بسمالله الرحمن الرحیم
#امام_سجاد_ع_مصائب
#امام_سجاد_ع_مدح
#محمد_بختیاری
▶️
ای پسرِ نورِ نبوّت سلام
ای ششمین قلهی عصمت سلام
صاحبِ ما ، صاحبِ ایران تویی
روحِ خدا ، جوهرِ ایمان تویی
@hosenih
سرو و سپیدارِ چمن کیست؟ تو
وارث و دامادِ حسن کیست؟ تو
چشمِ امیدِ همه افتاده ها
آبرویِ گلشنِ سجاده ها
گوش به حرفِ تو نشسته خدا
روحِ دعا زمزمهی ربنا
سجدهی تو جلوهی معراج توست
پینهی پیشانی تو تاجِ توست
خیلِ ملائک همه شاگردِ تو
غرق طواف اند همه گردِ تو
مستِ دعای تو شده جبرئیل
تشنهی لبهات شده سلسبیل
زنده به پیغام تو شد کربلا
وارث و پیغمبرِ خون خدا
خطبه ی تو زنگِ جهادِ تو شد
اشکِ تو همسنگِ جهادِ تو شد
@hosenih
اجرِ تو هم سنگِ در و بام شد
روزِ دهم ختم شد و شام شد
زهر چهل سال در این جام بود
سخت تر از کرب و بلا شام بود
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_معصومه_س_ورود_به_شهر_قم
#محمد_بختیاری
▶️
خدا پوشانده بر آن قد و بالا رخت ایمان را
پدر خوانده ست در او آیه آیه شرح قرآن را
@hosenih
چه لطفی سایه اش افتاده یارب برسر این شهر
که غم لبریز شادی می کند حال پریشان را
ندارم غیر باران محبت پیشکش چیزی
خداوندا مگیر از من چراغ چشم گریان را
به صحنش عقل من از کوچه ی زنجیر برگشته
گواه آورده در درگاه او چاک گریبان را
به جا مانده ست شعله جای دل در سینه از شوقش
فرستادم به جای نامه مد آه سوزان را
به جایی که قدم بگذارد آن بانوی پاکی ها
کرم در لحظه خالی می کند از شرم میدان را
@hosenih
هزاران بار حل کردند زائر های گریانش
در این آیینه کاری روضه ی شاه خراسان را
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زهرا_س_مدح
#محمد_بختیاری
▶️
نيست چون ذات الهی در حجابی جز خودش
مثل قرآن نیست محتاج کتابی جز خودش
هر چه را زهرا اراده میکند، آن میشود
پس نمیبیند دعای مستجابی جز خودش
@hosenih
جبرئیل از فاطمه بر فاطمه نازل شده
حوض کوثر نیست لبریز شرابی جز خودش
از زبان مرتضی پژواک خود را میشنید
پردهی این گوش نشنیده جوابی جز خودش
فاطمه هرگز ندارد سرنوشتی جز علی
علت خلقت ندارد انتخابی جز خودش
نیمی از عمرش شده سهم نبی، نیمی علی
این نگین را در نمیگیرد رکابی جز خودش
@hosenih
دیدن روی خدا با چشمها مقدور نیست
روز محشر نیست در پشت نقابی جز خودش
نامهی اعمال او خالیست از غیر علی
او نخواهد داشت در محشر ثوابی جز خودش
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#امام_هادی_النقی_ع_مناجات
#محمد_بختیاری
▶️
هر چند روزی ام بجز این ابر غم نشد
شکر خدا که سایه ی این ابر، کم نشد
جان میدهم به گوشه ی چشمی که ابرویش
جز ذوالفقار با احدی هم قسم نشد
@hosenih
گفتم که غم به یاد تو بیرون کنم ولی
غم با مرور خاطره، شد بیش و کم نشد
این قبله خانه ای که نه، بتخانه بود و بس
جز با ولایت تو حرم محترم نشد
@hosenih
باید بریزد از عرق شرم بر زمین
این آسمان که در غم تو زیر و بم نشد
بغض خیال راه گلوی مرا گرفت
می رفت تا که مرگ کند فارغم، نشد
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_جواد_ع_مدح_و_ولادت
#محمد_بختیاری
▶️
دلگیرتر از سینهی تنگم قفسی نیست
در خانهی تنهایی من همنفسی نیست
تنهاتر از این بیكسِ دلمرده كسی نیست
من یكسره فریادم و فریادرسی نیست
در حسرت آغاز بهار است كویرم
@hosenih
وقتی كه به موی تو مسیر دلم افتاد
صدها گرهی كور سرِ مشكلم افتاد
شور لب تو بر بدن ساحلم افتاد
صد شكر كه در خانهی تو منزلم افتاد
در پیچ و خم عشق تو در آمده پیرم
@hosenih
آغاز بهار است صدای قدم تو
جنگل شدم از آب و هوای قدم تو
سر میدود از شوق برای قدم تو
چشمان مدینه شده جای قدم تو
از هرچه به غیر از قد و بالای تو سیرم
@hosenih
جان همهی شهر به گیسوی تو بسته است
نان همه بر همت بازوی تو بسته است
بند دل عیسی به دم هوی تو بسته است
طاقی است دل ما كه به ابروی تو بسته است
با دست تو ورز آمد از آغاز خمیرم
@hosenih
با آمدنت ختم شده غصهی بابا
لبخند تو شد ساحل آرامش دریا
شد بسته در تهمت بیپایه و بیجا
مبهوت شد از ذرهای از علم تو یحیی*
گفتی كه من از طایفهی علم غدیرم
@hosenih
خورشید شدی ساقی این نور علی شد
نوری نبوی آمد و منشور علی شد
آتش خودِ حق بود، ولی طور علی شد
تأكید به مستی شد و انگور علی شد
از عقل جدا شد سرِ این كوچه مسیرم
@hosenih
حرف از علی و آینهها شد، چه بهجا شد
دستم پُر باران دعا شد، چه بهجا شد
غم، پشت سرم آبلهپا شد، چه بهجا شد
این شعر فقط صرف خدا شد، چه بهجا شد
از شعلهی این راز گُل انداخت ضمیرم
@hosenih
*یحیی بن اَکثَم: وی بزرگترین قاضی در عهد مامون بود. مامون مناظرهای را میان او و امام جواد(ع) ترتیب داد که حضرت او را شکست داد و مایه حیرت همه حضار شد.
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_رقیه_س_ولادت
#محمد_بختیاری
▶️
تا روضه های سخت تو را باز می کنند
در هر نفس دو مرتبه اعجاز می کنند
با نام تو ملائکه پرواز می کنند
شاهان عالم از چه به خود ناز می کنند
مسند نشین تخت سلیمان رقیه است
@hosenih
از نسل فاطمیه و صاحب مدارج است
در آسمان چو سکه ی خورشید رایج است
چون دستگیر عالم و باب الحوائج است
از مرزهای سیر خیالات خارج است
پس سایه ای ز خالق رحمان رقیه است
@hosenih
اینجا شروع و خاتمه در موج گریه هاست
شک و یقین ما ، همه در موج گریه هاست
شور و نوا و زمزمه در موج گریه هاست
حتی نگاه فاطمه در موج گریه هاست
تا روضه خوان حضرت سلطان ، رقیه است
@hosenih
شد شهر عشق ، قبله ی جان حسینیون
شد گریه ، ساختار زبان حسینیون
در سفره ، گریه ی به تو ، نان حسینیون
ذکر رقیه شد ضربان حسینیون
آغاز ما رقیه و پایان رقیه است
@hosenih
تا اشک های آینه می شد گلاب ساز
شد اشک های روشن او انقلاب ساز
یک یاحسین او شده روزحساب ساز
شد دست های کوچکش عالیجناب ساز
میزان ضعف و قوت ایمان رقیه است
@hosenih
هر قدر بود صورت ماهش غباردار
بود آنقدر به پیش خدا اعتباردار
شد در سفارت حرم شاه کاردار
فرزندحیدر است و شده اختیاردار
در روز حشر ، معرکه گردان رقیه است
@hosenih
یک غنچه بین قافله پرپر شد عاقبت
آیینه ی سه ساله ی مادر شد عاقبت
مانند زینب عشق مصور شد عاقبت
آنقدر گریه کرد که کوثر شد عاقبت
تندیس سوره سورۀ قرآن ، رقیه است
@hosenih
از نیزه ها نگاه تو هرگز جدا نشد
لبهای زخمی تو که بر شکوه وا نشد
جز با دوای بوسه ی بابا دوا نشد
مثل تو هیچ کودکی ام البکا نشد
آری دلیل بارش باران رقیه است
@hosenih
کنج خرابه رفت ولی عز و جاه داشت
از گریه های غیرتی اش صد سپاه داشت
از دست های عمه ی خود تکیه گاه داشت
باران گرفته بود و مِهی در نگاه داشت
یک قله بین ابر فراوان ، رقیه است
@hosenih
موسای کربلاست حسین و عصاست او
در امتداد سایه ی خیرالنسا ست او
مهر قبولی سفر کربلاست او
پیغمبر سه ساله ی خون خداست او
اسلام اگر حسین ، مسلمان رقیه است
@hosenih
شبنم فروش گریه ی پاکش نسیم ها
چشم انتظار دست کریمش کریم ها
امیدوار رحم وسیعش ، رحیم ها
ما را برای روضه خرید از قدیم ها
در راه عشق ، سلسله جنبان رقیه است
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات
در خیال تو فنا میشوم ان شاءالله
با تو همرنگ خدا میشوم ان شاءالله
از اذان علی اکبر تو جا ماندم
با نماز تو ادا میشوم ان شاءالله
@hosenih
پنبهی عقل مرا باز جنون خواهد زد
آخر از خویش رها میشوم ان شاءالله
بین بینالحرمینت دو دلی خواهم کرد
چون کبوتر دو هوا میشوم ان شاءالله
هدف از سجده به پاهای تو افتادن بود
بین یک سجده فدا میشوم ان شاءالله
دیده هرچند شد از حسرت دیدار سپید
با رخت دیدهگشا میشوم ان شاءالله
@hosenih
بعد عمری که به گریه سپری شد، آخر
تربت کرب و بلا میشوم ان شاءالله
از بس آغوش تو گیراست، یقین در محشر
از دل قبر تو پا میشوم ان شاءالله
شاعر: #محمد_بختیاری
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امیرالمومنین_ع_شب_شهادت
#امیرالمومنین_ع_مدح_و_شهادت
در حریمت شفا نمیخواهم
آتشم زن دوا نمیخواهم
لحظهی استجابت روضه
از شما جز شما نمیخواهم
خاک پای تو کیمیای من است
جز همین کیمیا نمیخواهم
تا اسیر حسین تو هستم
دلی از غم رها نمیخواهم
من حسینی و حیدریم ، پس
بی نجف ، کربلا نمیخواهم
"مست مست و قلندر استم من
خاک نعلین قنبر استم من"
@hosenih
ابتدا، انتها نداری تو
جز خدا آشنا نداری تو
آیهی اعظم خداوندی
کی، چگونه، کجا نداری تو
همهی سائلان تو شاهند
سائل بینوا نداری تو
فرش این خانه بال جبریل است
قالی نخنما نداری تو
با سرت عرش شکسته ولی
روضهی «بوریا» نداری تو
"شب اسیر سپیدهی سحرت"
عالمی مات جلوهی پسرت
آمدم تا در این شب آخر
مثل این کاسههای پشت در
مرحمی آورم برای سرت
گرچه این را نمیکنم باور
که دوایی برای این سر نیست
که سر تو نمیشود بهتر
که امید یتیمها امشب
میرود پیش حضرت مادر
که در این شهر بیلیاقتها
نیمه شب دفن میشود حیدر
شب، غریبی، تلاطم دریا
شب مدینه، نجف، غم زهرا
@hosenih
اسم مادر رسید و غوغا شد
گره از کار بستهام وا شد
اسم مادر دوباره معجزه کرده
نفَس آلودهای مسیحا شد
باید امشب به روضه برگردم :
بی تو حیدر عجیب تنها شد
قدرِ شبهای قدر ! بعد از تو
خانه قبری برای مولا شد
امشب آغاز بهتری دارد
شب وصل علی و زهرا شد
غم اگر رنگ مادری دارد
گریه هم بوی بهتری دارد
شاعر: #محمد_بختیاری
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#پیامبر_اعظم_ص_حضرت_خدیجه_س_ازدواج
#حضرت_ام_المومنین_خدیجه_س_مدح
خدا پیداست در آیینهی چشمان دلبندش
زنی که نیست جز احمد کسی درحد پیوندش
به آن بالانشینی باید امالمومنین گویی
که جز زهرا نباشد در دو عالم مثل و مانندش
چنان با بندگیهایش دل از ذات خدا برده
که قبل از وحی میآید سلامش از خداوندش
مقامش نیست در حد تصور آن بزرگی که
گرفته آبرو معصومیت از بند روبندش
برای شرح اوج او چه گویم بهتر از اینکه
پیمبر همسر او باشد و زهراست فرزندش
کسی که سرگذارد پیش پای مادری چون او
روا باشد اگر گویم بهشت است آرزومندش
ندیده بعد او یک روزِ خوش احمد در این دنیا
تمام سال میبارد بهار از دود اسفندش
✍ #محمد_بختیاری
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_ام_کلثوم_س_مدح_و_مصائب
ای پلههای منبر تو آسمانها
پامنبری روضههایت، روضهخوانها
مثل امیرالمؤمنینی، خطبههایت_
پیچیده در گوش زمانها و مکانها
ای سایهبان عصمت تو ماه و خورشید
ای در پناه غیرت تو ارغوانها
هر تازیانه خطی از غمنامهات بود
ای شانههایت شرح حال نیمهجانها
همراه زینب بین گودال تفحص
گشتی به دنبال نشان از بینشانها
همراه زینب در هجوم سنگ و آتش
بودی پناه بیپناه الامانها
همراه زینب روضههای باز دیدی
بازارها، رقاصهها، آوازخوانها
✍ #محمد_بختیاری
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_جواد_ع_مدح_و_ولادت
دلگیرتر از سینهی تنگم قفسی نیست
در خانهی تنهایی من، همنفسی نیست
تنهاتر از این بیكسِ دلمرده كسی نیست
من یكسره فریادم و فریادرسی نیست
در حسرت آغاز بهار است كویرم
جان همهی شهر به گیسوی تو بستهست
نان همه بر همت بازوی تو بستهست
بند دل عیسی به دم هوی تو بستهست
طاقیست دل ما كه به ابروی تو بستهست
با دست تو ورز آمد از آغاز، خمیرم
با آمدنت ختم شده غصهی بابا
لبخند تو شد ساحل آرامش دریا
شد بسته درِ تهمت بیپایه و بیجا
مبهوت شد از ذرهای از علم تو یحیی*
گفتی كه من از طایفهی علم غدیرم
حرف از علی و آینهها شد، چه بهجا شد
دستم پُر بارانِ دعا شد، چه بهجا شد
غم، پشت سرم آبلهپا شد، چه بهجا شد
این شعر فقط صرف خدا شد، چه بهجا شد
از شعلهی این راز، گُل انداخت ضمیرم
✍ #محمد_بختیاری
*یحیی بن اَکثَم: وی بزرگترین قاضی در عهد مأمون بود. مأمون مناظرهای را میان او و امام جواد(ع) ترتیب داد که حضرت او را شکست داد و مایهی حیرت همهی حضار شد.
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#پیامبر_اعظم_ص_شهادت
حرف از وصیتهای آخر میزنی بابا
از پیش زهرایت کجا پر میزنی بابا؟!
این لحظهها یاد گذشته کردهای انگار
حرف از وصیتهای مادر میزنی بابا
دلشوره داری، از نگاهت خوب میفهمم
داری گریزی به غمِ در میزنی بابا
زهرای تو پشت و پناه حیدر تنهاست
هرچند حرف از زخم بستر میزنی بابا
یک روز میبینی مرا بین در و دیوار
یک روز میآیی به من سر میزنی بابا
گفتی که خیلی زود میآیم کنار تو
پس لحظهها را میشمارد یادگار تو
✍ #محمد_بختیاری
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e