eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.5هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
693 ویدیو
84 فایل
✨﷽✨ هرکس‌می‌خواهدمارابشناسد داستان‌کربلارابخواند؛ اگرچه‌خواندن‌داستان‌را سودی‌نیست‌اگردل‌کربلایی‌نباشد. شهیدآوینی نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. 🍃گروه‌نویسندگان‌مه‌شکن🍃 💬نظرات: https://payamenashenas.ir/RevayatEshgh
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔰بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند #خورشید_نیمه_شب جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️به
🔰بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️به قلم: فاطمه شکیبا قسمت 206 تلما دوباره به صفحه نمایشگر خیره شد و شانه بالا انداخت. -امیدوارم، ولی تو هم بیکار نباش. دنبال یه راهی برای هک کردنش بگرد. سرم را تا جایی که ممکن بود خم کردم. -چـــشم! امر دیگه؟ مردمک‌هایش را به سمتم چرخاند و برایم چشم دراند. گفتم: به نظر من یه چیزی این وسط درست نیست. یه آدمی مثل دانیال که انقدر حواسش به همه‌چیز بوده، چطوری تونسته کیف‌پولشو به تو بده ولی رمزش رو نه؟ کیف پول رو نداده که نگاهش کنی، قرار بوده ازش استفاده کنی. درسته؟ سلما در لپ‌تاپ را بست و روی صندلی به طرفم چرخید. شمرده‌شمرده و کمی خشمگین گفت: الان می‌خوای چه نتیجه‌ای بگیری؟ و چشمانش را تنگ کرد. دقیقا مثل بازجوها شده بود. دوباره با یک مانع امنیتی دیگر مواجه شدم؛ تلما هیچ‌جوره چیزی درباره رابطه‌اش با دانیال وا نمی‌داد. کم و بیش خودم جواب سوالم را می‌دانستم؛ به هرحال دانیال با دست خودش کیف پول را به تلما نداده بود. حتما ایرانی‌ها آن را به دست تلما رسانده بودند یا خودش بین وسایلش آن را پیدا کرده بود. تنها چیزی که می‌خواستم این بود که به گذشته تلما ناخن بزنم و ببینم رابطه‌اش با دانیال چطور بوده. یک احتمال وجود داشت که بین‌شان احساساتی بوده و آن احساسات هنوز در تلما زنده باشند و بخاطر همین به من روی خوش نشان نمی‌داد. دست و پایم را جمع کردم. تلما درست مثل یک آتشفشان در آستانه فوران بود؛ یک آتشفشان نیمه‌خاموش. اگر فوران می‌کرد دیگر نمی‌شد نزدیکش شوم. گفتم: هیچی، منظور خاصی ندارم... پرید وسط حرفم. -تو فکر می‌کنی من اونو دزدیدم یا همچین چیزی، مگه نه؟ خاکستر داغ آتشفشان بود که داشت بیرون می‌پاشید. ادامه دارد... قسمت اول رمان: https://eitaa.com/istadegi/9527 ⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمی‌باشد⛔️ ✨ 🌐https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام هشتگ معرفی کتاب رو جستجو کنید.
سلام ممنونم از محبت‌تون، هنوز شرایطش فراهم نشده... ان‌شاءالله با دعای شما فراهم بشه.
سلام جان‌بها بذر خون مثل بیروت بود ماتروشکا(البته خودم هنوز نخوندمش) عزرائیل(نقدش توی کاناله، حتما بخونید) پنجره‌های دربه‌در
دوتا کتابی که خریده بودم امروز رسید✨😃 📚نویسنده کتاب روایت سوم راوی یادمان شهید باقری بود؛ صوت‌هاشون رو توی کانال هم گذاشتم(با هشتگ ). 📚کتاب خانواده ابدی هم روایت زندگی شهیده عشرت اسکندری هست به قلم خانم رامهرمزی؛ نویسنده کتاب‌های «راز درخت کاج» و «من میترا نیستم» راستش من عاشق سفارش دادن کتاب از ام؛ چون غیر از کتاب هدیه‌های کوچولوی قشنگی میدن و آدم رو غافلگیر می‌کنن؛ از جمله همین نشانک قشنگی که همراه کتاب روایت سوم بود.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از چشم انتظار
اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ برای سلامتی آیت الله رئیسی و همراهانشون صلوات بفرستیم، نذر کنیم و حدیث کسا بخوانیم. انشالله که بخیر بگذره؛ 💠فعالان جبهه فرهنگی انقلاب اصفهان @chashmentezar_ir
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ برای سلامتی آیت الله رئیسی و همراهانشون ص
گویا بالگرد حامل آقای رئیسی در آذربایجان شرقی دچار سانحه شده(نمی‌دونم سقوط بوده یا فرود اضطراری...)، اطلاعی از محل دقیق بالگرد و وضعیت سرنشینان در دست نیست، شرایط جوی منطقه هم کار رو برای نیروهای امداد سخت کرده. دعا کنید... برای ایران دعا کنید و برای خادمان مردم ایران... ان‌شاءالله به حق امام رضا علیه السلام این بلا رفع بشه. پ.ن: خدا هیچ‌وقت بد نمیده...