eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
767 ویدیو
87 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام هرکس یه سلیقه‌ای داره؛ منظورم این نبود که عشق بده یا نوشتن ازش درست نیست، صرفا نظر و سلیقه خودم رو گفتم
اصفهان ۲۸۴ نفر داوطلب نمایندگی مجلس داره(حوزه انتخابیه اصفهان، جرقویه، کوهپایه، ورزنه و هرند)، حساب کردم دیدم اگه بخوام روی هرکدوم فقط یه ساعت وقت بذارم بررسی شون کنم، اونم درصورتی که شب نخوابم و ۲۴ ساعته وقت بذارم، حدود ۱۲ روز طول میکشه😐 اونم درحالی که هفته آینده انتخاباته😐 چه خبرتونهههه؟😅
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند #خورشید_نیمه_شب جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️ب
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️به قلم: فاطمه شکیبا قسمت 130 چشمان کوهن گرد شدند. -خانواده‌‌ت؟ مگه توی بئری کشته نشدن؟ دوباره از این که توانستم شگفت‌زده‌اش کنم دلگرم شدم. گفتم: همه‌شون نه. گفته بودم که بابام توی نیروی هوایی کار می‌کرد، موقع کشتار اونجا نبود و زنده موند. اون هنوز زنده ست؛ چون تصمیم گرفت حرفی نزنه و هر اتفاقی افتاده رو فراموش کنه. اینطور شد که تونست کم‌کم ارتقا پیدا کنه؛ طوری که بتونه از گزینه بعدی ریاست موساد خبر داشته باشه. -نیروی امنیتیه؟ -نه، فقط یه نظامی بازنشسته ست. کوهن دوباره نیشخند زد. این‌بار او سرش را جلو آورد و در گوشم زمزمه کرد: و می‌دونه پسر عزیزش داره همه‌چیز رو پیش یه خبرنگار لو می‌ده و بیخ گوشش نقشه‌های خطرناک می‌چینه؟ انگار که آب یخ روی سرم ریخته باشد، درجا منجمد شدم. کوهن از روی تخته‌سنگ بلند شد. کیفش را برداشت و روی شانه‌اش انداخت. گفت: یا خیلی خنگی، یا خیلی کله‌شق، یا خیلی آب‌زیرکاه. درهرصورت خطرناکی! روی پاشنه پا چرخید که به سمت ساحل برود. تیر دومم هم به سنگ خورده بود. از جا جهیدم و دویدم دنبالش. بند کیفش را گرفتم تا متوقفش کنم. -مگه نمی‌خواستی اعتمادت رو جلب کنم؟ ایستاد و با طمأنینه، بند کیفش را از دستم بیرون کشید. یک نگاه به سرتاپایم انداخت و گفت: به نظر میاد صادق باشی، ولی برای اینجور کارا زیادی ساده‌ای. مستأصل و با شانه‌های افتاده سر جایم ایستادم. -خب باید چکار کنم؟ یک لبخند مسخره روی لب‌هایش بود. یک لبخند تمسخرآمیز، با این مضمون که: برو پی کارت بچه! قسمت اول رمان: https://eitaa.com/istadegi/9527 ⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمی‌باشد⛔️ ✨ 🌐https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام یک شهرک صهیونیست نشین در نزدیکی غزه ست. حادثه کشتار بئری واقعا اتفاق افتاده.
سلام ممنونم از محبت‌تون🌷
سلام نمیخوام بر مبنای حزب انتخاب کنم. ترجیح میدم انتخابم فراجناحی باشه.
سلام عقل. این نتیجه یک محاسبه عقلانی بود، رها کردن یک چیز خوب برای چیزهای بهتر.
التماس دعا 🌱
🌱« بانوان تأثیرگذار سرزمین من » 🔆 پویش دعوت بانوان تأثیرگذار از هم‌وطنان برای شرکت در انتخابات ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ 💫 جهت شرکت در این پویش 📝فیلم کوتاه، تصویر دست‌نوشته، یا روایت دعوت خود را همراه با مشخصات‌تان (نام و نام خانوادگی، نام شهر، تحصیلات و سمت علمی/فرهنگی/اجتماعی/ورزشی ) با ما به نشانی @Moeenn در ایتا به اشتراک بگذارید. 📍آثار ارسالی شما جهت تقویت مشارکت هم وطنان عزیز در کانال راه سوم، و دیگر کانال‌های مطرح کشوری منتشر خواهد شد. ┈┈••✾••┈┈ 💠راه سوم ⏩@rahesevvom
این روز رو به پدر و مادرم که هنوز هم در کنج‌نای وجود معتقدند من چون ریاضی نخوندم چیزی از جهان نمی‌فهمم تبریک میگم🙄 رشته هردو مهندسی بوده، هردو عاشق ریاضی‌اند و به شدت دوست داشتند من ریاضی بخونم، و من با ورودم به شاخه علوم انسانی خیلی ناامیدشون کردم😕 اصلا وقتی پدرم اولین بار کتاب‌های درسی دبیرستانم رو دیدن یه حس خسران عمیقی داشتند که دخترشون فیزیک و ریاضی و هندسه و... نمی‌خونه😕 هنوزم گاهی میگن، البته دیگه کم‌تر شده ولی می‌دونم که به شدت معتقدن من حروم شدم😐 خدا حفظشون کنه☺️