eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.5هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
689 ویدیو
84 فایل
✨﷽✨ هرکس‌می‌خواهدمارابشناسد داستان‌کربلارابخواند؛ اگرچه‌خواندن‌داستان‌را سودی‌نیست‌اگردل‌کربلایی‌نباشد. شهیدآوینی نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. 🍃گروه‌نویسندگان‌مه‌شکن🍃 💬نظرات: https://payamenashenas.ir/RevayatEshgh
مشاهده در ایتا
دانلود
✌🏻😎 اینم از اروند
مثل اینکه طبق قانون ستاد انتخابات کشور، انتشار تصویر برگه‌های رای ممنوعه. عذرخواهی می‌کنم و تصاویر آرا ویرایش می‌شه.
سال ۸۸ یه بنده خدایی(!) وقتی مردم هنوز درحال رای دادن بودن اعلام پیروزی کرد، اونم با اکثریت قاطع آرا!!! و با همین ادعای دروغ کشور رو به آشوب کشوند و ادعای تقلب کرد. پس لطفاً اگر منبعی آماری ارائه کرد از آرای نامزدها(به نفع هریک از نامزدها که بود مهم نیست)، توجه نکنید، حتی اگه خیلی محکم ادعا می‌کرد که منبعش موثقه. نتیجه شمارش آرا فردا مشخص می‌شه و رسما از طرف وزارت کشور اعلام می‌شه ان‌شاءالله.
به خدا ما رای دادیم اینا رو برای هم‌وطنان رای نداده بفرست جناب وی‌.کشور😁
آقای رئیسی رأی خود را به صندوق انداخت! 🌹 آخرین حضور در انتخابات💔 دور دوم مجلس شورای اسلامی تهران ۲۱ اردیبهشت - ۹ روز قبل از شهادت 😭😭 http://eitaa.com/istadegi
اینم از صدرزاده😎
وقتی میای گلستان شهدا رای میدی بعدشم شهدا جایزه بهت میدن😁 بار اول بود اومدم گلستان برای رای دادن جالب بود
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗳🇮🇷اجر رای دادن ایرانیان مقیم خارج از کشور خیلی بیشتره... تحمل این‌همه توهین آسون نیست واقعا. دمشون گرم. خدا حفظشون کنه.
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینم عالی بود، مخصوصا با تاکید خاصی که سرشو می‌برد جلوی میکروفون که قشنگ حرفش شنیده بشه😂 -سیدعلی فقط بخاطر تو!💚 خدا حفظش کنه🇮🇷 ولی خداییش ما از لذت ضایع کردن خبرنگارهای شبکه‌های معاند محرومیم😔😂 عوضش میریم رای می‌دیم 😎
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وای خدایا چقدر کیف میده اینطوری😍 دم این بانوی شجاع ایرانی گرم😎🇮🇷 خدا حفظش کنه✨ سلامتی ایرانی‌های مقیم خارج از کشور که اینطوری پای ایران وایسادن صلوات💚 پ.ن: کاش من جاش بودم، حس می‌کنم خیلی کیف میده همچین حرکتی😅
همه واجدین شرایط حاضر در کانال رای دادن؟ تا همه‌تون رای ندین رمانو نمیذارم😐
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔰بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند #خورشید_نیمه_شب جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️به
🔰بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️به قلم: فاطمه شکیبا قسمت 227 گالیا دستانش را روی پیشانی‌اش فشرد و تکان داد، طوری که لایه‌ی پوستِ بر روی جمجمه‌اش لغزید و تکان خورد. پاشنه کفش‌هایش را به زمین کوبید. دندان‌هایش را به هم فشار داد و از پشت لب‌های به هم چفت‌شده‌اش، جیغی خفه کشید. صدای جیغش در همان حنجره ماند و فقط در حفره دهان و پیچ و خم‌های مغزش پیچید. او در چند قدمی ریاست ایستاده بود. اگر می‌توانست یک راه‌حل برای این مشکل پیدا کند، ریاستش حتمی بود. به عنوان معاون سازمان اطلاعات خارجی، کافی بود بتواند ردی از یک کشور بیگانه در این اتفاق نشان دهد و آن رد را بزند. آن وقت روی دست شاباک و آمان را هم می‌آورد حتی. به احتمالات فکر کرد: شهردارهایی که عامل بیگانه‌اند، معاونین‌شان یا حتی کارمندهای شهرداری. باید آمار همه را درمی‌آورد و یک بهانه جور می‌کرد که بتوان انگشت اتهام را به سمت کشورهای بیگانه گرفت. مغزش یاری نمی‌داد. از اینجا به بعد را نمی‌توانست درست فکر کند. رافائل را فراخواند. بلافاصله رافائل آمد تو؛ با ترس و لرز. از چهره سرخ گالیا و فشاری که به پیشانی‌اش آورده بود می‌توانست بفهمد در چند قدمیِ سوختن در شعله خشم گالیاست. صدایش لرزان و ملایم بود. - بله خانم؟ گالیا سرش را بالا نیاورد حتی. همانطور که به میزش خیره بود، با صدای دورگه از جیغ‌های خفه، گفت: تا فردا صبح، اسم و تمام مشخصات شهردارها و کارمندهای شهرداری شهرک‌هایی که خودمختار شدن رو می‌خوام. به اضافه خانواده‌ها و وابستگانشون. رافائل آب دهانش را قورت داد. مردد شد که بپرسد. ضعیف‌تر و لرزان‌تر از پیش زمزمه کرد: تا صبح؟ گالیا داد زد: تا صبح. رافائل به خودش لرزید. گالیا اضافه کرد: به ایلیا و چندنفر دیگه بگو خیلی جدی روش کار کنن. تا فردا صبح می‌خوامش. ظهر جلسه دارم. ادامه دارد... قسمت اول رمان: https://eitaa.com/istadegi/9527 ⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمی‌باشد⛔️ ✨ 🌐https://eitaa.com/istadegi