🔶 قدر زر زرگر شناسد
از حضرت آیتالله وحید بهبهانی؛ آن عالم جلیلالقدر و مرجع عصر، پرسیدند که چگونه به این مقام رسیدهای؟ فرمود: اگر به جایی رسیدهام، مرهون احترامی است که برای فقها و علمای اسلام گذاشتهام.
«قل هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون انما يتذکر اولوالالباب ؛ آيا آنان که مي دانند و آنان که نمي دانند مساوي هستند؟» يقيناً علما نسبت به ديگران برتري دارند.اين معنا را صاحبان خرد و انديشه خوب دريافت مي کنند.
«يرفع الله الذين امنوا منکم والذين اوتوا العلم درجات؛ خداوند کساني را که ايمان آورده اند و کساني را که علم به آنها داده شده درجات عظيمي ميبخشد.»
💠 در این لحظات برای سلامتی عاجل همه بیماران به ویژه آیت الله مصباح یزدی دست به دعا برمیداریم.
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#تراث
#مشاهیر
#عالم_دینی
#علامه_مصباح_یزدی
#آیت_الله_مصباح_یزدی
#نویسندگان_حوزوی
https://eitaa.com/joinchat/3834314754C58903f67c6
◼️ برای علامه
بخشی از یک یادداشت👇
منبرهای حسینیه شهدا(پانزده خرداد)، مسجد امام حسن عسکری علیه السلام، مجتمع امام خمینی رحمةالله علیه، پیش از خطبه های نماز جمعه تهران و هر جای دیگری که سنگری برای روشنگری محسوب می شد، شاهد حضور این مجاهد بزرگ عرصه اندیشه و عمل بود. درس اخلاق دفتر مقام معظم رهبری (حفظه الله) در چهارشنبه شبها، تصویری دیگر از آن فیلسوف جامع علم و اخلاق را نشان می داد.
برای کسانی که سعی می کردند هیچ منبری از آن استاد بزرگ را از دست ندهند، فقدان ایشان دل سوز است.
آیت الله مصباح یزدی پدر جریان حزب الله بود. طلبه ها و دانشجویان حزب اللهی با شاخص ایشان درس می خواندند و با شاخص ایشان به خیابان می آمدند؛ با شاخص ایشان، تحصن می کردند و با شاخص ایشان، تحصن را جمع می کردند؛ با شاخص ایشان، اهل دعا و مناجات می شدند و با شاخص ایشان، اهل سفرهای راهیان نور؛ با شاخص ایشان، اهل قرآن و صحیفه سجادیه می شدند و با شاخص ایشان، اهل شعار و شعور در خیابان و مسجد محمدیه و مسجد چهارمردان و حسینیه شهدای صفائیه.
و اکنون آن پدر بزرگوار و متواضع و آن پیر حقیقت و طریقت پس از عمری تلاش در راه دفاع از دین، به مرحله دیگری از زندگی خویش پا نهاده است.
👈 خواندن بیشتر 👉
✍️ محمدمهدی احسانیفر
#علامه_مصباح_یزدی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
✍ درباره توئیت آقای رسول جعفریان
بعد از رحلت حضرت آیت الله مصباح یزدی، آقای جعفریان در حساب کاربری خود در توئیتر مطلب ذیل را منتشر کرد:
(آیت الله مصباح که حق استادی بر بنده داشت به رحمت خدا رفت. از چهل و چند سالگی دغدغه اش شریعتی و بعدها سروش بود.شگفت آنکه خودش فیلسوف بود یعنی به تفسیری از دین باور داشت که بسیاری از علمای اسلامی آنرا انحراف از نوع بدخیم آن میدانستند و دغدغه آنرا داشتند.چه راه حلی وجود دارد؟)
⭕ مطلب فوق از کسی صادر شده است که در زمینه تاریخ معاصر قلم زده است.
ایکاش ایشان قبل از نوشتن این توئیت، قدری تامل و دقت نظر داشتند تا متهم به خروج از جاده انصاف و تقوا نشوند.
⭕⭕ برای آنکه درباره آنچه آیت الله مصباح با آن مبارزه میکرد و نیز درباره ارتباط مشرب فلسفی او با سخنان و آثارش قضاوت کنیم باید نکات ذیل را در نظر بگیریم.
🔷 یکم. مبارزه با یک یاچند فرد با مبارزه با یک یا چند جریان فرق دارد.
در مبارزه بافرد انگیزه های انتقام جویی یا حسادت یا تحقیر و... وجود دارد.
لکن در مبارزه با جریان التقاطی و انحرافی، مبارزه کننده باید دوراندیشی، همت بلند،وسعت نظر و از همه مهمتر رفعت علمی و هوش وافر داشته باشد.
در اوایل انقلاب مناظرات ایشان به نمایندگی از حوزه علمیه که یک تنه به مصاف با جریانات مختلف التقاطی و انحرافی میرفتند، از صداوسیما پخش شد.
مناظره با فدائیان خلق،مجاهدین خلق(منافقین) جنبش حبیب الله پیمان، حزب توده و... مبارزه با جریان است نه فرد.
همچنین مبارزه و مناظره علمی ایشان در سالهای 76تا84 با جریانی که در دهها نشریه زنجیره ای، صریحا دین را افیون ملتها معرفی میکرد و قیام سیدالشهدا را جنگی قبیلگی میان بنی امیه و بنی هاشم معرفی میکرد و وحی را تجربه ای خطاپذیر از پیامبر مکرم اسلام معرفی میکرد و عصمت انبیا و اهل بیت و نیز احکام قطعی اسلام را زیر سوال میبرد، مبارزه با جریان است نه شخص.
جفای بزرگی در حق استاد بزرگ حوزه علمیه آیت الله مصباح است که گفته شود دغدغه او دکتر شریعتی و سروش بود ( اگرچه بین شریعتی و سروش فرق بسیاری است)
او که شهر به شهر، دانشگاه به دانشگاه، حوزه به حوزه میرفت و باجوانان و فرهیختگان، ساعتها گفتگوی علمی صمیمانه داشت.
آنچه علامه مصباح پیگیری میکرد،تبیین اصول عقایدی اسلام و تولید و بسط علم دینی و علوم انسانی اسلامی و بالطبع تبیین انحرافات عمیق جریان التقاط و انحراف و دین ستیز و غربگرا بود.
آنهم در شرایطی که تفکر مارکسیسم در دانشگاههای قبل انقلاب و بدو آن و تفکر لیبرال دموکراسی در دوره به اصطلاح اصلاحات در دانشگاهها جولان میداد.
به حق میتوان گفت اگر نبود فعالیتهای علمی مجاهدانه شهید مطهری و علامه طباطبایی و آیت الله مصباح،امروز دانشگاههای ایران به مرکز جذب و توسعه جریانات دین ستیز یا التقاطی و انحرافی مبدل شده بود.
👈 خواندن بیشتر 👉
#عمار_انقلاب
#علامه_مصباح_یزدی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
🔴 کرامت بزرگ آیت الله مصباح
🔻 اين روزها عدهای از دوستان آيتالله مصباح، در رسانه ملی به نقل پارهای از کرامتهای آيتالله مصباح پرداختند که آری ايشان از زمان مرگ خود و وضعيت بعد از مرگشان مطلع بودهاند و همچنين بعد از مرگ چشمان خود را برای غسالشان باز کردهاند.
🔹بنده به آن دوست پاکنیت عرض ميکنم اينها که چيزي نيست؛ چنين مسائلی درباره بسياری از افراد عادی هم فراوان نقل و تجربه شده است.
🔹کرامت بزرگ آيتالله مصباح اين بود که آنچه ديگران در آيينه نمی ديدند، در خشت خام ميديد. ايشان پيش از انقلاب، انحطاط انديشهاي و عملي برخی از انقلابيون بزرگ را پيشبينی کرد. (انقلابيونی که حتي خودشان را پدرخوانده انقلاب ميدانستند و حتی ابراز میکردند آنها بودند که امام را براي تسريع در پيشبرد اهدافشان، جلو انداختند؛ به اين دليل که سيد بود و مقبوليت مردمي داشت!)
🔹کرامت بزرگ آيتالله مصباح اين است که از اوايل دهه شصت، بی اعتقادی پارهاي از مدعيان روشنفکري غربزده و نفوذيان انگليسي به اسلام و انقلاب را که حتي در شورای عالی انقلاب فرهنگی هم نفوذ کرده بودند! و در رسانههای جمهوری اسلامی به تفسير مثنوی و نهج البلاغه ميپرداختند!، ابراز کرد و تقابل آنها با تفکر اسلامی و قرآنی و انقلابی را دست کم ده سال جلوتر از دیگر افراد تیزبین آفتابي کرد.
🔹کرامت آيتالله مصباح اين نيست که بعد از مرگ، براي غسّال چشمان خود را باز کند؛ چشمان او هميشه باز و بينا و بصير بود؛ او شصت سال است که به دنبال بازکردن چشمان ديگران بر روي حقايق اسلام و فرهنگ اهل بيت بوده است و در اين جهاد بزرگ، عمارگونه هزاران چشم را بينا کرده است؛ فتنههای عمیق را آشکار کرده است؛ غبارهای غلیظ را کنار زده است و عمارگونه جان و آبرو و هستي خود را فداي انقلاب و ولايت کرده است. اینهاست کرامات عمار انقلاب.
✍شریفی
🇮🇷 کانال اساتید انقلابی
#علامه_مصباح_یزدی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
🔴 درسهايي که بايد از علامه مصباح آموخت
🔸عليرغم بيتقواييهاي فراوان عدة زيادي از مخالفان آيتالله مصباح، ايشان دربرابر شديدترين تهمتها و افتراها و ناجوانمردانهترين ناسزاها، هيچگاه پا از جادة حلم و بردباري و تقوا بيرون نگذاشت.
🔸دربرابر همه تهمتهاي ناروايي که به شخص او زده شد، واکنشي جز بردباري و سکوت نشان نداد. حتي تاجايي که ميتوانست، به شاگردان خود نيز اجازة عکسالعمل متقابل نميداد. او هرگز خود را گرفتار اين حاشيهها نکرد؛ او از مصاديق بارز اين آيه بود که «يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم»
🔸تهمت انقلابي نبودن به مردي که از نخستين حلقههاي ياران امام بوده است و مجاهدتهاي کمنظيري در راه پيروزي انقلاب کرده است، کم تهمتي نبود؛ با نگاهي به 8 جلد کتابي که مشتمل بر بيانيههاي جامعه مدرسين است، معلوم ميشود آيتالله مصباح از ابتداي نهضت تا واپسين روزهاي پيروزي نهضت، جزء کساني است که بيشترين امضاها را بر بيانيههاي انقلابي جامعه مدرسين دارد. حال با وجود اين، عدهاي ناآگاه يا مغرض در بوق و کرنا کنند که ايشان سابقة انقلابي نداشته است، افترايي بسيار سنگين و ناجوانمردانه است.
👈 خواندن بیشتر 👉
✍️ احمدحسین شریفی
#علامه_مصباح_یزدی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
🔰فیلسوف پرهیزکار
🔹علامه طباطبائی پس از شهادت استاد مطهری در وصف ایشان گفته بود: «انسان باتقوایی بود، تقوایی که از فلسفه اسلامی به دست آورده بود.» راز این رابطه شاید این باشد که فلسفه، اندیشه را نظم میدهد. مبنای فلسفه برهان و استدلال و تلاش برای رسیدن به یقین است؛ از این رو فیلسوف میکوشد تا از مغالطه و بیان نامرتب دوری کند و همین امر از اندیشه به بیان و عیان او نیز سرایت میکند. فلسفه اسلامی به همین امر اکتفا نمیکند و به خصوص در حکمت متعالیه و اشراق، در کنار تعقل و تفلسف، تهذیب نفس و نورانیت درون نیز لازم است.
🔸موضوعی که بیتردید مرحوم آیتالله مصباحیزدی نیز مصداق بارز آن است، چرا که به گواه موافق و مخالف، در چهل سال اخیر، آیتالله مصباح جزء فيلسوفان برجسته رده اول جهان اسلام بوده است. او در فلسفه تنها یک مدرس نبود؛ بلکه صاحب ایده و جسارت نقادی بزرگان فلسفه بود. او نه تنها در فلسفه اسلامی، بلکه در فلسفه غرب نیز سری در سرها داشت.
با مرور زندگی ایشان، میتوان همان گونه که علامه طباطبایی بیان داشته بود، تقوای حاصل از فلسفه اسلامی را مشاهده کرد.
🔹این به معنای آن نیست که نقد و نقصی بر ایشان وارد نبود؛ بلکه سخن این است که ممشا و مبنای مواضع و تصمیماتش بر اساس تقوا و یقین بود، نه هوی و هوس و قدرت و سیاستبازی.
او میتوانست در کنجی به درس و بحث ممحض شود و طمطراق علمی خود را فزونی بخشد و گرد اهانت و هتاکی دونمایگان سیاست به دامنش ننشیند؛ اما بر اساس همین تقوا تشخیص داد باید به عرصه سیاست پا بگذارد و حتی در جزئیات و مصادیق ورود کند. اگرچه آماج هجوم و هتک حرمت قدرتطلبان بیتقوا هم قرار گیرد و وجهه علمی و آبرویش هم مخدوش شود. این مهم جز با تقوایی عمیق و ریشهدار حاصل نمیشد.
👈 خواندن بیشتر 👉
✍ مهدی عامری
#صبح_صادق
#علامه_مصباح_یزدی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
🔴 آنچه قرار بود مخالفان وارونه نشان دهند
✅ دموکراسی به روایت علامه مصباح
1⃣ «اگر دموکراسى در بُعد قانونگذارى به این معنا باشد که قانونى که با اسلام سازگار نیست، معتبر شناخته شود و ما تصور کنیم که اسلام چنین قانونى را معتبر میداند، این بدان معناست که چیزى که با اسلام سازگار نیست، با آن سازگار شود! این مطلب روشن است و احتیاج به استدلال ندارد.»
2⃣ «دموکراسی به معناي دوم، با رعایت شرایطی که اسلام براي حکام، قانونگذاران و مجریان قانون و براي قضات تعیین کرده، پذیرفته شده است. یعنی مردم در انتخاب افرادي که صلاحیت قانونگذاري و اجراي قانون را دارند مشارکت جدي داشته باشند و با این مشارکت، همکاري و همدلی خود را با دولت اسلامی اثبات کنند و خودشان را سهیم و شریک در امور کشور بدانند. این شکل از دموکراسی در اسلام قبول و در کشور ما هم بدان عمل میشود.»
#دموکراسی
#حکومت_دینی
#علامه_مصباح_یزدی
#نویسندگان_حوزوی
https://eitaa.com/joinchat/3834314754C58903f67c6
💠 آنچه آقای مصباح از خود بر جای گذاشت
1) یک روز ایشان گفتند: «حوزههای علمیه با علوم انسانی آشنا نبودند از اینرو همّتمان را قرار دادیم تا این علوم را وارد حوزه کنیم» با تشکیل دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و مؤسسهی امام خمینی، در همهی رشتههای علوم انسانی، فارغالتحصیلان و صاحبنظرانی توانمند تربیت کرد.
2) آقای مصباح همیشه میگفتند؛ هر کسی در هر شاخهای که میخواهد تخصص پیدا کند، باید یک دوره تفسیر موضوعیِ قرآن بخواند، تا نگاهی نظاممند به اسلام داشته، و روح کلی معارف قرآن، بر پژوهشها و اندیشههای او حاکم باشد؛
از اینرو، یک دوره تفسیر موضوعی تدریس کرده و متن همان تدریسها امروزه تبدیل به دورهی معارف قرآن شده و به دانشپژوهان تدریس میشود.
3) ایشان هر سال در ابتدای طرح ولایت میگفتند: «من در طول عمرم هیچ کاری با برکتتر و مهمتر از این طرح انجام ندادهام»؛ آقای مصباح در هر دوره، بیش از دویست استاد، در قالب هفتصد اعزام، با چند هزار مخاطبِ دانشجو، به دانشگاهها میفرستاد و کلاسهایی با محوریت اندیشههای زیربنایی، برگزار میکرد؛ بیش از بیست دوره از این طرح اجرا شده و همچنان ادامه دارد؛
4) آقای مصباح در اوائل دورهی اصلاحات که به طور جدی وارد فضای سیاسی شدند یک روز در سخنرانیشان فرمودند: «مقاممعظم رهبری توصیه کردند، که در این راه، بیهمرهی همراهان وارد نشوم»، از اینرو جریان قدرتمندی در فضای سیاسی برای دفاع از مبانی انقلاب اسلامی تربیت کرد که همیشه حاضر در صحنهاند.
👈 خواندن بیشتر 👉
✍ احمد فربهی
#علامه_مصباح_یزدی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
🙏 علامه یا کانت ایرانی
استادخسروپناه: اگر آیت الله مصباح یزدی در آلمان بود همچون کانت، حرمت تفلسف او نگه می داشتند و اگر در آمریکا بود، اندیشه او را معیار ایدئولوژی خود می ساختند.
حوزه/ حجت الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه در یادداشتی به جایگاه مرحوم آیت الله مصباح یزدی پرداخته است که متن آن بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان و دشمنان در حق علامه استاد مصباح یزدی کوتاهی یا ستم کردند. برخی از دوستان ناآگاهانه تنها چهره سیاسی از وی نشان دادند و او را پدر معنوی حزبی خواندند.
دشمنان هم آگاهانه به تخریب این دانشمند و حکیم برجسته معاصر پرداختند و جاهلان و بیماران ادامه دادند.
اگر آیت الله مصباح یزدی در آلمان بود همچون کانت، حرمت تفلسف او نگه می داشتند و اگر در آمریکا بود، اندیشه او را معیار ایدئولوژی خود می ساختند.
ای کاش شاگردانش به ترویج اندیشه حکمی او می پرداختند.
اما استاد مصباح یزدی کیست؟ بنده از آغاز دهه شصت با معظم له آشنا شدم. ابتدا مباحث معارف قرآن این قرآن شناس عمیق را استماع می کردم و سپس شرکت در جلسات وی در دزفول که روشنگر اهل معرفت بود.
اولین کتاب فلسفی که خواندم فلسفتنا شهید صدر بود که به توصیه معظم له درس هایشان را استماع کردم و ایشان متواضعانه اشکالات این مسکین را برطرف می کرد.
این فقیر تا آخر عمر با برکت این مفسر حکیم، خوشه چین دانش او بود و ممکن نبود دیداری شود و درسی نیاموزد.
علامه مصباح یزدی متفکری حکیم و نظریه پردازی دقیق بود. فلسفه را با روش استدلالی و معارف قرآن را با روش استظهاری و استنطاقی و تفقه را با روش اجتهادی بحث می کرد.
«وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُوا کَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»
حقا که این مجاهد علامه، نظریه پرداز در فلسفه اخلاق و علم النفس و هستی شناسی و معرفت شناسی و دین شناسی و فلسفه الاجتماع بود.
وقتی توفیق دیدار حاصل می شد هویت متواضعانه و متعبدانه او نمایان بود.
چقدر خوش می گذشت وقتی به ایشان در نماز اقتدا می کردم؛ نماز ملکوتی آیت الله العظمی بهجت را تداعی داشت. رکوع و سجودش مملو از توجه بود.«إِنَّمَا یخْشَی اللّه مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ».
درس اخلاق استاد در دفتر مقام معظم رهبری، سیراب کننده اهل اخوت با مومنان بود «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ».
استاد مصباح یزدی ولایت مداری باورمند به مردم بود و نقش مردم در حکومت داری را حداکثری می دانست؛ نقشی که مدعیان مردم داری نه در نظر و نه در عمل بدان اعتقاد نداشتند. ولایتمداری او هم با ولایتمداری سیاسیون متفاوت بود؛ واقعی و حقیقی و خالصانه، زیست ولایتمدار داشت.
مرحوم حکیم مصباح یزدی اهل تجارت نبود؛ اگر بود فقط با خدا بود و لذا اهل ذکر و نماز و انفاق و خشیت الهی بود.
«رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ»
اسلام علامه مصباح، اسلام ناب محمدی و اسلام امام خمینی بود و همین بس است که هرچه متحجران و مرتجعان، تخریب و توهینش کنند؛ اما هیچ تخریبی و توهینی، این حکیم نظریه پرداز را به حاشیه نمی راند.
علامه مصباح یزدی همیشه در متن انقلاب زنده است.
«الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَیٰ لَهُمْ وَحُسْنُ مَآب»
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
عبدالحسین خسروپناه، شاگرد علامه آیت الله مصباح یزدی
#علامه_مصباح_یزدی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN