روایتِ پاک
قسمت دوم در این نقطه، نقش حاج قاسم سلیمانی اهمیت ویژهای پیدا میکند. اهمیت حضور او فقط در این نبود
🔻مسیری که برای «نشدن» طراحی شد
🔴و آیا اساساً سازوکار اسلام آباد برای «بودن و عمل کردن» طراحی شده بود؟
🔴برخلاف آنچه ادوات رسانهای فریق مذاکره تلاش میکنند القا کنند، نقض غرض در اجرای تفاهم اسلامآباد صرفاً فقط نتیجه بدعهدی طرف مقابل نیست. بخشی جدی از این شکست، محصول طراحی معیوب سازوکارهایی است که دوستان مذاکرهکننده خود بر سر آن توافق کردهاند.
🔴تفاهم برای تحقق اهداف اصلی خود، دستکم بر دو سازوکار مهم استوار بود؛ و عجیب آنکه هر دو سازوکار، از همان ابتدا گرفتار اشکالاتی بدیهی و قابل پیشبینی بودند.
🔴اول؛ سازوکاری برای لبنان که حتی یکبار تشکیل جلسه نداد
در بند مربوط به لبنان، عزیزان دیپلمات ، پس از دو عقبنشینی غیرتاکتیکی ، به سازوکاری رضایت دادند که امروز نتیجهاش مقابل چشم همه است.
🔴عقبنشینی نخست، رفتن به دور اول مذاکرات بدون تحقق آتشبس در لبنان بود.
عقبنشینی دوم، رفتن به سوئیس پس از امضای تفاهم، بدون آنکه آتشبس در لبنان برقرار شده باشد؛ آن هم در شرایطی که در بعدازظهر همان روز امضا، جنوب لبنان نزدیک به ۳۰۰ بار هدف حمله قرار گرفت.
🔴پس از این دو تجربه، انتظار طبیعی آن بود که سازوکاری سخت، اجرایی و غیرقابل تعلیق برای لبنان طراحی شود. اما چه چیزی روی میز گذاشته شد؟
«کمیته نظارت بر آتشبس» با حضور دولت لبنان، آمریکا، قطر، ایران و پاکستان.
کمیتهای که از روز توافق تا امروز حتی یک جلسه تشکیل نداده است.
چرا؟
چون دولت لبنان حاضر نشده نمایندهای معرفی کند.
🔴همین یک جمله برای فهم عمق اشکال طراحی کافی است. شما اجرای یکی از اساسیترین بندهای تفاهم را به حضور دولتی گره زدهاید که بقای مسیر سیاسی فعلیاش در گرو حفظ کانال مستقل خود با دشمن صهیونیستی است. سپس یک طرف میگوید بدون لبنان کمیته را تشکیل دهید و طرف دیگر، برای «رفع بهانه»، بر حضور همان دولت اصرار میکند!
واقعاً باورکردنی نیست.
🔴این دیگر صرفاً بدعهدی آمریکا یا کارشکنی رژیم صهیونیستی نیست؛ این یک خطای معماری است. وقتی مهمترین سازوکار اجرایی خود را به اراده بازیگری وابسته میکنید که انگیزهای برای فعالشدن آن ندارد، در حقیقت «حق وتوی عدم اجرا» را از روز اول به همان بازیگر هدیه دادهاید.
🔴نتیجه روشن است: اسرائیل و لبنان در رم مذاکره میکنند و کمیتهای که قرار بود محصول تفاهم اسلامآباد باشد، هنوز برای نخستینبار دور یک میز ننشسته است.
🔴این سازوکار معیوب و حقیقتاً باورناپذیر، بیش از آنکه نشاندهنده قدرت طرف مقابل باشند، از ناتوانی فریق مذاکره در طراحی سازوکار اجرایی برای اساسیترین بندهای همان تفاهمی حکایت دارند که خود پای آن نشستهاند.
مذاکره فقط نوشتن بندهای زیبا نیست.
توافق، متن نیست؛ «سازوکار اجرا» است.
🔴اگر برای اجرای آتشبس، کمیتهای طراحی کنید که تشکیل نخستین جلسهاش به رضایت بازیگری گره خورده باشد که اساساً نمیخواهد آن کمیته فعال شود، شما آتشبس طراحی نکردهاید؛ «تعلیق دائمی» طراحی کردهاید.
🔻 @hossein_pak69
🔴اگر برای اداره یک گذرگاه راهبردی، شریکی انتخاب کنید که از پیش میدانید ظرفیت تحمل فشار ناشی از آن شراکت را ندارد، شما مشارکت راهبردی طراحی نکردهاید؛ «راه خروج» برای روز فشار طراحی کردهاید.
🔴و بعد، وقتی همهچیز به نقطه قابل پیشبینی خود میرسد، نمیتوان تمام ماجرا را با چند عبارت درباره بدعهدی دشمن توضیح داد.
🔴دشمن بدعهد است؛ دقیقاً به همین دلیل شما را پای میز مذاکره فرستادهاند تا سازوکاری طراحی کنید که اجرای آن به حسن نیت دشمن و دوستان دشمن وابسته نباشد.
🔴تلختر از همه اما این است که عزیزان نهفقط در طراحی این سازوکارها حاضر به بازنگری نیستند؛ نقدهای فنی به همین خطاهای روشن را هم نمیپذیرند.
و شاید این، از خودِ دو سازوکار معیوب خطرناکتر
باشد.
🔻 @hossein_pak69
🔻در روزهای اخیر، بخشی از سخنان شیخ نعیم قاسم درباره مسیر اسلامآباد، بهگونهای در فضای سیاسی ایران بازنشر و تفسیر شده که گویی هرگونه نقد به این مسیر، نقد به حزبالله و حتی ایستادن در برابر تصمیم مقاومت است. این برداشت، بیش از آنکه از متن و زمینه سخنان دبیرکل حزبالله برآمده باشد، محصول انتقال یک موضع از «زمینه لبنانی» به «مناقشه داخلی ایران» است.
🔴برای فهم دقیق سخنان شیخ نعیم، ابتدا باید دید مخاطب او چه کسی است و در چه شرایطی سخن میگوید. حزبالله امروز در لبنان با یک مسئله جدی مواجه است: رژیم صهیونیستی میکوشد با استمرار فشار نظامی، ایجاد واقعیتهای جدید در جنوب و بهرهبرداری از شکافهای داخلی، این گزاره را تثبیت کند که مقاومت فاقد هرگونه مسیر سیاسی برای مهار جنگ و بازگرداندن ثبات است. در چنین فضایی، طبیعی است که دبیرکل حزبالله از هر مسیری که در مقطعی برای توقف جنگ، کاهش فشار یا ایجاد یک چارچوب سیاسی به کار گرفته شده، دفاع کند و از بازیگرانی که در آن نقش داشتهاند تشکر کند.
🔴این سخن، پیش از آنکه داوری درباره تمام جزئیات، نتایج و عملکرد مسیر اسلامآباد باشد، یک «خطاب سیاسی داخلی» است؛ خطابی برای جلوگیری از تبدیل ناکامی یک روند سیاسی به ابزار عملیات روانی علیه مقاومت.
🔴اما از اینجا تا این نتیجه که در تهران نیز هیچکس حق ندارد درباره طراحی، اجرا، هزینهها و دستاوردهای مسیر اسلامآباد سؤال کند، فاصلهای جدی وجود دارد.
@hossein_pak69
روایتِ پاک
🔻در روزهای اخیر، بخشی از سخنان شیخ نعیم قاسم درباره مسیر اسلامآباد، بهگونهای در فضای سیاسی ایران
قسمت دوم
🔴منتقد ایرانی الزاماً در جایگاه منتقد حزبالله قرار ندارد. او ممکن است دقیقاً از موضع حمایت از مقاومت بپرسد: هدف اولیه این مسیر چه بود؟ چه میزان از آن اهداف محقق شد؟ چه تضمینهایی گرفته شد؟ طرف مقابل به چه تعهداتی عمل نکرد؟ سازوکار مقابله با نقض تعهدات چه بود؟ و مهمتر از همه، جمهوری اسلامی از تجربه این روند برای تصمیمهای بعدی چه درسی گرفته است؟
🔴این پرسشها نه تضعیف مقاومت است و نه مخالفت با دبیرکل حزبالله؛ بلکه بخشی از فرآیند طبیعی ارزیابی سیاست خارجی و امنیت ملی است. اساساً اگر قرار باشد هر بار که یکی از متحدان جمهوری اسلامی از یک ابتکار ایرانی قدردانی کرد، پرونده آن ابتکار از حیث کارشناسی بسته تلقی شود، دیگر چیزی به نام ارزیابی سیاست، سنجش هزینه فایده و پاسخگویی راهبردی باقی نمیماند.
🔴مسئله نگرانکنندهتر، شکلگیری الگویی است که پیشتر نیز نمونههایی از آن دیده شده است: استفاده از سرمایه نمادین رهبران مقاومت برای فیصله دادن به اختلافات سیاسی داخل ایران.
🔴در جریان انتخابات نیز تلاشهایی صورت گرفت تا نام و اعتبار شهید سیدحسن نصرالله وارد رقابت داخلی شود و مواضع یا روابط او بهگونهای تفسیر شود که به سود انصراف یکی از نامزدها یا تقویت یک آرایش انتخاباتی خاص تمام شود. فارغ از اینکه آن روایتها تا چه اندازه دقیق بود، اصل این روش محل اشکال است.
سید شهید نصرالله سرمایه یک جناح انتخاباتی در ایران نبود؛ همانگونه که امروز شیخ نعیم قاسم نیز نباید به ابزار حذف منتقدان یک تصمیم یا مسیر سیاسی در تهران تبدیل شود.
🔴اتفاقاً احترام واقعی به حزبالله اقتضا میکند سخنان رهبران آن در زمینه واقعی خود فهمیده شود، نه اینکه بخشی از یک سخنرانی در بیروت جدا شود و در تهران کارکردی پیدا کند که اساساً برای آن بیان نشده است.
🔴میتوان همزمان از موضع شیخ نعیم قاسم در برابر فشار داخلی لبنان حمایت کرد و در عین حال درباره مسیر اسلامآباد نقد جدی داشت. این دو گزاره نه متناقضاند و نه یکدیگر را نفی میکنند.
🔴مشکل از جایی آغاز میشود که «تشکر مقاومت» جای «ارزیابی عملکرد» نشانده شود؛ گویی یک جمله تقدیرآمیز باید پاسخ همه پرسشهای کارشناسی درباره یک پرونده باشد.
🔴سیاست خارجی، بهویژه در پروندهای که با امنیت ملی ایران و سرنوشت مقاومت در لبنان گره خورده است، بیش از هر حوزه دیگری به نقد درونگفتمانی نیاز دارد. اگر مسیری موفق بوده، باید بتوان موفقیت آن را با نتایجش اثبات کرد؛ و اگر بخشی از آن شکست خورده یا طرف مقابل آن را از محتوا تهی کرده است، باید بتوان بدون متهم شدن به مخالفت با مقاومت، درباره علل آن سخن گفت.
🔴سرمایه رهبران مقاومت را نباید خرج مصونسازی تصمیمات داخلی از نقد کرد. نه نام سید شهید نصرالله باید ابزار مهندسی رقابت انتخاباتی در ایران میشد و نه امروز سخنان شیخ نعیم قاسم باید به مهر پایان بر یک بحث کارشناسی تبدیل شود.
🔴مقاومت به نقد دقیق و مسئولانه آسیب نمیبیند؛ آنچه خطرناک است، تبدیل وفاداری به مقاومت به ابزاری برای تعطیل کردن پرسشگری در تهران است.
🔻 @hossein_pak69
🔻امروز برادرم را ملامت میکنند؛
جرمش این است که ایرانی نیست و میپرسند: «پس به چه حقی از تلویزیون ایران سخن میگوید؟»
اما من او را با شناسنامهاش نشناختهام.
من دیدهام که برای ایران، گاهی از بسیاری از ایرانیها ایرانیتر بوده؛
در لبنان، لبنانیتر؛
در عراق، عراقیتر؛
میشود در یک خاک متولد شد، اما دل به جغرافیایی بزرگتر سپرد؛
جغرافیایی که مرزش را عقیده میکشد، نه سیم خاردار.
شاید در شناسنامهاش ننوشته باشند «ایرانی»،
اما ایران برای او فقط یک کشور نبوده؛
سنگری بوده که برایش ایستاده، هزینه داده، رنج کشیده و در سختترین روزها تنهایش نگذاشته است.
برای همین، امروز از سرزنشش دلم نمیشکند؛
برادر من،
بگذار هرچه میخواهند بگویند.
برای من همین کافی است که وقتی پرچمها افتادند، تو ایستادی؛
وقتی خیلیها حساب سود و زیان کردند، تو حساب تکلیف کردی؛
و وقتی مرز کشیدند، تو هنوز همانجایی ماندی که روحالله نشان داده بود.
تو شناسنامه ایرانی نداری؛
اما سرباز روحاللهی.
و شاید همین، رازِ ایرانیتر بودنت از بسیاری از ماست.
پی نوشت: اینجا جنوب لبنان
شامگاه ۹ اکتبر در مارون الراس
دو روز بعد از عملیات طوفان الاقصی
صدای جیغ صهیونیست ها به گوش میرسید.
🔻 @hossein_pak69
🔻تفاوت آقا محسن در شعام فقط در یک انتصاب یا تغییر مدیریتی نیست؛ در جنس حضور است.
🔴لباس پاسداری یعنی هویت و تعلق؛
شجاعت یعنی نترسیدن از هزینهی تصمیم؛
روحیهبخشی یعنی تزریق امید و جسارت به بدنهی جبهه؛
و سمع و اطاعت از ولی یعنی در لحظهی انتخاب، مصلحت انقلاب را بر مصلحت شخصی و سیاسی مقدم دانستن.
🔴آقا محسن با این مختصات به شعام آمده؛ نه برای ادارهی وضع موجود، بلکه برای تغییر آن در چارچوب ارادهی ولی.
🔻 @hossein_pak69
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خون دلی که لعل شد…
🔻این چند کلمه فارسیِ سید را که میشنوم، یاد یک عمر خون دل میافتم…
🔴از امام خمینی تا خامنهای شهید، برای این سنگر کم رنج نکشیدند.
سنگری که آخر کار نشان داد فقط رفیق روزهای خوب ایران نیست؛ روز سخت که رسید، برای ما جنگید، بیشتر از خیلیها جنگید و شهید داد.
🔴لبنان حاصل یک عمر خون دل است.
حاصل چهلوچند سال ساختن، تربیت کردن، زمین خوردن و دوباره بلند شدن.
امروز روز حساب همین خون دلهاست.
🔴باید حرکت کرد.
نه فردا؛ همین امروز.
این سنگر را خیلی گران ساختهاند
لعل، محصول خون دل است؛ و میراث خون دل را جز با ایستادن نمیتوان حفظ کرد.
🔻 @hossein_pak69
🔻پیش از آغاز جنگ رمضان و پیش از شروع دور اخیر جنگ، بر پایه مطالعاتی که داشتیم و درسهایی که از میدان گرفته بودیم، با صراحت گفتم که ایران متفاوتی خواهید دید.
🔴امروز با اطمینان بیشتری میگویم: در دور بعد، ایرانی متفاوتتر و قدرتمندتر خواهید دید و مقاومت اسلامی نیز با ابزارهای تازه و غافلگیریهایی وارد میدان خواهد شد که هنوز در محاسبات دشمن جایی ندارند.
🔻 @hossein_pak69
روایتِ پاک
🔻پیش از آغاز جنگ رمضان و پیش از شروع دور اخیر جنگ، بر پایه مطالعاتی که داشتیم و درسهایی که از میدان
🔻حمله آمریکا به جزیره لارک دست کسانی را باز کرد که مدتهاست به دنبال اخراج آمریکا از منطقه و تأدیب آن هستند
🔴اگر این بار جبهه آتش بگیرد
فکر نمیکنم چیزی شبیه دفعات قبل باشد
دیدنی خواهد بود.
🔻 @hossein_pak69
🔴پیشنهادی برای جنگ معنا
🔻هرقدر عدهای بخواهند
این حقیقت را نادیده بگیرند، یک واقعیت در متن جنگ رمضان باقی خواهد ماند: شهدای این جنگ، در ایران، لبنان، عراق و دیگر جبههها، شهدای انتقام خون ولی خدا هستند؛ معنایی فراتر از همه اهداف و عناوین دیگری که میتوان برای این نبرد برشمرد.
🔴این معنا چیزی نیست که بعدها به شهادت آنان افزوده شده باشد؛ در وصایا، سخنان و مسیر زندگی بسیاری از همین شهدا، نسبت خود با ولایت و دفاع از ولی بهروشنی دیده میشود.
🔴پیشنهاد این است که این حقیقت را از یک «مفهوم» به یک «نشانه زنده و قابل رؤیت» تبدیل کنیم.
🔴در همه اجتماعات، یادوارهها و مراسمها، خانوادههای شهدای جنگ رمضان با یک نشانه واحد تکریم شوند: شال قرمز «شهید الولایة»؛ شالی منقش به تصویر شهید و عبارت «شهید الولایة / شهید ولایت». این شال بهتدریج میتواند به یک نشان مشترک و شناختهشده برای خانواده شهدای این نبرد در جغرافیاهای مختلف تبدیل شود؛ نشانی که بدون نیاز به توضیح طولانی، روایت جنگ را منتقل میکند.
🔴همین معنا باید در پوسترها، مستندها، روایتهای رسانهای، یادوارهها و تولیدات هنری نیز امتداد پیدا کند؛ نه صرفا بهعنوان یک شعار، بلکه بهعنوان «هویت معنایی» این شهدا.
🔻 @hossein_pak69