هدایت شده از ریحانه
💌 #مینویسم_برای_پدر_شهیدم | تربیتشدگان مکتب سیدعلی
🔰 تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنهای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵
🔻 جعبهی انگشتر را که باز میکردی، انگار همهی داشتهات را میخواستی پیش چشم حاضران، به رُخ بکشی. همه چشم بودند و تو، با آن دشت گلهای آبی چادرت، صدفی بودی که توی دستهایت، مروارید میدرخشید.
🔻 برای انگشترت میشود صدها قصّه نوشت. اندازهاش بزرگ است؛ آنقدر که توی انگشتهای کوچکت لق میزند. شاید برای مادرت باشد. خداخدا میکنم که زنده باشد و خودش، با چادر مشکیای که پر از گلهای دانه ریز سرخابی است، همراهت آمده باشد. حتماً پیش از رسیدن به میز نذورات، دست روی شانهات گذاشته؛ بعد نگاهی به دو عکسِ روی میز کرده و چانهاش به بغض لرزیده. چندباری انگشتر را، توی انگشتش چرخانده و اشکهایش را که دیگر از لبهی پلکهایش شُرّه کردهاند روی گونههایش، با پَر چادرش پاک کرده؛ زیر لب دعایی خوانده. جعبه را که مدّتها شده بود جعبهی انگشتر عروسی خالهبازیهایت، خودت با چشمهایی که از سر ذوق، ستاره افتاده بود تویشان، آوردی و آن لحظه دادی به مادرت. شاید وقت رفتن، دم گوشات گفته: «میوهی دلم، برو بده به اون آقاهه که پشت میزه؛ بگو یادگاره؛ عزیزه؛ کمه امّا دلم روشنه که آقا خوشحال میشه. برسه به دست سیّد مجتبی خامنهای، جونم به فداش.»
🔻 میانهی تماشای تو، گوشهی لبم به لبخند بالا میرود. توی دلم میگویم این زنها، شیعیانِ تربیتشدهی مکتبِ سیّد علی خامنهای هستند. همان کسی که زن را در روزگاری که سیاستمدارانش، گرفتار جهلی دیگر شدهاند؛ همچون پیامبرِ مهربانی، شرافت و عزّت و احترام بخشید.
✍🏻 راضیه کریمیمنش
➕ دختران شیعهی کشمیر طلایشان را برای حمایت از ایران در جنگ رمضان هدیه میکنند.
🗓 شماره ١۴۵
🇮🇷 مجموعهروایت «مینویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابانهای ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh