این ساعت از روز رو میپرستم. ترکیب خاصی
از سکوت، آرامش، سکون، صدای پرندهها،
تکه نوری که از پنجره میاد تو، ندیدنِآدم ها و
نداشتن مکالماتِ بالاجبار و تنها ساعت دوری از آدمها.
ی فنجون چایی و آغاز زندگی.
میان عاشق و یککارمند ساده چهفرقیست؟
اگر کهعشق به اینباش و آن مباشبیوفتد