eitaa logo
شعور .
69 دنبال‌کننده
173 عکس
13 ویدیو
2 فایل
؛ مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر ؛ ما همچنان در اول ِ وصف ِ تو مانده‌ایم .. . ‌. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
بپرسید از کمانداران ابرویش چرا باید به قصد کشتن یک نیمه جان، صد لشکر آوردن!
تورق می‌کنم، یک قتل را که در همه دنیا اگر قتلی شده حداقل پرونده‌ای دارد گزارش می‌نویسد: کودتاچی‌ها رسیدند و هزاران پشته هیزم به پشت در چیدند و سپس با نعره‌هاشان پرده‌ی حرمت دریدند و کنار در هر آنچه بود را آتش کشیدند و زبانه‌های آتش، گوشه‌ی معجر رسیدند و تمام این دقایق بچه‌هایِ مرد، دیدند و بمیرم این گزارش، خط به خط خون است و خاکستر بمیرم لحظه‌ی دندان به‌هم ساییدن حیدر - گزارش می‌نویسد: قتل با جسمی گران بوده و مقتوله، زنی که ظاهراً خیلی جوان بوده گزارش می‌نویسد: با لگد در را شکستند و و مقتوله همان دم اتفاقاً پشت آن بوده گزارش می‌نویسد: بار شیشه داشته آن زن گزارش می‌نویسد: زخم و تاول توأمان بوده - دری بوده‌ست با گل‌میخ‌هایی، جای جای آن گزارش می‌نویسد: میخِ در هم خون‌چکان بوده گزارش گریه کرده خط به خط از غربت شویش گزارش شرم دارد که بگوید میخ و پهلویش - گزارش می‌نویسد: «زن که دست از در رها کرده گزارش می‌نویسد؛ زن کنیزش را صدا کرده» مرورش می‌کنم هربار، با اندوه از اول نمی‌دانم چه بود این‌ها؟ گزارش بود یا مقتل؟!؟ بمیرم این خطش که سال‌ها اندوهِ جان بوده جوان بوده، جوان بوده؛ چرا پس قامتش همچون کمان بوده؟ - چگونه زنده‌ام، از خواندن این روضه‌های تو چگونه من نمردم، از غم واغربتای تو تو برگشتی به آنجایی که اهلش بوده‌ای خانم و حیدر یکه و تنهاست بین بچه‌های تو - کسی نگذاشت «جانم» پشت اسمش بعد پروازت دلیل گریه‌های او، مرور خنده‌های تو اذان گفتند؛ پس این بیت‌ها ختم به‌خیراند و خوشم با چند رکعت نوکریم در عزای تو - همه عمرم اگر پرسید هرکس کار و بارم چیست سرم بالاست مادر که گدای تو، گدای تو... - حامد‌ عسکری .
به گریه سنگ بهم می‌زنند و میخندند بیا ببین که چه دیوانه خانه ای شده است!
هم برای من به انصار و مهاجر رو زدی هم صبوری کردی و در خانه ام سوسو زدی چند ماهی درد پهلو را تحمل کرده‌ای خواستی برخیزی از جا تکیه بر زانو زدی رو به بهبودی ست حالت یا برای دلخوشی بسترت را جمع کردی خانه را جارو زدی اینقدر زحمت به خود دادی برای مرتضی کودکان را با چه حالی شانه بر گیسو زدی یک کلام از درد خود با من نگفتی هیچ وقت مخفی از چشمان حیدر دست بر پهلو زدی گر چه این همسایه‌ها از پشت خنجر می زنند با دعایت زخم آن‌ها را سحر دارو زدی از تمام غصه‌ها این غم علی را می کشد تو برای من به انصار و مهاجر رو زدی
هدایت شده از تأملات | تولايى
با من حسـاب داشت عدو از غدیر خم از من، تو را گرفت و دگر بی‌حساب شد!
هدایت شده از تأملات | تولايى
من طربم طرب منم زهره زند نوای من عشق میان عاشقان شیوه کند برای من
کفن برف کجا؟ پیرهن برگ کجا؟ خسته‌ام مثل درختی که از آذر ماهش باز برگرد به دل‌تنگی قبل از باران سوره‌ی توبه رسیده است به بسم‌الله‌اش - فاضل نظری
هدایت شده از نوسان تی وی
شِکوه‌ای نیست ز طوفانِ حوادث ما را دل به دریازدگان خنده به سیلاب زَنند - رهی معیری - ▪️فاطمیه(س) ▪️شب چهارم
هدایت شده از نوسان تی وی
ما به جمهوریِ زهرایی خود می‌نازیم وَرنه بی‌فاطمه که خِطّه‌ی ایران هیچ است! نوسان | @navasanTV