eitaa logo
روایتِ پاک
7.7هزار دنبال‌کننده
171 عکس
48 ویدیو
0 فایل
تلاشی برای روایت.
مشاهده در ایتا
دانلود
فدای سر شما داداش... @hossein_pak69
🔻در روزهای اخیر، بخشی از سخنان شیخ نعیم قاسم درباره مسیر اسلام‌آباد، به‌گونه‌ای در فضای سیاسی ایران بازنشر و تفسیر شده که گویی هرگونه نقد به این مسیر، نقد به حزب‌الله و حتی ایستادن در برابر تصمیم مقاومت است. این برداشت، بیش از آنکه از متن و زمینه سخنان دبیرکل حزب‌الله برآمده باشد، محصول انتقال یک موضع از «زمینه لبنانی» به «مناقشه داخلی ایران» است. 🔴برای فهم دقیق سخنان شیخ نعیم، ابتدا باید دید مخاطب او چه کسی است و در چه شرایطی سخن می‌گوید. حزب‌الله امروز در لبنان با یک مسئله جدی مواجه است: رژیم صهیونیستی می‌کوشد با استمرار فشار نظامی، ایجاد واقعیت‌های جدید در جنوب و بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی، این گزاره را تثبیت کند که مقاومت فاقد هرگونه مسیر سیاسی برای مهار جنگ و بازگرداندن ثبات است. در چنین فضایی، طبیعی است که دبیرکل حزب‌الله از هر مسیری که در مقطعی برای توقف جنگ، کاهش فشار یا ایجاد یک چارچوب سیاسی به کار گرفته شده، دفاع کند و از بازیگرانی که در آن نقش داشته‌اند تشکر کند. 🔴این سخن، پیش از آنکه داوری درباره تمام جزئیات، نتایج و عملکرد مسیر اسلام‌آباد باشد، یک «خطاب سیاسی داخلی» است؛ خطابی برای جلوگیری از تبدیل ناکامی یک روند سیاسی به ابزار عملیات روانی علیه مقاومت. 🔴اما از اینجا تا این نتیجه که در تهران نیز هیچ‌کس حق ندارد درباره طراحی، اجرا، هزینه‌ها و دستاوردهای مسیر اسلام‌آباد سؤال کند، فاصله‌ای جدی وجود دارد. @hossein_pak69
روایتِ پاک
🔻در روزهای اخیر، بخشی از سخنان شیخ نعیم قاسم درباره مسیر اسلام‌آباد، به‌گونه‌ای در فضای سیاسی ایران
قسمت دوم 🔴منتقد ایرانی الزاماً در جایگاه منتقد حزب‌الله قرار ندارد. او ممکن است دقیقاً از موضع حمایت از مقاومت بپرسد: هدف اولیه این مسیر چه بود؟ چه میزان از آن اهداف محقق شد؟ چه تضمین‌هایی گرفته شد؟ طرف مقابل به چه تعهداتی عمل نکرد؟ سازوکار مقابله با نقض تعهدات چه بود؟ و مهم‌تر از همه، جمهوری اسلامی از تجربه این روند برای تصمیم‌های بعدی چه درسی گرفته است؟ 🔴این پرسش‌ها نه تضعیف مقاومت است و نه مخالفت با دبیرکل حزب‌الله؛ بلکه بخشی از فرآیند طبیعی ارزیابی سیاست خارجی و امنیت ملی است. اساساً اگر قرار باشد هر بار که یکی از متحدان جمهوری اسلامی از یک ابتکار ایرانی قدردانی کرد، پرونده آن ابتکار از حیث کارشناسی بسته تلقی شود، دیگر چیزی به نام ارزیابی سیاست، سنجش هزینه فایده و پاسخ‌گویی راهبردی باقی نمی‌ماند. 🔴مسئله نگران‌کننده‌تر، شکل‌گیری الگویی است که پیش‌تر نیز نمونه‌هایی از آن دیده شده است: استفاده از سرمایه نمادین رهبران مقاومت برای فیصله دادن به اختلافات سیاسی داخل ایران. 🔴در جریان انتخابات نیز تلاش‌هایی صورت گرفت تا نام و اعتبار شهید سیدحسن نصرالله وارد رقابت داخلی شود و مواضع یا روابط او به‌گونه‌ای تفسیر شود که به سود انصراف یکی از نامزدها یا تقویت یک آرایش انتخاباتی خاص تمام شود. فارغ از اینکه آن روایت‌ها تا چه اندازه دقیق بود، اصل این روش محل اشکال است. سید شهید نصرالله سرمایه یک جناح انتخاباتی در ایران نبود؛ همان‌گونه که امروز شیخ نعیم قاسم نیز نباید به ابزار حذف منتقدان یک تصمیم یا مسیر سیاسی در تهران تبدیل شود. 🔴اتفاقاً احترام واقعی به حزب‌الله اقتضا می‌کند سخنان رهبران آن در زمینه واقعی خود فهمیده شود، نه اینکه بخشی از یک سخنرانی در بیروت جدا شود و در تهران کارکردی پیدا کند که اساساً برای آن بیان نشده است. 🔴می‌توان همزمان از موضع شیخ نعیم قاسم در برابر فشار داخلی لبنان حمایت کرد و در عین حال درباره مسیر اسلام‌آباد نقد جدی داشت. این دو گزاره نه متناقض‌اند و نه یکدیگر را نفی می‌کنند. 🔴مشکل از جایی آغاز می‌شود که «تشکر مقاومت» جای «ارزیابی عملکرد» نشانده شود؛ گویی یک جمله تقدیرآمیز باید پاسخ همه پرسش‌های کارشناسی درباره یک پرونده باشد. 🔴سیاست خارجی، به‌ویژه در پرونده‌ای که با امنیت ملی ایران و سرنوشت مقاومت در لبنان گره خورده است، بیش از هر حوزه دیگری به نقد درون‌گفتمانی نیاز دارد. اگر مسیری موفق بوده، باید بتوان موفقیت آن را با نتایجش اثبات کرد؛ و اگر بخشی از آن شکست خورده یا طرف مقابل آن را از محتوا تهی کرده است، باید بتوان بدون متهم شدن به مخالفت با مقاومت، درباره علل آن سخن گفت. 🔴سرمایه رهبران مقاومت را نباید خرج مصون‌سازی تصمیمات داخلی از نقد کرد. نه نام سید شهید نصرالله باید ابزار مهندسی رقابت انتخاباتی در ایران می‌شد و نه امروز سخنان شیخ نعیم قاسم باید به مهر پایان بر یک بحث کارشناسی تبدیل شود. 🔴مقاومت به نقد دقیق و مسئولانه آسیب نمی‌بیند؛ آنچه خطرناک است، تبدیل وفاداری به مقاومت به ابزاری برای تعطیل کردن پرسشگری در تهران است. 🔻 @hossein_pak69
🔻امروز برادرم را ملامت می‌کنند؛ جرمش این است که ایرانی نیست و می‌پرسند: «پس به چه حقی از تلویزیون ایران سخن می‌گوید؟» اما من او را با شناسنامه‌اش نشناخته‌ام. من دیده‌ام که برای ایران، گاهی از بسیاری از ایرانی‌ها ایرانی‌تر بوده؛ در لبنان، لبنانی‌تر؛ در عراق، عراقی‌تر؛ می‌شود در یک خاک متولد شد، اما دل به جغرافیایی بزرگ‌تر سپرد؛ جغرافیایی که مرزش را عقیده می‌کشد، نه سیم خاردار. شاید در شناسنامه‌اش ننوشته باشند «ایرانی»، اما ایران برای او فقط یک کشور نبوده؛ سنگری بوده که برایش ایستاده، هزینه داده، رنج کشیده و در سخت‌ترین روزها تنهایش نگذاشته است. برای همین، امروز از سرزنشش دلم نمی‌شکند؛ برادر من، بگذار هرچه می‌خواهند بگویند. برای من همین کافی است که وقتی پرچم‌ها افتادند، تو ایستادی؛ وقتی خیلی‌ها حساب سود و زیان کردند، تو حساب تکلیف کردی؛ و وقتی مرز کشیدند، تو هنوز همان‌جایی ماندی که روح‌الله نشان داده بود. تو شناسنامه ایرانی نداری؛ اما سرباز روح‌اللهی. و شاید همین، رازِ ایرانی‌تر بودنت از بسیاری از ماست. پی نوشت: اینجا جنوب لبنان شامگاه ۹ اکتبر در مارون الراس دو روز بعد از عملیات طوفان الاقصی صدای جیغ صهیونیست ها به گوش میرسید. 🔻 @hossein_pak69
🔻تفاوت آقا محسن در شعام فقط در یک انتصاب یا تغییر مدیریتی نیست؛ در جنس حضور است. 🔴لباس پاسداری یعنی هویت و تعلق؛ شجاعت یعنی نترسیدن از هزینه‌ی تصمیم؛ روحیه‌بخشی یعنی تزریق امید و جسارت به بدنه‌ی جبهه؛ و سمع و اطاعت از ولی یعنی در لحظه‌ی انتخاب، مصلحت انقلاب را بر مصلحت شخصی و سیاسی مقدم دانستن. 🔴آقا محسن با این مختصات به شعام آمده؛ نه برای اداره‌ی وضع موجود، بلکه برای تغییر آن در چارچوب اراده‌ی ولی. 🔻 @hossein_pak69
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خون دلی که لعل شد… 🔻این چند کلمه فارسیِ سید را که می‌شنوم، یاد یک عمر خون دل می‌افتم… 🔴از امام خمینی تا خامنه‌ای شهید، برای این سنگر کم رنج نکشیدند. سنگری که آخر کار نشان داد فقط رفیق روزهای خوب ایران نیست؛ روز سخت که رسید، برای ما جنگید، بیشتر از خیلی‌ها جنگید و شهید داد. 🔴لبنان حاصل یک عمر خون دل است. حاصل چهل‌وچند سال ساختن، تربیت کردن، زمین خوردن و دوباره بلند شدن. امروز روز حساب همین خون دل‌هاست. 🔴باید حرکت کرد. نه فردا؛ همین امروز. این سنگر را خیلی گران ساخته‌اند لعل، محصول خون دل است؛ و میراث خون دل را جز با ایستادن نمی‌توان حفظ کرد. 🔻 @hossein_pak69
🔻پیش از آغاز جنگ رمضان و پیش از شروع دور اخیر جنگ، بر پایه مطالعاتی که داشتیم و درس‌هایی که از میدان گرفته بودیم، با صراحت گفتم که ایران متفاوتی خواهید دید. 🔴امروز با اطمینان بیشتری می‌گویم: در دور بعد، ایرانی متفاوت‌تر و قدرتمندتر خواهید دید و مقاومت اسلامی نیز با ابزارهای تازه و غافلگیری‌هایی وارد میدان خواهد شد که هنوز در محاسبات دشمن جایی ندارند. 🔻 @hossein_pak69
روایتِ پاک
🔻پیش از آغاز جنگ رمضان و پیش از شروع دور اخیر جنگ، بر پایه مطالعاتی که داشتیم و درس‌هایی که از میدان
🔻حمله آمریکا به جزیره لارک دست کسانی را باز کرد که مدت‌هاست به دنبال اخراج آمریکا از منطقه و تأدیب آن هستند 🔴اگر این بار جبهه آتش بگیرد فکر نمی‌کنم چیزی شبیه دفعات قبل باشد دیدنی خواهد بود. 🔻 @hossein_pak69
🔴پیشنهادی برای جنگ معنا 🔻هرقدر عده‌ای بخواهند این حقیقت را نادیده بگیرند، یک واقعیت در متن جنگ رمضان باقی خواهد ماند: شهدای این جنگ، در ایران، لبنان، عراق و دیگر جبهه‌ها، شهدای انتقام خون ولی خدا هستند؛ معنایی فراتر از همه اهداف و عناوین دیگری که می‌توان برای این نبرد برشمرد. 🔴این معنا چیزی نیست که بعدها به شهادت آنان افزوده شده باشد؛ در وصایا، سخنان و مسیر زندگی بسیاری از همین شهدا، نسبت خود با ولایت و دفاع از ولی به‌روشنی دیده می‌شود. 🔴پیشنهاد این است که این حقیقت را از یک «مفهوم» به یک «نشانه زنده و قابل رؤیت» تبدیل کنیم. 🔴در همه اجتماعات، یادواره‌ها و مراسم‌ها، خانواده‌های شهدای جنگ رمضان با یک نشانه واحد تکریم شوند: شال قرمز «شهید الولایة»؛ شالی منقش به تصویر شهید و عبارت «شهید الولایة / شهید ولایت». این شال به‌تدریج می‌تواند به یک نشان مشترک و شناخته‌شده برای خانواده شهدای این نبرد در جغرافیاهای مختلف تبدیل شود؛ نشانی که بدون نیاز به توضیح طولانی، روایت جنگ را منتقل می‌کند. 🔴همین معنا باید در پوسترها، مستندها، روایت‌های رسانه‌ای، یادواره‌ها و تولیدات هنری نیز امتداد پیدا کند؛ نه صرفا به‌عنوان یک شعار، بلکه به‌عنوان «هویت معنایی» این شهدا. 🔻 @hossein_pak69
🔻هموطنان عزیز؛ بعد از این همه تجربه در دفاع ملی، باید بدانیم انتشار تصاویر محل شلیک موشک‌ها و پهپادهای ایرانی، یعنی دادن سرنخ به دشمن؛ یعنی کاهش موفقیت حملات و به خطر انداختن جان مردانی که پای لانچر ایستاده‌اند. 🔻 @hossein_pak69
🔻در خصوص علی‌الطاهر، ما روایت دشمن را مبنا قرار نمی‌دهیم و منتظر روایت و بیانیه رسمی مقاومت می‌مانیم؛ چه علی‌الطاهر همچنان ایستاده باشد، چه ـ خدای ناکرده ـ سقوط کرده باشد و مدافعانش تا آخرین نفر به شهادت رسیده باشند. 🔴اما فرض کنیم علی‌الطاهر سقوط کرده است. آن‌وقت چند سوال وجود دارد: مسئولیت این روز با چه کسانی است؟ 🔴چه کسانی مدعی بودند به خاطر علی‌الطاهر پای میز مذاکره رفته‌اند؟ چه کسانی گفتند تفاهمشان دست دشمن را بسته و پیشروی او را متوقف کرده است؟ چه کسانی منتقدانی را که از همان ابتدا نسبت به رسیدن چنین روزی هشدار می‌دادند، تخریب و ساکت کردند؟ 🔴چه کسانی بدون شناخت میدان، با چند متن تولیدشده با هوش مصنوعی برای دیگران نسخه پیچیدند و هر نقدی را با تهمت و لجن‌پراکنی پاسخ دادند؟ چه کسانی «شیخ مقاومت» را خرج رؤیاهای خام و محاسبات سیاسی خود کردند؟ 🔴و چه کسانی «خون دل» فروشی کردند، بی‌آنکه بفهمند این سنگر حاصل چه خون‌دل‌هایی بود؟ خون دل آقای شهید؛ خون دل حاج قاسم؛ خون دل سید حسن؛ و خون صدها فرمانده و رزمنده‌ای که برای حفظ این جغرافیا، عمر و جانشان را گذاشتند. 🔴اگر علی‌الطاهر ایستاده باشد، باید خدا را شکر کرد و دست مدافعانش را بوسید. 🔴اما اگر سقوط کرده باشد، پیش از هر مرثیه‌ای باید پرسید: چه کسانی باید پاسخگوی تصمیم‌ها، تحلیل‌ها، وعده‌ها و سکوت‌هایی باشند که ما را به این نقطه رساند؟ 🔴البته برای بعضی‌ها اساساً فرقی نمی‌کند؛ اما برای کسانی که می‌دانند علی‌الطاهر فقط نام یک تپه نیست، فرق می کند خیلی هم فرق می‌کند. 🔻 @hossein_pak69