#امام_حسین_ع_مناجات_محرمی
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
دلتنگ #زیارت_اربعین
دستم ز دامن تو نگردد رها حسین
ای دستگیر نوکر بی دست و پا حسین
جز تو کسی به کاسهی ما اعتنا نکرد...
تنها امید ظرفِ غذای گدا..، حسین
حُبِّ تو ترس معصیتم را زیاد کرد
ای مظهر تجلّیِ خوف و رجا حسین
هرکس مسیر عاشقیاش را سوا نکرد
فردای حشر میکند او را سوا حسین
حُکم قبول بندگیِ ماست با خدا
حُکم قبولِ نوکری ماست با حسین
"آدم" برای گریه به تو آفریده شد
بانیِ خلقت همهی انبیا حسین
دَمنوش روضهات دمِ عیسی بن مریم است
هر چایخانهات شده دارُالشِفا حسین
در کشتی نجات..، "رقیّه" است ناخدا
ما را همین سه ساله رساندهاست تا حسین
ذکر تو را به روی لبم مادرت گُذاشت
سرمایهی مُحبَّت زهراست "یا حسین"
هرگاه بی قرار حریم تو میشویم
باید پناه بُرد به صحنِ رضا..، حسین
دلشورهی زیارت تو می کُشد مرا
این اربعین مرا برسان کربلا حسین
**
مقتل نوشته است نفس میزدی هنوز
وقتی که بست نیزه دهان تو را حسین
جسمت به راحتی نشود جمع و جور..، آه
آخر کشید کار تو بر بوریا حسین
✍ #بردیا_محمدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات_محرمی
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
نه شعار ما، شعار عالم است
پرچمت بالاتر از هر پرچم است
هرکسی دیوانهات شد عاقل است
عقل هر کس نیست مجنونت، کم است
خستگی روضه شادابم کند
هرچه شادی غیر ازین مارا غم است
یک حسین گفتم تبارم بیمه شد
حاصل عمرم فقط این یک دم است
من به سینه میزنم پاکم کنی
آینه بی گردگیری مبهم است
استکان روضهات در دست ما...
عزتش بالاتر از جامِ جَم است
درد اگر از توست، دردت بر سرم
زخم اگر از توست، بر جان مرهم است
لاتهای کوچه و بازارهم
قدّشان در پیش این پرچم خم است
شیخ و جاهل بر سر یک سفرهاند
جنس دکان تو اصلاً درهم است
کربلا میخواهم امشب از حسن
وعده و قول کریمان محکم است
**
آی لعنت بر سنان و شمر باد
زخم نیزه، زخم خنجر توأم است
آنقدر با اسب از تو رد شدند
بند بند پیکرت باز از هم است
✍ #سیدپوریا_هاشمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات
اصلاً نه نوکر، فکر کن سائل رسیده است
لب تشنهای دیگر لبِ ساحل رسیده است
در خانهات دیوانهها را راه دادی
اصلاً به کوی تو مگر عاقل رسیده است؟
گندم شد این بذر دعا هربار، اما
از من مدام آتش به این حاصل رسیده است
قابل نبود اشکی که از چشم من افتاد
این گریهکن هربار ناقابل رسیده است
سمت تو باید دل بُرید از جان، که هرکس
جز این بیاید، عاطل و باطل رسیده است
تا کربلایت آمدن که پا نمیخواست
هرکس سراغت آمده با دل رسیده است
دیر آمدم، در بسته بود، اما به دادم
در زندگی لطف ابوفاضل رسیده است
**
در کربلا هم دیر شد دیدارِ آخر
زینب رسید اما پس از قاتل رسیده است
✍ #محسن_ناصحی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات
تا بفهماند به من طعم محبت را حسین
در دلم انداخته شوق زیارت را حسین
هر قَدَر در طالع من دوری از او آمده
از قضا تغییر خواهد داد قسمت را حسین
هرکه آمد تحت قبه مستجاب الدعوه شد
زیر دینِ خویش بُرده استجابت را حسین
ان لقتل الحسین.... آتش به پا شد در دلم
لحظهای هم کمنکرده این حرارت را حسین
آب اگر از دشمنانش خواسته، کرده تمام_
بر تمام دشمنانِ خویش حجت را حسین
دست و پا میزد اگر در خون میان قتلگاه
دست و پا میکرد اسباب شفاعت را حسین
**
عدهای شمشیر و نیزه، عدهای سنگ و عصا
بر تن خود داشت انواع جراحت را حسین
زخمهای او زیاد و اشکهای ما کم است
میپذیرد باز از ما این بضاعت را حسین...
✍ #احمدجواد_نوآبادی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_مسلم_بن_عقیل_ع
با قطره قطره خون، هوادار تو هستم
تا آخرین لحظه گرفتار تو هستم
این زندگانی را بدهکار تو هستم
در کربلا باشم، علمدار تو هستم
من نخلم و ترسی ز داسم نیست هرگز
از فتنهی کوفه هراسم نیست هرگز
از پا نیفتم، گرچه غرق دردم آقا
جانِ سپاهی را به لب آوردم آقا
هر کار از دستم برآمد کردم آقا
بر هم نریزم کوفه را نامردم آقا
سینه سپر، مرد نبرد هر بلایم
من از برادرزادههای مرتضایم
کوفه بهجای عهد و پیمان جنگ دارد
کوفه هزاران خدعه و نیرنگ دارد
ساز و دف و تنبور و ساز و چنگ دارد
قد تمام کاروانت سنگ دارد
خونم به جوش آمد ولی دستم به بند است
دیشب شنیدم قیمت خلخال چند است
تنها بیا بی ماه و خورشید و ستاره
تنها بیا بی اکبر و بی شیرخواره
آقا زبانم لال ... دختر! گوشواره!
ظهر دهم، چادر! لباس پاره پاره!
از من که گفتن بود، تیغ و نیزه دارند
شرمندهام! الواتهای هرزه دارند
✍ #علیرضا_وفایی_خیال
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_مسلم_بن_عقیل_ع
از چشمِ شورِ شهر كوفه آخرش افتاد
در كوچه اوّل پيكرش، بعدش سرش افتاد
بالَش به عشق مادر ارباب در آتش
اوّل حسابي سوخت و بعدش پرش افتاد
با اينكه میلرزيد از فرداي زينبها
لرزه به كوفه از دمِ "ياحيدرش" افتاد
"روز نُهُم" مسلم اسير خدعههاشان شد
"روز دهم" هم زير سُمها دخترش افتاد
شكر خدا او زودتر از بچّههايش رفت
ارباب ما كه پيش جسم اكبرش افتاد
از اسب خود افتاد وقتي در دل گودال
در خيمه با صورت گمانم خواهرش افتاد
✍ #محمد_قاسمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_مسلم_بن_عقیل_ع
سمت هر کوچه میروم امشب
میرسد کوچه در ادامه به تو
به امیدی که دست تو برسد
مینویسم دوباره نامه به تو
پشت دیوار خانهی طوعه
اولِ نامهام به رسم ادب
السلام علیکَ یا مولا
السلام علیکِ یا زینب
گر ز حال سفیر خود خواهی
تشنه و خستهام خیالی نیست
خوب هستم اگر تو باشی خوب
غیر دوری ز تو ملالی نیست
من پشیمان شدم ولی صد حیف
بیکس و یاورم در این وادی
نامهی اولم رسیده به تو
مطمئنم که راه افتادی
صبح، هجده هزار بیعت شد
کوفیان آمدند دور و برم
وقت مغرب نماز را خواندم
یک نفر هم نماند پشت سرم
سیدی از وفای این مردم
بوی خون، بوی جنگ میآید
از روی بامها ز چار طرف
آتش و چوب و سنگ میآید
شک ندارم در این دیار، حسین
غصهها میشوند مأنوست
گر میآیی بیا ولی تنها
همره خود میار ناموست
عصر امروز بود در بازار
صحبت از گوشواره و خلخال
صحبت از جنگ و از غنیمت بود
صحبت از تیغ بود و از گودال
بهتر این است در همین کوفه
سرم از پیکرم جدا گردد
شرم دارم ز چشمهای رباب
نکند اصغرش فدا گردد
بعد از این بیوفائیِ امروز
نگرانت شدم حسین، عجیب
ترسم این است بین این مردم
تو بمانی غریبتر ز غریب
از بدِ روزگار میبینم
که تنت روی خاک عریان است
مادرت ناله میزند ای قوم
پسر من غریب و عطشان است
همهی سعیِ مردم کوفه
طرفِ کربلا کشیدن توست
از همان ره که آمدی برگرد
کوفه بیتاب سر بریدن توست
بدتر از سر بریدنت این است
زینب تو، اسارت کوفه
صدقه بر سلالهی سادات
وایِ من از جسارت کوفه
از خجالت میان این کوچه
رنگ، از صورت سفیر پرید
شاهد حرف مسلمت اشکیست
کز خجالت به روی نامه چکید
✍ #مهدی_مقیمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_مسلم_بن_عقیل_ع
آه، بدجور مرا کوفه به هم ریخت حسین
همهی شهر به یکباره سرم ریخت حسین
باورم نیست که آواره شدم در این شهر
نیست پنهان ز تو، بیچاره شدم در این شهر
تو نبودی که ببینی چه شبی سر کردم
تا سحر گریه به تنهایی حیدر کردم
باورم نیست که آوارهی صحرا شدهای
باورم نیست که تو یکه و تنها شدهای
کاش اینجا نرسی، کوفه پر از نیرنگ است
کوچههاشان همگی مثل مدینه تنگ است
رفته از کف همهی تاب و توانم چه کنم
نامه دادم که بیا، دلنگرانم چه کنم
نگرانم نکند زینبت اینجا برسد
تو نباشی و خودش بی کس و تنها برسد
چقدَر نقشهی شوم است که در سر دارند
نکند دخترکان معجر نو بر دارند
وعدهی زیور و خلخال به هم میدادند
وعدهی غارت گودال به هم میدادند
نگرانم چه کنم، پیرهنت را بردار
آه آقای غریبم کفنت را بردار
چند تا مشک پر از آب بیاور حتماً
آه! لبتشنه شدم، آب ندادند به من
کوفه در فکر اسیرند، چه بد خواهد شد
خیزران دست بگیرند، چه بد خواهد شد
کوفه از قَهقهی حرملهها سرمست است
کمر قتلِ غریبانهی مهمان بسته است
✍ #وحید_محمدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_مسلم_بن_عقیل_ع
بیهوده بود آن نامهها، آن ادعاها
رنگی ندارد غیرِ ننگ اینجا حناها
از هرکه زد سنگم به سینه، سنگ خوردم
ای بی وفاها، بی وفاها، بی وفاها
انگار تنها خونِ دل خوردن در اینجاست
مثل امیرالمؤمنین تقدیر ماها
هستند در کوفه همه چشم انتظارت
سرنیزه ها، شمشیرها، حتی عصاها
فکری برای فاطمههای حرم کن
قنفذ فراوان است در این بی حیاها
حالا که اسماعیل آوردی خلیلم
باید که باشد همرهت، حتماً عباها
در علقمه، در کربلا، در کوفه، در شام
این حج ندارد یک منا، دارد مناها
در پیش زهرا آبرویم رفت ای وای
من باز کردم پای زینب را کجاها
✍ #محمدحسین_رحیمیان
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_مسلم_بن_عقیل_ع
بر سر بام گرفتار به صد شیون و آه
میفرستم چه سلامی به اباعبدلله
دست بر سینه شدم، رو به بیابانم من
تو کجای سفری حیف نمیدانم من
این لب پاره فقط ذکر تو گفتهست زیاد
من گرفتار توأم! کور شود ابن زیاد!
کوفه شهر پدرت بود ولی حالا نیست
غیر بُغض علی از چهرهشان پیدا نیست
کوفیان روی مسافر همه در میبندند
رسم دارند که خنجر به کمر میبندند
غم نبینی! دوسه روز است فقط غم دیدم
ظهر در دور و برم حرمله را هم دیدم
کاش که جای تو با مسلم تو بد بشوند
اسبها جای تو از روی تنم رد بشوند
کاش تا گودی گودال به زورم ببرند
سر من را بِبُرند و به تَنورم ببرند
کاش پیراهن من غارت دشمن باشد
خیزران جای لبت روی لب من باشد
دور تا دورِ منِ زار، غریبه مانده
از محبین تو یک اُم حبیبه مانده
نیست جای گذر از کوچه و معبر اصلاً
زن و بچه طرف کوفه نیاور اصلاً
کاش در کوفه «حمیده» بشود قربانی
تا کند از حَرَمت زود بلاگردانی...
✍ #سیدپوریا_هاشمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_مسلم_بن_عقیل_ع
در کوچه وقتی سنگها بر صورتم خورد
خیلی برای خواهر تو گریه کردم
در ازدحام کوچههای کوفه یادِ
اهل و عیالِ مضطر تو گریه کردم
تا مادران را در برِ اطفال دیدم
یاد رباب و اصغر تو گریه کردم
وقت اذان ظهر دلتنگ تو بودم
یاد اذان اکبر تو گریه کردم
گفتم به طوعه که نرو در پشت آن دَر
با روضههای مادر تو گریه کردم
تا کاخ آن ملعون مرا با زجر بردند
مردانه پای دختر تو گریه کردم
در زیر لب گفتم به قربان سر تو
از بام اینجا بر سرِ تو گریه کردم
اینجا میا که آب هم فکر لبت نیست
لبتشنه یاد حنجر تو گریه کردم
✍ #محمدجواد_مطیع_ها
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
7.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️امام حسینِ (ع) مهربان
#استوری
#پیشواز_محرم
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e