eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
44.9هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
348 ویدیو
28 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم علی حضرت رحمان علی باطن نورانی قرآن علی نفس علی، روح علی، جان‌ علی منکر تو نیست‌ مسلمان علی بنده الله شدم‌ با علی یا علی یا علی‌و یا علی کیست علی آینه دار خدا جان‌ِ نبی بود و نگار خدا بوده به دستش همه کار خدا در دل ما هست کنار خدا ای نجفت کعبه دلها علی یاعلی و یاعلی و یاعلی هرکه نشد خارِ درت، خوار شد حب تو میزان شد و‌معیار شد خال لبت کعبه ی سیار شد شیعه‌ی تو اصل و نسب دار شد خورده به قنبر نسب ما علی یاعلی و یاعلی و یاعلی صدق تویی صادق و اصدق تویی حیدری و قادر مطلق تویی فاتح کارزار خندق تویی حکم رسول است فقط حق تویی پس همه باطلند الا علی یاعلی و یاعلی و یاعلی گوش بفرمان لبت آفتاب حب تو ایمان  شد و بغضت عذاب باتو حساب بدی ام بی حساب جای نبی در شب هجرت بخواب گفت نبی بین خطرها علی یاعلی و یاعلی و یاعلی سنگ تو بر سینه زدن دین ما نوکریت مذهب و آیین ما سر بزن ای شاه به تدفین‌ ما کاش بیایی دم تلقین‌ ما زود به دادم برس آنجا علی یاعلی و یاعلی و یاعلی روی جهاز شتران‌ ماه شو روشنی آخر این راه شو کوری آن‌ چند نفر شاه شو رخ‌بنما و ولی الله شو نیست کسی غیر تو مولا علی یاعلی و یاعلی و یاعلی آه که هنگام‌ عداوت شد و.. بر ولی الله خیانت شدو.. پشت علی خلوت خلوت شدو.. پشت در خانه قیامت شدو.. گفت‌ در آن فاجعه زهرا علی.. یاعلی و یاعلی و یاعلی.. شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
با عشق علی دلت صفا خواهد کرد از غصه و غم تو را جدا خواهد کرد تو یک صلوات نذر حیدر بفرست بعدش به تو فاطمه دعا خواهد کرد شاعر: @dobeity_robaey
چه خوب شد که روی خاک مرده پا گذاشتی خوش آمدی قدم به روی چشم ما گذاشتی چه منتی سر قدر سر قضا گذاشتی تویی که پای جای پای انبیا گذاشتی تجلی عطا و مظهر سخا خوش آمدی خوش آمدی علی اکبر رضا خوش آمدی تو آمدی و شد رکاب نور صاحب نگین تو آمدی و جمع شد بساط فتنه از زمین نماز ابتر از وجود تو امام هشتمین تو را که آفرید حق به خویش گفت آفرین صفا گرفته خانه‌ی امامت از حضور تو تو آمدی مدینه غرق نور شد ز نور تو تو آمدی دل علی مدار شیعه شاد شد به پیش طفل علم تو فقیه بیسواد شد چقدر بعد تو میان ما گدا زیاد شد ابالحسن به لطف مقدمت ابالجواد شد تویی که مثل نور سمت آینه شتافتی تویی پیمبری که نیل جود را شکافتی تو از تبار فاطمه معنی صداقتی تو از شکوه مرتضی تو وارث شجاعتی تو از حسینی و حسن تو جلوه‌ی امامتی رجب مرجب از تو شد تو چشمه‌ی سخاوتی اگر وجود نازنینت ای گل رضا نبود بهانه ای برای فضل و بخشش و عطا نبود تویی نسیم مغفرت که بی کران وزیده ای تویی که در سیاهی جهان ما سپیده ای تویی که جود و بخشش ائمه را چکیده ای تو طلعة الرشیده ای‌، تو غره الحمیده ای قیام ما قعود ما ز برکت قنوت توست هزار مطلب نگفته در دل سکوت توست عزیز حضرت رضا هزار جان فدای تو همه زمینیان و آسمانیان فدای تو و پیر و کودک و جوان و نوجوان فدای تو به هر زمان و هر مکان و هر زبان فدای تو تویی که باب رحمتی بیا عنایتی بکن سه جا به داد میرسد بیا وساطتی بکن شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
شمیم عشق می‌رسد دوباره بر مشام ما نسیم رحمت خدا وزد به خاص و عام ما مگر بهشت آرزو گشوده شد به نام ما مگر خدای خواسته جهان شود به کام ما که بهر دل‌شکستگان در امید باز شد هزار قفل غم ببین که بی‌کلید باز شد... شمس ضحی که می‌دمد ماه ز هر نظاره‌اش بود طلوع این قمر تجلّی دوباره‌اش تا که نگاه می‌کند بر رُخ ماه‌پاره‌اش غرق ستاره می‌شود کنار گاهواره‌اش نهم امام را به‌ بر، امام هشتم آورد بضعۀ دوم نبی، کوثر دوم آورد خوی و خصال مصطفی، علم و کمال مرتضی شرم و حیای فاطمه، حُسن و جمال مجتبی زُهد امام چارمین، عزم شهید کربلا حکمت باقرُ الحِکَم، دانش صادقُ الوَرا کَظم امام کاظم و صبر رضا در او بُوَد وجود او به ملک جان، کمال آرزو بود... فروغ بزم قدسیان، چراغ آسمان تویی مُدوّر زمین تویی مُدبّر زمان تویی خدای را امین تویی جهات را امان تویی تجسم یقین تویی فراتر از گمان تویی تو وارث پیمبری شافع روز محشری قسم به کوثر خدا خیر کثیر کوثری... ای به سریر عصمت از بعد رضا قدم زده به هشت سالگی دم از امامت اُمَم زده به قله‌های مکرمت، کرامتت علم زده اساس واقفیّه را ظهور تو به هم زده تویی که شد ز نور تو طلوع صاحب الزمان پُر برکت‌ترین کسی که آمده‌ست در جهان شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
رسیدم باز هم بی استخاره حرم حال خوشی دارد دوباره شب است و آسمان با یک اشاره به روی صحن می ریزد ستاره دوباره دل فقیرِ خانه زاد است مقیم جنّتِ باب الجواد(ع) است تماشا میکنم این تاب و تب را چشیدم دم به دم طعم رطب را ببین مولودِ آیینه نسَب را چراغان میکند ماهِ رجب را خبر آورده با خود نصّ قرآن پدر شد حضرتِ شاهِ خراسان سلامی عرض کردم محضرِ یار مبارک باد گفتم! کردم اقرار که هر ثانیه مشتاقم به دیدار زدم رویِ ضریحش بوسه ده بار دل از من برده؛ خیلی بیقرارم جواد إبن رضا(ع) را دوست دارم دو چشمانش پناهِ اهل عالم دعایش بهترین دارو و مرهم به عشقش میچکد بارانِ نم نم نگاهش هست اعجازِ دمادم به روی سنگ اگر ذکری بخواند سریعاً میشود درّ و زبرجد همان ذکری که عشقِ «إن یکاد» است- -جواد(ع)است و جواد(ع)است و جواد(ع)است کراماتش چنان در ازدیاد است بساطِ حاتم طایی کساد است شبیه حضرت موسی بن جعفر(ع) به سائل میدهد از هر چه بهتر همان عشقی ست که در جستجویم گدای او شدن؛ شد آرزویم کنارش گرچه غرقِ گفتگویم نیازی نیست از حاجت بگویم نشستم تا که از ماهِ منیرم براتِ کربلا عیدی بگیرم! شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
امشب از شوق بي قرارم من آرزوى مدينه دارم من من خزانم وليكن از امشب غرق در عطر نوبهارم من همه طَرْدم كنند، باز اما به نگاهش اميدوارم من او گل باغ بوستان حسين گِرد اين گل، خوشم كه خارم من از غلامى و نوكرىِ درش صاحب جاه و اعتبارم من اى سرآغازم و سرانجامم چقَدَر خوب، با تو هم نامم آيت داور است اين مولود گل پيغمبر است اين مولود اسم او هم عليست پس حتماً هم چُنان حيدر است اين مولود على اصغر به نام و در رُتبه علىِ اكبر است اين مولود پَرِ قنداقه اش شفيع همه در صف محشر است اين مولود چقَدَر با رقيه مأنوس است بغلِ خواهر است اين مولود قابَ قوسين ماست ابرويش بوسهء زينب است بر رويش اى به عالم دليل، ششماهه اى لبت سلسبيل، ششماهه زير پايت هميشه باشد پهن شهپر جبرئيل، ششماهه در نگاهت فرات و دجله كه هيچ موج زن؛ رود نيل، ششماهه تو بزرگ و بزرگ زاده، ولى من به پيشت ذليل، ششماهه هر زمان كه گره به كار افتاد گفته ام: ألدخيل ششماهه باب حاجات عالمينى تو علىِ سومِ حسينى تو اى به دردم دوا، على اصغر نفست كيميا، على اصغر هر كه دستش به دامنت باشد گشته حاجت روا، على اصغر شبِ ميلاد توست ذكرِ لبم لَكَ روحى فِدا، على اصغر آينه دار محسنِ زهرا... ...كيست غير از تو؟ يا على اصغر هم رجب، هم زيارتىِ حسين بده يك كربلا، على اصغر نَبُود هم تراز و همتايت بر روى سينهء پدر جايت اى رُخَت ماهِ كامل ارباب اى على، ميوهء دل ارباب تو خودت نور و نور بابايت نور در نور منزل ارباب نام تو تا كه در ميان آمد گشت پُر شور محفل ارباب خنده هرجا مُسَبّب شاديست خنده هاى تو قاتل ارباب با چُنين حلق پاره؛ بُردن تو... ...تا به خيمه است؛ مُشكل ارباب چه كند با گلوى پرپر تو؟! چه كند در جوابِ مادر تو؟! آه...شد از غم تو پير، رباب از جهان بى تو گشته سير، رباب گوش تا گوش طفل پاره شده خورده شمشير يا كه تير!؟، رباب تازه آغاز غصه هاست؛ كه تو در كفِ غم شوى اسير، رباب قاتل تو غروب عاشوراست آب آمد؛ ولى چه دير! رباب اصغرت زير خاك خوابيده سينه ات گشته پُر ز شير رباب كربلا تا به شام، خونْ دل توست هر كجا حرمله مقابل توست شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
کوثر علی‌اصغر امشب به‌مستان می‌دهد ساغر علی‌اصغر غوغا به پا کرده آیینه‌ی کوچک‌تر حیدر علی‌اصغر ارباب می‌خندد بر سینه‌اش تا می‌گذارد سر علی‌اصغر در بین گهواره دل می‌برد با خنده از مادر علی‌اصغر هم از برادرها دل برده، هم از عمه‌وخواهر علی‌اصغر از بس که زیباروست جمع‌است کل حُسن یک‌جا در علی‌اصغر با سن‌و‌سال کم در جنگ برپا می‌کند محشر علی‌اصغر با اکبر و قاسم هم‌رتبه خواهدشد از‌این‌منظر علی‌اصغر ** "هل من معین" آمد طاقت ندارد در حرم دیگر علی‌اصغر با گریه می‌آید آورده با خود یک‌سپر حنجر علی‌اصغر تیر سه‌پر خورده پس شد علی‌اصغر، علی‌اصغر، علی‌اصغر هم‌وار خواهد کرد راه ظهور یار را آخر علی‌اصغر . . . شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
ما را هرآنچه حضرت استاد ياد داد يك گوشه چشم كودك سلطان به باد داد جايي براي عرضه حاجت نداشتيم ما را پناه گوشه باب الجواد داد دستش به كم نميرود و كم نمي دهد كم خواستيم حاجت خود را،زياد داد بيهوده تا غروب پي كسب روزي ام رزق مرا جواد همان بامداد داد سلطان طوس با قسم يا ابالجواد هر حاجتي كه پيش از اينها نداد داد از كربلا فضليت مشهد فزون تر است اين را جواد ياد من بي سواد داد در چشم او چه بود كه با ياد مادرش ابروي او به عاشق حكم جهاد داد شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بار دیگر عشق با الفاظ من همراه شد باز شعرم از شعور تازه ای آگاه شد نغمه وگلبانگ "جانم یا ولی الله" شد صحبت از خورشید شد ازآسمان ازماه شد فیض نوری آمد وطبع مرا پُرنور کرد جلوه ی ماه رجب قلب مرا مسرور کرد با گل رویت جهان را باز گلشن کرده ای غنچه ی لبخند را غرق شکفتن کرده ای ساحت باغ تولا را مزیّن کرده ای دیده ی خورشید دل را باز روشن کرده ای ماهی وهفت آسمان عشق همرنگ توبود خوب شد زود آمدی خورشید دلتنگ توبود جود را گفتم صدا می زد که دریایش تویی علم را گفتم ندا در داد دانایش تویی عشق را گفتم صدا زد شور وغوغایش تویی «یامن ارجوه لکل خیر» معنایش تویی مهروماه آسمان نوری زمشکات توأند عالم وآدم گدای جود وخیرات توأند ازکلام وحی گشته نورباران سینه ات علم الاسما بود یک گوهر گنجینه ات می درخشد تا قیامت پرچم سبزینه ات پور اکثم ها همه ماتند در آئینه ات صحبت از دریا اگر چه درحد این قطره نیست آن که فیض ازتو نبرده، ای فروغ دیده کیست؟ مژده ی آزادگی را بر اسیران می دهی نور برآئینه ی روشن ضمیران می دهی رشته مروارید را دست فقیران می دهی بهتراز آن را اگرکه بر امیران می دهی می کنی بردشمن دین با کرم روشنگری «قدرزر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری» آسمان خاک قدم های تو را برداشته قبضه ی خاک تو را بهر شفا برداشته عطرجانبخش تو را با خود صبا برداشته هرکه با نام شما دست دعا برداشته برروی بال دعای خویشتن گُل می زند با تولای شما برآسمان پُل می زند من که با ذکر مدام تو عبادت می کنم کی تولای تو را با نفس قسمت می کنم گرچه از هجران کوی تو شکایت می کنم ازهمین جا با شما قصد زیارت می کنم یا ولی الله ! ای نور دوعالم السّلام یا امین الله، ای فیض معظم السّلام آفتابا ذره ات را آسمان پرواز کن بر محبانت دری از لطف و احسان باز کن درکلام من به وصف خویشتن اعجاز کن توشه ی فردای رستاخیز مارا ساز کن گرچه شعرم ای «وفایی» نیست مانند کمیت هدیه ای آورده ام بهر رئوف اهل بیت شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بیا که سیر چمن دربهار باید کرد ز طرْف باغ ولایت گذار بایدکرد یگانه لاله ی نشکفته ی حسین شکفت بیا که رو به سوی لاله زار باید کرد برای دیدن این غنچه ی تماشایی گلاب اشک به راهش نثار باید کرد مدینه از قدم او بهشت امید است بیا که رو به سوی آن دیار باید کرد اگر چه مصحف عمرش تمام شش ورق است به عمرکوته او افتخار باید کرد شب ولادت او شد بهار شادی وغم اگر چه زین دو یکی اختیار باید کرد به آستانه ی باب الحوائج ای مسکین به غیر عرض توسل چکار باید کرد همیشه خوانده ام او را به وقت شادی وغم که نام نامی اورا شعار باید کرد زخاک درگه او برمدار سرای دل که کسب عزّت و قدر و وقار باید کرد شبی به کرب وبلای حسین ، محفل اُنس به یاد اصغر او برقرار باید کرد گه شهادت خود با تبسمش می گفت که عشق را به جهان پایدار باید کرد به مهر او چو«وفایی» همیشه رو کن، دل که فکر روشنی شام تار باید کرد شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
نوری ز عرش آمد و وقتِ سپیده شد مابِین شهر صوت اذانی شنیده شد در صور جسم،نفخه ی روحی دمیده شد آئینه ی جمال نبی آفریده شد خورشیدِ روی بام رضاجان ما..،سلام ای سومین محمد ایمان ما..،سلام لبخند تو به خوشه‌ی گندم سلام کرد بامِ عروج ، بالِ تو را احترام کرد شُرب نگاهِ تو چه شرابی به جام کرد چِل سال انتظار پدر را تمام کرد از قعرِ چاهِ طعنه ی مَردُم..،رها شدی تو یوسف مدینه ی یعقوب ما شدی جود تو شیعه را ز گدایی مُعاف کرد باید به دور دست کریم‌ات طواف کرد حُبِّ تو ریسمان دلم را کلاف کرد حتّی عصا به مرتبه ‌ات اعتراف کرد عشق تو حُکم قطعیِ حفظ شعائر است هرکس که بی ولای تو مُرده‌است..،کافر است در فصل‌فصلِ کوچ،شبیه کبوتریم از کاظمین تا حرم طوس می پریم جیره‌بگیرِ گندم خواهر_برادریم ما ریزخوار سفره ی موسی‌بن جعفریم این کاسه‌ها رسیده به خوان سِتُرگ تو قربان سفره‌داری بابابزرگ تو در خاک ما نسیم دل‌انگیز یاس‌هاست ایران؛پناهگاهِ ولایت‌شناس‌هاست روی ضریح‌ها گرهِ التماس‌هاست این عمه جانِ تو بخدا جانِ فارس هاست مانند موجِ عاطفه ها در تلاطمیم خدمتگزار حضرت معصومه ی قمیم نقش تو طرح نقشه ی آب و گل من است حِرزَت امید آخر هر مشکل من است پشت در حریم شما..،منزل من است باب‌الجواد؛باب مراد دل من است دروازه ی رسیدن شیعه به جنتی تو آن جواز آخر قبل از زیارتی در دشت خشک لذت باران تویی تویی تلفیقی از کرامت و احسان تویی تویی روز جوانِ مردم ایران تویی تویی اصلاً علیِّ اکبر سلطان تویی تویی هرچند مَشهَدی‌ شده ام..،کربلایی‌ام من بی قرار بوسه‌ی پائینِ پایی‌ام ** زلف تو جز نوازش باد سحر ندید شش‌ماهگیِّ عاطفه‌ ی تو خطر ندید گهواره ات لطیف تر از جنس پر ندید شکر خدا که تشنگی‌ات‌ را.، پدر ندید آه از دل حسین..،سه‌شعبه بلند شد اصغر سرش به تکّه ای از پوست بند شد اشک پدر به گونه‌ی اصغر چکید..،آه با چه مشقتی به خیامش رسید..،آه این صحنه را سکینه دم خیمه دید..،آه ارباب از رباب خجالت کشید..،آه!... ولله قلبِ اَخنَس و خولی رقیق نیست قبری که کنده اید برایش..،عمیق نیست شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
حُسن تو به ماهِ آسمان داده نشد بی جلوه‌ی تو بهشت آماده نشد در وصف تو ثامن‌الحجج فرموده‌ست: مولود به این مبارکی زاده نشد شاعر: استاد @dobeity_robaey