eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
چنان پوشیده در نورست آن تندیس زیبایی که باشد یک‌به‌یک شایسته‌ی القاب زهرایی به دنیایش رضا سوگند، از بس محوِ حق بوده جدا گردیده از آمال او امیال دنیایی سواد معجرش آموخت بر شب پرده‌داری را غبار مرکبش شد توتیای چشم بینایی نخوانده نامه را پاسخ بگوید دختر موسی به حیرت مانده ابناء بشر از این توانایی چو بیند حضرت کاظم جواب نامه را گوید: پدر قربان او گردد از این اِشراف و دانایی بپرس از حضرت موسی بن جعفر این کرامت را مگر علم لدنی گفته او را جای لالایی؟ شفاعت می‌کند از شیعیان در عرصه‌ی محشر تصور کن چقدر آن‌روز می‌گردد تماشایی دمی که دید در غربت گرفتارست مولایش عَلَم بر دوش شد در یاریِ مولا به تنهایی کنیز شوکت شاهانه‌ی او مادر گیتی غلام همت مردانه‌ی او بود آقایی مسیر راه از فیض شما شد جاده‌ی رحمت به هر جایی که رفتی سبز شد باغ شکیبایی حضور با شکوهت آبروی اهل ایران شد حیا و غیرت ما ثبت شد در چرخ مینایی قسم بر زینب کبری که در این کشور مولا ز فرزندان زهرا می‌شود با گل پذیرایی تویی آن زن که بعد از حضرت صدیقه و زینب خدا شایسته‌اش دیده برای حکم‌فرمایی غبار قبرت از علم لَدُن پُر بوده تا رفته_ فقاهت از سر کویت به سر حد شکوفایی به دریای علومت دیده‌ام جمع فقیهان را چنان غواص‌ها در حال اقیانوس‌پیمایی بزرگانی چنان بهجت اگر صاحب‌ْنفس بودند ز انفاس شما آموختند اعجاز عیسایی به پیشت مجتهد با علم، و عارف با عمل آید حساب عاشقان پاک‌ست از این وسواس مبنایی دلم با آرزوی "اشفعی لی" می‌شود آرام که من را جز تولا و تبری نیست دارایی گنه کارم من و ای عصمتِ حق، پرده‌پوشی کن پناه آورده‌ام در سایه‌ات از بیم رسوایی ✍ حجت‌الاسلام © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
عرق شرم بر جبینش بود دست حاجت در آستینش بود در هبوتی نجیب سر می‌کرد در سکوتی عجیب سر می‌کرد گرچه بر کار خویش یک‌دله بود کار او بر مدار حوصله بود فاطمه، ذکر هر قنوتش بود یک جهان حرف، در سکوتش بود مصطفی گفت: صحبتی داری؟ به گمانم که حاجتی داری! سخن آغاز کن امیر سخن! باز بنشین تو بر سریر سخن مرتضی گفت: یا رسول الله تو که هستی ز قلب من آگاه کودکی بودم و جوان شده‌ام پهلویت بوده پهلوان شده‌ام سخنت بوده است گفتارم سیره‌ات بوده است رفتارم وقت آن است فکر یار کنم همسری خوب اختیار کنم خواستگارم، غلامتان هستم عبد دار السلامتان هستم در وجودم تمام همهمه است رونق زندگیم فاطمه است آیه‌ی "انّما" شکوفا شد گل لبخند مصطفی وا شد گفت احمد که حُسن خاتمه است حرف آخر کلام فاطمه است پیک جان جای کوثرش آمد مصطفی پیش دخترش آمد گفت با او کلام دلبر را می‌شناسی تو خوب حیدر را دخترم ای بهشت مینویم من که خوشبختی تو می‌جویم ... ای یگانه حبیبه‌ی ازلی راضی استی به ازدواج علی؟ عرق شرم بر جبینش بود دست بیعت در آستینش بود در هبوتی نجیب سر می‌کرد در سکوتی عجیب سر می‌کرد "یاعلی" ذکر هر قنوتش بود یک جهان حرف در سکوتش بود احمد از پیش کوثرش برخواست بانگ الله اکبرش برخواست قند شد آب در دل خورشید ماه آمد به منزل خورشید سائل از خاکبوسی‌اش می‌گفت از لباس عروسی‌اش می‌گفت امّ سلْمه قصیده‌ای می‌خواند غزل نو رسیده‌ای می‌خواند در هیاهوی خانه‌ی زهرا گوشه‌ای بغض کرده بود اسماء آرزوی خدیجه در یادش وعده داده است تا کند شادش تا رسیدند جان و جانانه جا گرفتند کنج یک خانه رو به محراب راز آوردند هر دو با هم نماز آوردند هر دو تا رو به یک خدا کردند خالق عشق را صدا کردند اشک شوق بهشت دیدن داشت لذت سرنوشت دیدن داشت ماه با آفتاب زیبا بود تابش و بازتاب زیبا بود لیف خرما اگر چه فرش شده با شما خانه مثل عرش شده اصلاً این خانه خالی‌اش بهتر آب زمزم زلالی‌اش بهتر رونق خانه‌ی علی زهراست جان و جانانه‌ی علی زهراست خانه خالی ولی صفا دارد مروه هم رو به این سرا دارد خانه‌ای همطراز عرش خدا قبلگاه نماز عرش خدا خانه‌ای دلگشاتر از عالم خانه‌ای "هل اتی" تر از حاتم خانه‌ای جانْ پناه مظلومان خانه‌ای دلنواز محرومان کاش این بیتِ ساقی کوثر در امان باشد از گزند خطر دور باد از کرانه‌اش آتش نرود سمت خانه‌اش آتش ** خانه‌ای را که وحی در می‌زد دست نامحرمی شرر می‌زد در این خانه ازدحام شود کاش این قائله تمام شود بانوی خانه در امان باشد شمع و پروانه در امان باشد ولی افسوس کار بدتر شد آنچه باید نمی‌شد آخر شد ✍ 📝 | عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
طبع رمیده‌ شعر را به ناگزیر می‌کشد خیال تشنه‌کام را، سوی کویر می‌کشد به هم زند سراب را، به هر مسیر می‌کشد تشنه کند تو را سپس سمت غدیر می‌کشد که در غدیر، مصطفی ناز امیر می‌کشد نقش دو آفتاب را چه بی نظیر می‌کشد علی که بام خانه‌اش عرش به زیر می‌کشد شبانه روی دوش خود بار فقیر می‌کشد به جود خود نشان دهد صراط مستقیم را کرم کند فقیر را، اسیر را، یتیم را رسیده از سوی خدا امر سروشِ مصطفی گشوده پرده‌ای خدایِ پرده پوش مصطفی بار رسالتِ رُسل نهد به دوشِ مصطفی آب بقاءِ دین شده چشمه‌ی نوش مصطفی ببین به مدح مرتضی جوش و خروش مصطفی نگاه شوق فاطمه ربوده هوش مصطفی لنگر آسمان زده تکیه به دوش مصطفی نغمه‌ی یاعلی علی، رسد به گوش مصطفی علی که وصف شأن او خدا به لافتی کند به بازی یتیم‌ها قامت خود دوتا کند علی که در دلش به جز خوف خدا قدم نزد تیغ به جز رضای حق، به ذات حق قسم نزد سر از تمام کفر زد، ز قدر خویش دم نزد چو ضرب دست مرتضی، عرب نزد، عجم نزد کسی چنان «امینی» از غربت او قلم نزد به بام عدل هیچ‌کس چنان علی علم نزد ستم کشید و دست خود به حربه‌ی ستم نزد مجمع اهل فتنه را ز مصلحت به هم نزد قسم به حق نمی‌شود مدیح او رقم شود اگر بِحار جوهر و درخت‌ها قلم شود علی‌ست جان احمد و دار و ندار فاطمه مظهر علم ایزد و صبر و قرار فاطمه علی‌ست صبح روشنی به روزگار فاطمه چنان ستاره می‌دمد به شام تار فاطمه علی‌ست آن گلی که شد باغ و بهار فاطمه رسد به اوج خویش تا رسد کنار فاطمه فاطمه یار حیدر و علی‌ست یار فاطمه هستی خویش را کند علی نثار فاطمه فاطمه نیز جان خود هدیه به مرتضی کند اهل مدینه را به یاری از علی صدا کند علی که هست ماسوا به صبر و حلم سائلش زمان ندیده لحظه‌ای ز کردگار غافلش عِلمِ تمام انبیا قطره‌ای از فضائلش ملائک‌اند مُحرم صدق و صفای منزلش ذکر خداست در سرش، نور خداست در دلش قهر کند به دشمنان، مِهر کند به قاتلش اگر چه پیش چشم او شرر گرفت حاصلش اگر چه خورد بر زمین فرشته‌ای مقابلش علی صبور ماند و جمع فتنه را به هم نزد به حفظ جان مسلمین از انتقام دم نزد 📝 | عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
فرمودند: محرّم‏ و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است‏. اسلام را محرم او زنده کرده است این نکته هم ز پیر طریقت به ما رسید پیر ما می‌گفت اسلام از محرم زنده ماند اشک‌ها از دین پیغمبر حراست می‌کنند با محرم، با صفر اسلام جاویدست و بس یادی از نطق امام پیر امت می‌کنم پیر میخانه‌ی عشاق، خمینی فرمود: هر چه داریم ز سالار شهیدان داریم حرف ما حرف خمینی‌ست، سرآمد هستیم! عاشق حیدر و اولاد محمد هستیم! این انقلاب از برکت پیر خمین است در امتداد نهضت پاک حسین است چنین درس را از خمینی بگیر "حسینی بمان و حسینی بمیر" •┈┈••✾••┈┈• تک‌بیتی‌ها، دوبیتی‌ها و رباعیات حسینیه https://eitaa.com/joinchat/2489122881Cc0f48f2cd4
روزی که تقدیر دل ما هجر دلبر شد روز و شب ما در سرای غصه‌ها سر شد در خلوت خود آن قَدَر دلتنگ او شد دل تا آنکه رفت و در هوای او کبوتر شد روزی نشستم گوشه‌ای با بغض تنهایی آن قَدر گفتم از فراقش دیده‌ام تَر شد ای روشنای قلب تاریکم! کجا هستی؟ آقا بیا دیگر که دنیایم مکدّر شد کی می‌شود رؤیت کنم ماه جمالت را؟! ای آنکه از نورت دل شیعه منوّر شد یلدا برای دیدن تو پافشاری کرد تا آنکه طولانی‌تر از شب‌های دیگر شد امشب هم ای ماه جهان‌آرا نتابیدی شام فراقت میزبان قلب مضطر شد یلدا شب چشم انتظاران است مهدی جان امید تو در قلب یاران است مهدی جان ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
امشب شب تکامل امثال فطرس است حال دلم شبیه به احوال فطرس است این جانِ رنج دیده خریدار وصل اوست این روسیاه، مشتری حال فطرس است حاجت رواست هر که به این خانه رو کند کوی حسین کعبه‌ی آمال فطرس است فطرس، به کوی دوست بَرَد هر سلام را این پیک عشق بودن از اقبال فطرس است مانده‌ست آرزو به دل، از عرش هر ملک این لذت وصال فقط مال فطرس است در حسرت زیارت هر روزه‌ی حسین چشمان جبرئیل به دنبال فطرس است ارباب من! کرم کن و اینبار فرض کن این نیمه‌جان سوخته هم بال فطرس است در کربلا به حرکت پرچم نگاه کن این حرکت از نسیم پر و بال فطرس است ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
گرچه بر این آستان روی سیاه آورده‌ام شرمسارم، اشک‌هایم را گواه آورده‌ام دست خالی در ضیافت آمدن شایسته نیست من برایت کوله‌باری از گناه آورده‌ام در جزا، پرونده‌ی ما را بسوزان جای ما از قضا، من نامه‌ای پُر اشتباه آورده‌ام خسته‌ی راهم، به یک لبخند مهمانم کنید از خرابات هوس، حال تباه آورده‌ام دل بریدم از همه، دل بسته‌ام بر مهر یار رخصتی فرما، رفیقی نیمه‌راه آورده‌ام باز کن آغوش خود بر بنده‌ی آلوده‌ای من به ستارالعیوبی‌ات پناه آورده‌ام کارهایم زشت بود، اما نهادم زشت نیست مهر مولایم علی را عذرخواه آورده‌ام پای من لغزید و دستم را گرفت این روضه‌ها نیمه جانی از کنار پرتگاه آورده‌ام تحفه‌ای دارم که بی شک حاجتم را می‌دهند اندکی "تربت" به درگاه اله آورده‌ام داغ بر دل، اشک بر رخ، آرزومندِ نجات مثل "حر" رو بر "مسیح قتلگاه" آورده‌ام ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بقیع، بُقعه ندارد ولی بقا دارد ضریح و صحن ندارد ولی صفا دارد برای گنبد و گلدسته که نیامده است گدا به خانه‌ی ارباب التجا دارد کنار صحن و سرای پیمبر اکرم خرابه بودن آن آستان "چرا" دارد به احترام امامان شیعه در آنجا اگر بهشت بسازیم باز جا دارد جبین بسای به خاک درش که آن درگاه به قَدر چشم همه خلق توتیا دارد به جبرئیل کند فخر از سعادت خویش کبوتری که در آن جا برو بیا دارد کجا رواست که قبرش غریب و ساده شود کسی که در همه تاریخ آشنا دارد بقیع و غربت آن را چه خوب می‌فهمد دلی که اُنس به گلدسته‌ی رضا دارد به خط خون به سر کوچه‌ی بنی‌هاشم نوشته‌اند که "یک دست هم صدا دارد" به خاک‌بوسی آن آستان مرا ببرید که این گلوی به خون خفته، عقده‌ها دارد ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
پیچید بین دامنه آواز بالگرد سرعت گرفت قصه‌ی آغاز بالگرد با آنکه بسته شد پرِ پرواز بالگرد پر زد به عرش، قدرت اعجاز بالگرد آن شب تمام کوه فقط ناله و بود و آه در جستجوی چند پرستوی بی گناه قلب وطن گرفت و خبرها عجیب بود انبوهِ درد بود و قلم ناشکیب بود هر چند روز جشن امام غریب بود خُدّام را ترانه‌ی "اَمَّن یُجیب" بود سید به پای بوسی اجداد رفته بود گویا به میهمانی میلاد رفته بود گم شد نشان او وسطِ دشت ورزقان آتش گرفت از غم او قلب دوستان ای دهر! بُردی از کف ما گوهری گران حال از زمین گلایه کنم یا از آسمان او رفت و ماند داغ غمش بر قصیده‌ها زخمی نشست بر جگر داغدیده‌ها در دیدگاه مردم و رهبر عزیز بود با دشمنانِ مردم خود در ستیز بود دائم به فکر مردم و در اُفت و خیز بود تنها کسی که غافل از آن بود، میز بود جز درد و رنج مردم محروم غم نداشت یک عکسِ یادگاریِ کابینه هم نداشت زخم زبان شنید و زبان را مهار کرد خار کنایه دید و چمن را بهار کرد با خود قرار بست و عمل برقرار کرد دور از تمام حاشیه‌ها ماند و کار کرد حُر بود جز کرامت و وارستگی نداشت در راه خدمتش به وطن، خستگی نداشت اخلاص داشت، گر به دل خلق جا گرفت کینه به دل نداشت که جانش صفا گرفت اذن شهادت از خود شمس الضحی گرفت (آری گرفت هر چه ز مهر رضا گرفت) پاداش خدمتی که در این آستانه داشت صورت به پای عالم آل نبی گذاشت ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
ققنوس غم صلا زده لبیک یا حسین عشّاق را صدا زده لبیک یا حسین نقشی به هرکجا زده لبیک یا حسین بر پرچم عزا زده لبیک یا حسین آتش به قلب‌ها زده لبیک یا حسین بیرق به پا کنید که هنگام ماتم است دمّامه آورید که داغ دمادم است احوال آسمان و زمین جمله در هم است باز این چه شورش است که در خلق عالم است دنیا تو را صدا زده لبیک یا حسین! ای روشن از تجلی تو آسمان من سرشار از محبت و عشقت جهان من ای عبد خانوادگیات خانمان من خورده‌ست مُهرِ مِهر تو بر قلب و جان من این مُهر را خدا زده لبیک یا حسین معراج، آیتی ز مقام و جلال تو قوسیْن، شرحِ ابروی همچون هلال تو دیگر نیامده است و نیاید مثال تو فرمود مصطفی به بیان کمال تو، بر عرش کبریا زده لبیک یا حسین شکر خدا که داغ تو بر جان خریده‌ایم گشتیم در جهان و تو را برگزیده‌ایم عشقت چه کرده با دلِ ما و چه دیده‌ایم در شاهراه کوی شهادت شنیده‌ایم آغاز و انتها زده لبیک یا حسین فطرس گواه می‌دهد آقایی تو را حُر دیده است حُسن پذیرایی تو را تاریخ شاهد است شکیبایی تو را زینب لوای غربت و تنهایی تو را در دشت کربلا زده لبیک یا حسین داغی که آب خواستنت بی‌جواب ماند، داغی که پیکرت وسط آفتاب ماند، آن داغ حسرتی که به قلب رباب ماند، آن صحنه‌ای که از تو و بزم شراب ماند، آتش به قلب‌ها زده لبیک یا حسین ✍️ 📝 | عضو شوید👇 ↳ @hosseinieh_net
این مُلک حماسه‌ساز و باطل‌سوز است با نور محمدی، جهان افروز است بر طاق حریم رضوی نقش زدنند: @dobeity_robaey
ای روسیاه! دشنه به خون خدا نزن! با تیغ کُند بر جگر مصطفی نزن از روی این کتاب مقدس بلند شو! پا این قدر به آیه‌ى "قالو بلی" نزن این کشته‌ی فتاده به هامون، عزیز ماست طعنه به یادگار شه لافتی مزن این تشنه، دست شسته ز جان بعد اکبرش این ضربه‌ی دوازدهم را بیا نزن یک چند لحظه صبر کن ای خصم سنگ دل در پیش چشم فاطمه این ضربه را نزن این زخم‌ها بس است برای شهادتش آن تیغ کُند را تو دگر از قفا نزن از این عزیز پیرهنش را جدا مکن آتش به قلب مضطر آل عبا مزن انگشت او جدا مکن ای ساربان، برو! این قدْر زخم بر دلِ خیرالنسا مزن از کودکان مضایقه کردید آب را آتش دگر به خیمه‌ی اطفال ما مزن ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e