eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
786 ویدیو
92 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
💐 رهبر انقلاب در روز ١٢ فروردين ۵۸ روز رأی‌گیری برای جمهوری اسلامی در کدام شهر بودند؟ ⏳ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: من البته در آن روز[روز جمهوری اسلامی]، روز رأی‌گیری کرمان بودم از طرف امام یک مأموریتی به من محول شده بود که بروم بلوچستان و سر بزنم به شهرهای بلوچستان و مردم آن‌جا را از نزدیک دیدار بکنم و پیام امام را برای آن مردم ببرم. 🔹پیام محبت و دلسوزی را که ملاحظه می‌کنید از همان روزهای اوّل امام به فکر افتادند که با این دورافتاده‌ای که به کلی فراموش شده بودند، حتی در نظام گذشته ملاطفت و محبت کنند و من را که آن‌جا سابقه داشتم آشنائی نسبتاً زیادی داشتم فرستادند آن‌جا برای این کار. ⏳کرمان رسیده‌بودم من در راه بلوچستان که روز رأی‌گیری بود، در فرودگاه بچه‌های حزب‌الهی و داغ کرمان آمدند، صندوق را آوردند چند تا صندوق بود، هر کدام می‌خواستند که بیاورند من تویش رأی بیاندازم. آنها هم من را می‌شناختند. یعنی سابق که کرمان رفته بودم و مردم کرمان با من آشنا بودند. من هم خیلی به مردم کرمان از قدیم علاقه داشتم مردم خیلی بامحبت و جالب بودند همیشه در چشم من. 🔹خیلی لحظه‌ی شیرینی بود برای من، آن لحظه‌ای که این رأی را من می‌انداختم توی صندوق و می‌دیدم آن شور و هیجانی را که مردم کرمان از خودشان نشان می‌دادند در رأی دادن. بعد هم نشان داده شد که خب نودونه درصد آراء به جمهوری اسلامی آری بود. ۶۴/۱/۱۰ 🌷 🇮🇷 💻 Farsi.Khamenei.ir
امشب به احترام شهادت امیرالمومنین علی علیه‌السلام رمان نداریم. شهادت امام عزیزمون رو خدمتتون تسلیت می‌گم و به همه عزیزان التماس دعا دارم؛ در این شب عزیز دعا برای فرج و دعا برای بنده رو فراموش نکنید 🌱
🔸راهِ خمینـی🔸 «درگاه‌های مطمئن جهت کمک رسانی به فلسطین» ⭕️جهت کپی کردن شماره کارت کافیست روی آن بزنید. 🔸بنیاد خیریه ام‌الیتامی خدیجه‌کبری(س) 💳
6104338926896834
🔸بنیاد مردمی تحول‌اجتماعی 💳
5041727010553517
🔸بنیاد خیریه جامعه‌ایمانی‌مشعر 💳
5041721113532122
🔸کانون فرهنگي تبليغي شهيدالقدس 💳
5029087001597700
🔸خیریه سرزمین رنگ زیتون 💳
5041721113535455
🔸بنام مهدی صالح (صالح غزه ای، فعال فلسطینی ساکن ایران) 💳
6104338676264019
🔸گروه جهادی اویس قرنی: 💳
6273 8170 1007 2290
❗️توجه فرمایید❗️ پس از واریز به کارت گروه جهادی اویس‌قرنی، حتما رسید خود را با قید نیت«فلسطین» به شناسه @Habib72 ارسال کنید. ولی برای سایر شماره کارت‌ها، اعلام واریز نیاز نیست. |بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان| 🆔@uisb_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
علی با ذوالفقار می‌آید... http://mehrnews.com/x34z6H
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹جهاد تا شهادت 💬تو گویی هنوز فریاد امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در پهنه‌ی جاودان تاریخ طنین انداز است: که کجایند آن قومی که به سوی پیکار با دشمن برانگیخته شدند و از سر ولع و شیدایی و اشتیاق اجابت کردند... شهید سیدمرتضی آوینی ◼️شهادت امیرالمؤمنین، حضرت علی علیه‌السلام تسلیت باد. http://eitaa.com/istadegi
🌙ماه خدا با فرشتگان✨ روزی جنازه یکی از شهدای محله را آورده بودند، طاهره دور تابوت می‌چرخید و می‌گفت: «شهید می‌تواند ٧۰ نفر را شفاعت کند و من مطمئنم که این برادر شهید مرا هم شفاعت خواهد کرد.» 🥀شهید طاهره اشرف گنجوی http://eitaa.com/istadegi
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند #خورشید_نیمه_شب جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️ب
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️به قلم: فاطمه شکیبا قسمت 165 نمی‌تواند آنچه دیده بود را با آنچه شنیده بود مطابقت دهد. میان برزخ دیده‌ها و شنیده‌ها گیر کرده است. ادامه می‌‌دهد: البته اونا هیچ‌وقت ازمون بابت این که با اسلحه و سرزده اومدن توی خونه‌مون عذرخواهی نکردن. توی دلم جوابش را می‌دهم: شما هم هیچ‌وقت بابت تصرف کشورشون و کشتن مردم‌شون ازشون عذرخواهی نکردین. *** در اتاق گالیا که باز شد، یک نفس عمیق کشیدم و زیر لب فحش دادم. حوصله تحمل آن زن مغرور را نداشتم؛ مخصوصا بعد از گذراندن یک روز پرکار و نخوردن ناهار و شام درست و حسابی و پشت میز نشستن از هشت صبح تا ساعت یازده و نیم شب؛ ولی گالیا گفته بود بیایم و تاکید هم کرده بود که فوری ست. پشت میزش نشسته و رو به پنجره بزرگ اتاقش، چشم به منظره‌ی تل‌آویو دوخته بود. نیم‌رخش را می‌دیدم که مثل همیشه خشک و بی‌احساس بود. صورت چهارگوشش همیشه منقبض بود و داشت خشمی درونی را زیر دندان‌ها و فک محکمش له می‌کرد. نور آسمان‌خراش‌ها و چراغ‌های شهر روی صورتش منعکس شده بود، نور مانیتورش هم. مثل همیشه کت و شلوار زنانه‌ی مشکی پوشیده بود و دستانش را روی سینه قلاب کرده بود. وقتی دیدم به ورودم واکنش نشان نمی‌دهد، صدایم را صاف کردم و گفتم: با من کار داشتید؟ سرش را تکان داد و همچنان از تل‌آویو چشم برنداشت. خونسردی‌اش بیش از خشمش ترسناک بود. آدم خونسرد خطرناک‌تر از آدم خشمگین است؛ چون دقیقا می‌داند چکار می‌کند و با آرامش تصمیمش را گرفته. خونسردی گالیا ممکن بود به معنای این باشد که در آرامش به این نتیجه رسیده بود من دارم خیانت می‌کنم و می‌دانست دقیقا می‌خواهد چه بلایی سرم بیاورد. یک نفس عمیق کشید و گفت: بهت میاد پخمه باشی، ولی زرنگی! عرق سرد روی پیشانی‌ام نشست. او فهمیده بود و متاسفانه من در پنهان کردن هیجان و اضطرابم هیچ استعدادی نداشتم. من مثل مامورهای عملیاتی موساد نبودم که برای نقش بازی کردن آموزش دیده باشم. من فقط یک نیروی سایبری بودم و فقط وقتی به درد می‌خوردم که پشت لپ‌تاپ نشسته باشم. به هرحال، آب دهانم را قورت دادم تا صدا از گلوی خشک شده‌ام دربیاید و تمام تلاشم را کردم که صدایم نلرزد. -ببخشید، متوجه منظورتون نشدم! ادامه دارد... قسمت اول رمان: https://eitaa.com/istadegi/9527 ⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمی‌باشد⛔️ ✨ 🌐https://eitaa.com/istadegi
و داغی دوباره...💔 حمله به سفارت یعنی حمله به خاک ایران...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام ممنونم از محبتتون 🌱