•
نردبانِ ابیات را زیر پایم میگذارم و دستم را به سوی ماه بلند میکنم. کاش ریسمان رویاهایم آنقدر بلند بود که میتوانستم برای ابد تو را در بر بگیرم. آرزوی محال است؟ پس ای کاش میتوانستم آغوش خدا را برایت به امانت بگیرم...
| @ianashid
•
- چیشده یهو تا هر صفحهای رو باز میکنی، بویِ شوریِ دریای جنوب و دلسوزی برای نخلاش میخوره تو صورتت؟
+ چون الان ویو تو «نگران جنوب بودنه».
| @ianashid
زمان:
حجم:
1.2M
•
حال وطن، حال دل ماست؛
هر روز زخمی بر زخمی و رنجی بر رنجی...
📚 پریدخت
🖋 حامد عسکری
#سطر_و_سکانس
| @ianashid
•
نهالی را که من چون تاک پروردم به خون دل
چهسان بینم به جامِ دیگران صائب شرابش را؟!
ـ صائب تبریزی
| @ianashid
•
یعنی امشب چندتا دختربچه
وسط روضه بهونهی باباشونو میگیرن؟
| @ianashid
•
امشب مهمون دارم، مهمونم ماهه
تا سحر بیــدارم، بابام تو راهــه...
| @ianashid
•
- خوشحالی؟
+ فوتبال برام چیز مهمی نیست. اما اگه واسطهای باشه برای زدن یه سیلی تو گوش صهیونیسم جهانی، ارزشمنده. پس خوشحالم.
| @ianashid
•
من فکر میکنم هیچگاه پایت به زمین نرسیده. آنقدر که روی دوشِ بابا و عمو و برادر، شانه به شانه در آسمانها پر میکشیدی نازدانه...
| @ianashid
•
و بلغت القلوب الحناجر
و جانها به گلو رسیده بود...
- سوره احزاب / آیه ۱۰
| @ianashid