کرد. پیروزی محصول یک منظومه بههمپیوسته از ابتکار عملیاتی، حفاظت فرماندهی، تصمیم سیاسی، فرماندهی میدانی و جنگ شناختی بود؛ منظومهای که اگر یکی از حلقههای اصلی آن از كار میافتاد، ممکن بود سرنوشت جنگ متفاوت شود.
🔴نخستین حلقه، مبادرت و ابتکار عمل بود. عملیات اسارت دو نظامی اسرائیلی در خلة وردة، برآمده از طراحی عملیاتی عماد مغنیه، نشان داد مقاومت قرار نیست صرفاً منتظر حرکت دشمن بماند. ابتکار عمل، از همان آغاز، بخشی از منطق نبرد بود؛ یعنی تلاش برای تحمیل مسئله و زمان به دشمن، نه صرفاً واکنش به تصمیمات او.
🔴اما با آغاز جنگ، مسئله مهمتری خود را نشان داد: بقای شبکه فرماندهی. اسرائیل میکوشید با ترور فرماندهان و قطع ارتباط میان سطوح مختلف، مقاومت را از یک سازمان منسجم به مجموعهای از واحدهای پراکنده تبدیل کند. حفظ اتاق عملیات، فرماندهان و پیوستگی فرماندهی و کنترل، یکی از پایههای اصلی ادامه جنگ بود. مقاومت زیر شدیدترین آتش، توان تصمیمگیری خود را از دست نداد.
@hossein_pak69
روایتِ پاک
🔻اگر برکت آمدن آقا محسن همین چند کلمه باشد، کافی است. چند هفته بود کسانی که باید، حتی از نوشتن همین
قسمت دوم
در این نقطه، نقش حاج قاسم سلیمانی اهمیت ویژهای پیدا میکند. اهمیت حضور او فقط در این نبود که فرمانده نیروی قدس در لبنان حضور داشت؛ مهمتر این بود که فرماندهای در این سطح، خود در مجاورت میدان قرار گرفته بود و تصویر جنگ را بدون واسطه دریافت میکرد. شناخت او از پیچ و خم های ضاحیه، ساختار مقاومت و محیط لبنان، امکان انتقال تصویری دقیقتر از وضعیت نبرد به عالیترین سطح تصمیمگیری در تهران را فراهم میکرد. این همان نقطهای است که «شناخت میدان» به بخشی از قدرت راهبردی تبدیل میشود.
🔴جنگ اما لحظهای داشت که مسئله دیگر صرفاً نظامی نبود؛ مسئله، تصمیم به ادامه مقاومت بود. با گسترش عملیات زمینی اسرائیل و افزایش فشار بر جنوب لبنان، امکان شکلگیری این محاسبه وجود داشت که هزینه ادامه جنگ بیش از ظرفیت تحمل آن است. در چنین شرایطی، تصمیم به ایستادگی و نپذیرفتن تحمیل اراده دشمن، حلقهای تعیینکننده در زنجیره پیروزی بود.
این تصمیم توسط امام شهید سید علی خامنه ای گرفته شد.
🔴در کنار این تصمیم، یک پشتوانه منطقهای نیز وجود داشت. سوریه در دوره بشار اسد یکی از مسیرهای اصلی پشتیبانی تسلیح
اتی مقاومت بود. انتقال تسلیحات ضدزره و موشکی، به حزبالله امکان داد بخشی از برتری تکنولوژیک اسرائیل را در میدان محدود کند. نبردهای جنوب نشان داد که وقتی نیروی زمینی مهاجم نتواند با اطمینان بر زره و تحرک خود تکیه کند، معادله عملیات زمینی بهشدت تغییر میکند.
🔴در رأس این منظومه، سید حسن نصرالله قرار داشت؛ نه فقط بهعنوان دبیرکل حزبالله، بلکه بهعنوان یکی از مهمترین عناصر جنگ شناختی. او میدانست که جنگ فقط در بنتجبیل، عیتا الشعب و وادیالحجیر جریان ندارد؛ بخشی از جنگ در ذهن جامعه اسرائیل جریان دارد. اعلام هدف قرار گرفتن ناو جنگی اسرائیلی در سخنرانی تلویزیونی، نمونهای برجسته از پیوند عملیات نظامی و اثرگذاری روانی بود: یک واقعه تاکتیکی، در لحظه مناسب، به یک پیام راهبردی تبدیل شد.
پینوشت: ببینید سید شهید چه حسی از حاج قاسم دریافت می کرد؛
این احساس است که فتح به همراه می آورد.
🔻 @hossein_pak69
🔻حالا که آنچه «تفاهم اسلامآباد» نامیده میشد ــ همان تفاهمِ نقضِ غرض ــ حتی ظرفیت مطالبهگری برای پایان جنگ را هم ندارد، پرسش اصلی این است: با نسلکشی در جنوب لبنان و خیز ارتش رژیم صهیونیستی برای اشغال «علیالطاهر»، بهعنوان مهمترین سنگر جنوب، چگونه باید مواجه شد؟
🔴هرگونه تأخیر ایران در ورود جدی به مسئله علیالطاهر میتواند خسارتهایی جبرانناپذیر بر جای بگذارد.
🔻 @hossein_pak69
روایتِ پاک
قسمت دوم در این نقطه، نقش حاج قاسم سلیمانی اهمیت ویژهای پیدا میکند. اهمیت حضور او فقط در این نبود
🔻مسیری که برای «نشدن» طراحی شد
🔴و آیا اساساً سازوکار اسلام آباد برای «بودن و عمل کردن» طراحی شده بود؟
🔴برخلاف آنچه ادوات رسانهای فریق مذاکره تلاش میکنند القا کنند، نقض غرض در اجرای تفاهم اسلامآباد صرفاً فقط نتیجه بدعهدی طرف مقابل نیست. بخشی جدی از این شکست، محصول طراحی معیوب سازوکارهایی است که دوستان مذاکرهکننده خود بر سر آن توافق کردهاند.
🔴تفاهم برای تحقق اهداف اصلی خود، دستکم بر دو سازوکار مهم استوار بود؛ و عجیب آنکه هر دو سازوکار، از همان ابتدا گرفتار اشکالاتی بدیهی و قابل پیشبینی بودند.
🔴اول؛ سازوکاری برای لبنان که حتی یکبار تشکیل جلسه نداد
در بند مربوط به لبنان، عزیزان دیپلمات ، پس از دو عقبنشینی غیرتاکتیکی ، به سازوکاری رضایت دادند که امروز نتیجهاش مقابل چشم همه است.
🔴عقبنشینی نخست، رفتن به دور اول مذاکرات بدون تحقق آتشبس در لبنان بود.
عقبنشینی دوم، رفتن به سوئیس پس از امضای تفاهم، بدون آنکه آتشبس در لبنان برقرار شده باشد؛ آن هم در شرایطی که در بعدازظهر همان روز امضا، جنوب لبنان نزدیک به ۳۰۰ بار هدف حمله قرار گرفت.
🔴پس از این دو تجربه، انتظار طبیعی آن بود که سازوکاری سخت، اجرایی و غیرقابل تعلیق برای لبنان طراحی شود. اما چه چیزی روی میز گذاشته شد؟
«کمیته نظارت بر آتشبس» با حضور دولت لبنان، آمریکا، قطر، ایران و پاکستان.
کمیتهای که از روز توافق تا امروز حتی یک جلسه تشکیل نداده است.
چرا؟
چون دولت لبنان حاضر نشده نمایندهای معرفی کند.
🔴همین یک جمله برای فهم عمق اشکال طراحی کافی است. شما اجرای یکی از اساسیترین بندهای تفاهم را به حضور دولتی گره زدهاید که بقای مسیر سیاسی فعلیاش در گرو حفظ کانال مستقل خود با دشمن صهیونیستی است. سپس یک طرف میگوید بدون لبنان کمیته را تشکیل دهید و طرف دیگر، برای «رفع بهانه»، بر حضور همان دولت اصرار میکند!
واقعاً باورکردنی نیست.
🔴این دیگر صرفاً بدعهدی آمریکا یا کارشکنی رژیم صهیونیستی نیست؛ این یک خطای معماری است. وقتی مهمترین سازوکار اجرایی خود را به اراده بازیگری وابسته میکنید که انگیزهای برای فعالشدن آن ندارد، در حقیقت «حق وتوی عدم اجرا» را از روز اول به همان بازیگر هدیه دادهاید.
🔴نتیجه روشن است: اسرائیل و لبنان در رم مذاکره میکنند و کمیتهای که قرار بود محصول تفاهم اسلامآباد باشد، هنوز برای نخستینبار دور یک میز ننشسته است.
🔴این سازوکار معیوب و حقیقتاً باورناپذیر، بیش از آنکه نشاندهنده قدرت طرف مقابل باشند، از ناتوانی فریق مذاکره در طراحی سازوکار اجرایی برای اساسیترین بندهای همان تفاهمی حکایت دارند که خود پای آن نشستهاند.
مذاکره فقط نوشتن بندهای زیبا نیست.
توافق، متن نیست؛ «سازوکار اجرا» است.
🔴اگر برای اجرای آتشبس، کمیتهای طراحی کنید که تشکیل نخستین جلسهاش به رضایت بازیگری گره خورده باشد که اساساً نمیخواهد آن کمیته فعال شود، شما آتشبس طراحی نکردهاید؛ «تعلیق دائمی» طراحی کردهاید.
🔻 @hossein_pak69
🔴اگر برای اداره یک گذرگاه راهبردی، شریکی انتخاب کنید که از پیش میدانید ظرفیت تحمل فشار ناشی از آن شراکت را ندارد، شما مشارکت راهبردی طراحی نکردهاید؛ «راه خروج» برای روز فشار طراحی کردهاید.
🔴و بعد، وقتی همهچیز به نقطه قابل پیشبینی خود میرسد، نمیتوان تمام ماجرا را با چند عبارت درباره بدعهدی دشمن توضیح داد.
🔴دشمن بدعهد است؛ دقیقاً به همین دلیل شما را پای میز مذاکره فرستادهاند تا سازوکاری طراحی کنید که اجرای آن به حسن نیت دشمن و دوستان دشمن وابسته نباشد.
🔴تلختر از همه اما این است که عزیزان نهفقط در طراحی این سازوکارها حاضر به بازنگری نیستند؛ نقدهای فنی به همین خطاهای روشن را هم نمیپذیرند.
و شاید این، از خودِ دو سازوکار معیوب خطرناکتر
باشد.
🔻 @hossein_pak69
🔻در روزهای اخیر، بخشی از سخنان شیخ نعیم قاسم درباره مسیر اسلامآباد، بهگونهای در فضای سیاسی ایران بازنشر و تفسیر شده که گویی هرگونه نقد به این مسیر، نقد به حزبالله و حتی ایستادن در برابر تصمیم مقاومت است. این برداشت، بیش از آنکه از متن و زمینه سخنان دبیرکل حزبالله برآمده باشد، محصول انتقال یک موضع از «زمینه لبنانی» به «مناقشه داخلی ایران» است.
🔴برای فهم دقیق سخنان شیخ نعیم، ابتدا باید دید مخاطب او چه کسی است و در چه شرایطی سخن میگوید. حزبالله امروز در لبنان با یک مسئله جدی مواجه است: رژیم صهیونیستی میکوشد با استمرار فشار نظامی، ایجاد واقعیتهای جدید در جنوب و بهرهبرداری از شکافهای داخلی، این گزاره را تثبیت کند که مقاومت فاقد هرگونه مسیر سیاسی برای مهار جنگ و بازگرداندن ثبات است. در چنین فضایی، طبیعی است که دبیرکل حزبالله از هر مسیری که در مقطعی برای توقف جنگ، کاهش فشار یا ایجاد یک چارچوب سیاسی به کار گرفته شده، دفاع کند و از بازیگرانی که در آن نقش داشتهاند تشکر کند.
🔴این سخن، پیش از آنکه داوری درباره تمام جزئیات، نتایج و عملکرد مسیر اسلامآباد باشد، یک «خطاب سیاسی داخلی» است؛ خطابی برای جلوگیری از تبدیل ناکامی یک روند سیاسی به ابزار عملیات روانی علیه مقاومت.
🔴اما از اینجا تا این نتیجه که در تهران نیز هیچکس حق ندارد درباره طراحی، اجرا، هزینهها و دستاوردهای مسیر اسلامآباد سؤال کند، فاصلهای جدی وجود دارد.
@hossein_pak69
روایتِ پاک
🔻در روزهای اخیر، بخشی از سخنان شیخ نعیم قاسم درباره مسیر اسلامآباد، بهگونهای در فضای سیاسی ایران
قسمت دوم
🔴منتقد ایرانی الزاماً در جایگاه منتقد حزبالله قرار ندارد. او ممکن است دقیقاً از موضع حمایت از مقاومت بپرسد: هدف اولیه این مسیر چه بود؟ چه میزان از آن اهداف محقق شد؟ چه تضمینهایی گرفته شد؟ طرف مقابل به چه تعهداتی عمل نکرد؟ سازوکار مقابله با نقض تعهدات چه بود؟ و مهمتر از همه، جمهوری اسلامی از تجربه این روند برای تصمیمهای بعدی چه درسی گرفته است؟
🔴این پرسشها نه تضعیف مقاومت است و نه مخالفت با دبیرکل حزبالله؛ بلکه بخشی از فرآیند طبیعی ارزیابی سیاست خارجی و امنیت ملی است. اساساً اگر قرار باشد هر بار که یکی از متحدان جمهوری اسلامی از یک ابتکار ایرانی قدردانی کرد، پرونده آن ابتکار از حیث کارشناسی بسته تلقی شود، دیگر چیزی به نام ارزیابی سیاست، سنجش هزینه فایده و پاسخگویی راهبردی باقی نمیماند.
🔴مسئله نگرانکنندهتر، شکلگیری الگویی است که پیشتر نیز نمونههایی از آن دیده شده است: استفاده از سرمایه نمادین رهبران مقاومت برای فیصله دادن به اختلافات سیاسی داخل ایران.
🔴در جریان انتخابات نیز تلاشهایی صورت گرفت تا نام و اعتبار شهید سیدحسن نصرالله وارد رقابت داخلی شود و مواضع یا روابط او بهگونهای تفسیر شود که به سود انصراف یکی از نامزدها یا تقویت یک آرایش انتخاباتی خاص تمام شود. فارغ از اینکه آن روایتها تا چه اندازه دقیق بود، اصل این روش محل اشکال است.
سید شهید نصرالله سرمایه یک جناح انتخاباتی در ایران نبود؛ همانگونه که امروز شیخ نعیم قاسم نیز نباید به ابزار حذف منتقدان یک تصمیم یا مسیر سیاسی در تهران تبدیل شود.
🔴اتفاقاً احترام واقعی به حزبالله اقتضا میکند سخنان رهبران آن در زمینه واقعی خود فهمیده شود، نه اینکه بخشی از یک سخنرانی در بیروت جدا شود و در تهران کارکردی پیدا کند که اساساً برای آن بیان نشده است.
🔴میتوان همزمان از موضع شیخ نعیم قاسم در برابر فشار داخلی لبنان حمایت کرد و در عین حال درباره مسیر اسلامآباد نقد جدی داشت. این دو گزاره نه متناقضاند و نه یکدیگر را نفی میکنند.
🔴مشکل از جایی آغاز میشود که «تشکر مقاومت» جای «ارزیابی عملکرد» نشانده شود؛ گویی یک جمله تقدیرآمیز باید پاسخ همه پرسشهای کارشناسی درباره یک پرونده باشد.
🔴سیاست خارجی، بهویژه در پروندهای که با امنیت ملی ایران و سرنوشت مقاومت در لبنان گره خورده است، بیش از هر حوزه دیگری به نقد درونگفتمانی نیاز دارد. اگر مسیری موفق بوده، باید بتوان موفقیت آن را با نتایجش اثبات کرد؛ و اگر بخشی از آن شکست خورده یا طرف مقابل آن را از محتوا تهی کرده است، باید بتوان بدون متهم شدن به مخالفت با مقاومت، درباره علل آن سخن گفت.
🔴سرمایه رهبران مقاومت را نباید خرج مصونسازی تصمیمات داخلی از نقد کرد. نه نام سید شهید نصرالله باید ابزار مهندسی رقابت انتخاباتی در ایران میشد و نه امروز سخنان شیخ نعیم قاسم باید به مهر پایان بر یک بحث کارشناسی تبدیل شود.
🔴مقاومت به نقد دقیق و مسئولانه آسیب نمیبیند؛ آنچه خطرناک است، تبدیل وفاداری به مقاومت به ابزاری برای تعطیل کردن پرسشگری در تهران است.
🔻 @hossein_pak69
🔻امروز برادرم را ملامت میکنند؛
جرمش این است که ایرانی نیست و میپرسند: «پس به چه حقی از تلویزیون ایران سخن میگوید؟»
اما من او را با شناسنامهاش نشناختهام.
من دیدهام که برای ایران، گاهی از بسیاری از ایرانیها ایرانیتر بوده؛
در لبنان، لبنانیتر؛
در عراق، عراقیتر؛
میشود در یک خاک متولد شد، اما دل به جغرافیایی بزرگتر سپرد؛
جغرافیایی که مرزش را عقیده میکشد، نه سیم خاردار.
شاید در شناسنامهاش ننوشته باشند «ایرانی»،
اما ایران برای او فقط یک کشور نبوده؛
سنگری بوده که برایش ایستاده، هزینه داده، رنج کشیده و در سختترین روزها تنهایش نگذاشته است.
برای همین، امروز از سرزنشش دلم نمیشکند؛
برادر من،
بگذار هرچه میخواهند بگویند.
برای من همین کافی است که وقتی پرچمها افتادند، تو ایستادی؛
وقتی خیلیها حساب سود و زیان کردند، تو حساب تکلیف کردی؛
و وقتی مرز کشیدند، تو هنوز همانجایی ماندی که روحالله نشان داده بود.
تو شناسنامه ایرانی نداری؛
اما سرباز روحاللهی.
و شاید همین، رازِ ایرانیتر بودنت از بسیاری از ماست.
پی نوشت: اینجا جنوب لبنان
شامگاه ۹ اکتبر در مارون الراس
دو روز بعد از عملیات طوفان الاقصی
صدای جیغ صهیونیست ها به گوش میرسید.
🔻 @hossein_pak69