#امام_حسین_ع_مناجات_اربعین
#حماسه_ی_اربعین_حسینی_ع
«باز این چه شورش است »که در سرزمین توست
«باز این چه نوحهای است»که دلها حزین توست
از جادۀ بهشت پیاده همه روند
مقصد بهشت سرخ تو و سرزمین توست
صدها هزار قافلهای که روانهاند
در امتداد قافلۀ اربعین توست
غوغا به پا شده است ز هل من معین تو
این لشگر بزرگ جهانی، معین توست
این اشکها و نغمۀ لبیک یا حسین
مرهم به زخم زینب محنتنشین توست
سوگند میخورم که سلیمان ما تویی
عالم به امر توست، به زیر نگین توست
هرکس گره زده است دلش را به عشق تو
آسوده روز حشر به حصن حصین توست
آیاتی از ظهور نشان داده میشود
وقت ظهور منتقم راستین توست
پیوسته مینوشت «وفایی» که یاحسین
آزادگیست شیوۀ تو، رسم دین توست
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#بازگشت_کاروان_اهل_بیت_ع_به_مدینه
آه از آن دم که کاروان امید
دم دروازهی مدینه رسید
سوی آن کاروان به صدها آه
بادلی خسته آمد عبدالله
اشک حسرت زدیدگانش سفت
تسلیت بر امام چارم گفت
بعد ازآن هرطرف نظر انداخت
زینبش را درآن میان نشناخت
ناگه از دل کشید زینب آه
گفت با همسرش که عبدالله
منم آن جان آمده برلب
به کجا میروی؟ منم زینب
آبلهپا وخسته آمدهام
قدخمیده، شکسته آمدهام
گر بپرسی چرا خمیدم من
یک جهان بار غم کشیدم من
زینب تو که جامهاش نیلیست
چهرهی او کبود از سیلیست
تو چه دانی که من چه غم دیدم
دستهایی زتن قلم دیدم
یک طرف قاسمم فدا گردید
یک طرف اکبرم به خون غلطید
غرق خون تا گلوی اصغر شد
حنجر خشک او زخون تر شد
سورهی والضحی به نی دیدم
سراز تن جدا به نی دیدم
شمع جانم اگر که آب شده
سینهی من زغم کباب شده
آه از جان و دل کشیدم من
نالهی فاطمه شنیدم من
گه گلم را به گریه بوئیدم
گه گلوی بریده بوسیدم
گر چنین پیرم و زمینگیرم
کرده داغ حسین من، پیرم
از غم یوسفم سخن دارم
در کفم کهنه پیرهن دارم
گربه شام و به کوفه رفتم من
بی بهار و شکوفه رفتم من
بر دلم داغ و غم فزونتر شد
چون گلم در خرابه پرپر شد
دلم از داغ لالهها افروخت
صدجگر خسته چون «وفایی» سوخت
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#بازگشت_کاروان_اهل_بیت_ع_به_مدینه
#زبان_حال_حضرت_زینب_س
ای مدینه سوی تو با دیدۀ تر آمدم
با برادر رفته بودم، بی برادر آمدم
ای مدینه تاکه گویم شرح حال خویش را
همچو مادر برسر قبر پیمبر آمدم
ای مدینه همره یک کاروان رنج و ملال
سوی تو با کودکان نازپرور آمدم
ای مدینه سوختم از آتش داغ حسین
چون پرستویی مهاجر گرکه بیپر آمدم
کاخ استبداد را با خطبهام آتش زدم
دشمنان را ناتوان دیدم، توانگر آمدم
وقت رفتن قاسم و عباس و اکبر داشتم
بی علیِ اصغر و عباس و اکبر آمدم
دیدهام خونین بدن گلهای باغ عشق را
ازکنار گلشنی در خون شناور آمدم
یوسف آل علی را دشمنان کشتند و من
همره پیراهنش با دیدۀ تر آمدم
گرکه ریزم برسر خود خاک غم، عیبم مکن
کزکنار پیکری صد چاک و بیسر آمدم
گرکه نشناسد مرا عبدالله جعفر بگو
زینبم من، کز سفر با دیدۀ تر آمدم
با «وفایی» کز خودم دادم نشان، از این دیار
اشک ریزان رفتم و، با دیدۀ تر آمدم
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#بازگشت_کاروان_اهل_بیت_ع_به_مدینه
مدینه! رو به سوی تو دوباره آوردم
به همرهم دل پر از شراره آوردم
مدینه! باز مکن دربه روی من زیرا
ز کوی عشق غمی بیشماره آوردم
مدینه! سوی تو این کاروان عاشق را
گهی پیاده و گاهی سواره آوردم
من این سفینۀ در خون نشسته را با خود
ز موج خیز بلا تا کناره آوردم
مدینه! این چمن غنچههای پرپر را
ز زیر تیغ غم و سنگ و خاره آوردم
ستارههای شبافروز من به خون خفتند
کنون خبر ز شب بیستاره آوردم
پس از شکفتن لبخند خون گرفتۀ عشق
خبر ز کودک و از گاهواره آوردم
در این رسالت عظمی، تمام عالم را
به پای خطبهی خود بر نظاره آوردم
دلم ز غارت گلچین لبالب از خون است
اگر اشارهای از گوشواره آوردم
اگر ز یوسف زهرا نشانه میطلبی
نشانه پیرهنی پاره پاره آوردم
«وفائی» از غم و دردم اگر سخن گفتم
ز صد هزار سخن یک اشاره آوردم
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_شهادت
آنان که شعله بر دل غمپرورت زدند
روزی شراره بر جگر مادرت زدند
دیروز بر غریبی پدرت خنده کردهاند
شبباوران که خیمه به دور و برت زدند
این دشمنان دوستنمای هزار رنگ
زخمی به روی زخم دل مضطرت زدند
صلحت زمینهساز قیام حسین بود
تهمت به علم و دانش بار آورت زدند
سردار بی سپاه شدی و دریغ و درد
خنجر زپشت بر تو و بر باورت زدند
در هالهی غریبی خود سوختی ولی
با شعلههای زخم زبان آذرت زدند
گاهی کمر به قتل تو با زهر بستهاند
گاهی میان هجمهی غم، خنجرت زدند
بر حالت حسین، ملائک گریستند
از بس که تیر بر بدن پرپرت زدند
با گریه مینوشت «وفایی» که از غمت
آتش دوباره بر جگر خواهرت زدند
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_مدح_و_شهادت
او واسطۀ رحمت حق بود و کرم داشت
ابر کرمش بر سر هر بام، علم داشت
بخشید سه نوبت همۀ ثروت خود را
ارباب کرم بود که بر خلق، کرم داشت
تن داد به صلحی که در آن مصلحتی بود
هرچند که مانند علی تیغِ دودم داشت
زهر آمد و زد بر جگر و زود برون زد
ازبس دل او ماتم و اندوه و الم داشت
وقتی جگرش ریخت میان دل آن تشت
گفتند که: این حجت حق، اینهمه غم داشت؟
با دیدن اشک دو برادر همه دیدند
«دلهای غریبانِ جهان راه به هم داشت»
بنویس «وفایی» که پس از این همه غُربت
ای کاش که این حجت معبود، حرم داشت
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#پیامبر_اعظم_ص_شهادت
فاطمه! ای نور چشمان ترم، کم گریه کن
با دل سوزان کنار بسترم کم گریه کن
دیدهات چون ابرِ باران، دیدهای بارانی است
نور دیده! پیش چشمان ترم کم گریه کن
گرچه گل با شبنم خود دیدنیتر میشود
تو ولی یاس بهشتی، منظرم کم گریه کن
گریههایت بعد من فریاد خواهد شد؛ ولی
پیش چشمم ای گل غم پرورم کم گریه کن
تو گلی و عمر تو از گل بُود کوتاهتر
زودتر از هر گل آیی در برم، کم گریه کن
تا تو گریان میشوی، هفت آسمان گریان شود
صبرکن ای ابر بارانآورم، کم گریه کن
تا نیفتادی زپا، ای شمعِ جمعِ اهل بیت
پیش من در لحظههای آخرم کم گریه کن
دودوآتش چون بهشت وحی را در برگـرفت
در عزای غنچه، ای نیلوفرم کم گریه کن
رهبر مظلوم این امّت چو در خانه نشست
پیش چشم اشکبارش دخترم کم گریه کن
هرچه میخواهی «وفایی» گریه کن شب تا سحر
تا که فردا باتو گویم دربرم کم گریه کن
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_شهادت
آنان که شعله بر دل غمپرورت زدند
روزی شراره بر جگر مادرت زدند
دیروز بر غریبی پدرت خنده کردهاند
شبباوران که خیمه به دور و برت زدند
این دشمنان دوستنمای هزار رنگ
زخمی به روی زخم دل مضطرت زدند
صلحت زمینهساز قیام حسین بود
تهمت به علم و دانش بار آورت زدند
سردار بی سپاه شدی و دریغ و درد
خنجر زپشت بر تو و بر باورت زدند
در هالهی غریبی خود سوختی ولی
با شعلههای زخم زبان آذرت زدند
گاهی کمر به قتل تو با زهر بستهاند
گاهی میان هجمهی غم، خنجرت زدند
بر حالت حسین، ملائک گریستند
از بس که تیر بر بدن پرپرت زدند
با گریه مینوشت «وفایی» که از غمت
آتش دوباره بر جگر خواهرت زدند
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_مدح_و_شهادت
او واسطۀ رحمت حق بود و کرم داشت
ابر کرمش بر سر هر بام، علم داشت
بخشید سه نوبت همۀ ثروت خود را
ارباب کرم بود که بر خلق، کرم داشت
تن داد به صلحی که در آن مصلحتی بود
هرچند که مانند علی تیغِ دودم داشت
زهر آمد و زد بر جگر و زود برون زد
ازبس دل او ماتم و اندوه و الم داشت
وقتی جگرش ریخت میان دل آن تشت
گفتند که: این حجت حق، اینهمه غم داشت؟
با دیدن اشک دو برادر همه دیدند
«دلهای غریبانِ جهان راه به هم داشت»
بنویس «وفایی» که پس از این همه غُربت
ای کاش که این حجت معبود، حرم داشت
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_شهادت
تا زهر ستم بر دل و جان و جگر افتاد
چون برق جهانسوز، به جانش شرر افتاد
چون موج به پهلوی گل فاطمه میخورد_
دردی که به پهلو و دل و بر کمر افتاد
آهسته به روی سرش افکند عبا را
یک سایهی غم، بر روی شمس و قمر افتاد
پیوسته نگاهش به درِ حجرهی غم بود
تا آن که نگاهش به جمال پسر افتاد
غمنالهی مادر، شرر افکند به جانش
وقتی نظرش جانب دیوار و در افتاد
او ساحل امن همه طوفان زدهگان است
چون کشتی طوفان زده، گر در خطر افتاد
از طوس دلم تا حرم کرب وبلا رفت
این جا پدر افتاد، در آن جا پسر افتاد
دل سوخت «وفایی» به مُحرم، پس از آن ماه
داغی به دل ما همه ماهِ صفر افتاد
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_شهادت
اگرکه دیدهی نمناک سوی در دارد
به سینه آرزوی دیدن پسر دارد
توان وتاب نمانده دگر به اعضایش
بلور اشک به رخسار و چشم تر دارد
چو شخص مارگزیده به خویش میپیچد
شرار زهر و غم هجر بر جگر دارد
شمیم غم به سماوات میبَرَد با خود
اگر نسیم ز خاکش غبار بردارد
هنوز گرم مناجات با خداوند است
هنوز در نفسش گرمی و شرر دارد
میان حجره کی غربت، در اوج تنهایی
ز رازهای دل او خدا خبر دارد
گهی به زیر لبش میزند صدا، پسرم
بیا دمی که پدر نیت سفر دارد
سزاست گر که بگویم ز ماتمش، زهرا
کنار بستر او دست بر کمر دارد
گهی به سوی مدینه دلش کند پرواز
گهی به مقتل کرب وبلا نظر دارد
هنوز شیعه «وفایی» دراین مصیبتها
دلی ز آتش اندوه، شعلهور دارد
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
ای کاش که خاک ره زوار تو باشم
تا آن که مقیم تو و دربار تو باشم
ای کاش که مثل همه در مشهد قدست
مهمان حریم تو و زوار تو باشم
بر گنبد و گلدستهی تو چشم بدوزم
با شوق «تماشایی گلزار تو باشم»
ای کوثر رأفت! به زلالی تو سوگند
چون تشنهلبان، تشنهی دیدار تو باشم
یک لحظه رهایم مکن ای کعبهی امید
آزادیام این است گرفتار تو باشم
تا آن که نصیبم بشود نور تو، ای کاش
چون آینهها، نقش به دیوار تو باشم
وقتی که طبیب دل بیمار تو باشی
من صحتم این است که بیمار تو باشم
نیکوست که با وعدهی تو، در سفر مرگ
دلباختهی دیدن رخسار تو باشم
بگذار که مانند «وفایی» همهی عمر
سیراب ز سرچشمهی سرشار تو باشم
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e