eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
765 ویدیو
86 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
منم همینطور 😑😑😑 بعد جالبه، میگه از نویسنده پرسیدم این کتاب مورد تاییده؟ نویسنده گفت بله، من خیالم راحت شد🙄 آیا هیچ نویسنده‌ای میاد بگه رمان من چرته، بیخوده، نخونیدش؟
درباره اعدام تتلو، یه نکته‌ای به نظرم رسید... کاری ندارم که جرم این فرد چیه و چه کارهایی انجام داده. من اصلا نمی‌شناختمش، مهم هم نبوده و نیست. ولی این موجی که از طرف بلاگرها و افراد مشهور راه افتاده که تتلو رو اعدام نکنید، و این که این موج روی حکم قضایی تاثیر بذاره، این خییییلی نگران‌کننده ست! این که بلاگرها به عنوان افرادی که صرفا دنبال‌کننده زیادی دارن و سواد و دانش خاصی ندارن، بتونن به پشتوانه فالوور، روی روند قانونی اثر بذارن، واقعا ترسناکه. فرقی هم نداره، چه حجاب‌استایل و بلاگر مذهبی چادری و روحانی، چه بلاگر بی‌حجاب ضد نظام، اینا از دید من مثل هم هستند و صلاحیت مرجعیت علمی و قضایی و دینی ندارند. و حق ندارن درباره اجرای قانون نظر بدن! قانون قانونه، برای همه یکسان باید اجرا بشه. اگر تتلو یا هرکسی، این حجم از جرائم اخلاقی و جنسی رو مرتکب بشه، باید طبق حکم قانون باهاش برخورد بشه نه نظر خاله خان‌باجی‌های مجازی! اینو به عنوان کسی می‌گم که داره جامعه‌شناسی می‌خونه، اصولا شاخص یه جامعه پیشرفته یا در مسیر پیشرفت، حاکمیت قانونه، این که قانون حرف آخر رو بزنه، این که همه در برابر قانون تسلیم باشند. و جامعه عقب‌مونده جامعه‌ایه که بجای قانون، سلبریتی‌ها و افراد مشهور اما بی‌سواد براش تصمیم بگیرند. اگه الان به حرف این بلاگرها اعتنا بشه، پس فردا هر جانی و مجرمی هر کاری خواست می‌کنه، از تجاوز به عنف گرفته تا قتل و...، بعد که خواستن اعدامش کنن هم سریع همه میگن واااای نههه این هنرمنده، واااای نههه این دانشجوئه، واااای نه این زنه، واااای نه این مرده... اعدامش نکنید😐 این کار بلاگرها عملا دهن‌کجی به قانونه، خدشه‌دار کردن اقتدار مقام قضاییه، این کار دفاع از تتلو نیست، آسیب به امنیت جامعه ست!
اینم کتاب بعدی که امروز رسید. کلا احساس میکنم پست رو اسکل کردم😕 ولی واقعا هدفم این نبود. چیکار کنم که ده تا کتاب از ده تا انتشارات مختلف سفارش دادم خب؟🙄
پیام من و مصباح درباره رمان جدید🙄
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فکر نمی‌کردم پیامک برداشت پول بتونه خوشحالم کنه، ولی دیشب واقعا با ذوق پول ریختم برای خرید کتاب و واقعا ذوق کتاب خریدن از درد پیامک برداشت کمتر بود😅
📚 رمان «خاک‌سپاری دوّم بانوی مرگ» [کتاب تقریظی انتشارات انقلاب اسلامی] 📝 نوشته‌ی نیما اکبرخانی 📌 ثبت سفارش از نمایشگاه مجازی کتاب تهران: B2n.ir/je3403 ♦️ این کتاب، داستان نوجوانانی است که روزگاری نه چندان دور در سرزمین خودشان مقابل دشمن غدّار، قد کشیدند و تا چهار دهه بعد نیز به پایداری ادامه دادند؛ داستان نوجوانانی که مقاومت خویش را از غرب سوسنگرد شروع کردند و دشمن را تا شرق مدیترانه عقب زدند و برای این هدف هزینه‌های بسیار گزافی دادند. @KhameneiBook
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
📚 رمان «خاک‌سپاری دوّم بانوی مرگ» [کتاب تقریظی انتشارات انقلاب اسلامی] 📝 نوشته‌ی نیما اکبرخانی 📌 ث
با این که در سایر نوشته‌های نیما اکبرخانی اصلا مورد تاییدم نیستن، ولی این کتاب رو خریدم چون تقریظ خورده بود.
این کتاب اثر شهیده هبة ابوندی رو هم خریدم. قبلا رمان‌های نویسنده‌های عرب اصلا توجهم رو جلب نکرده بود. یادم نمیاد رمانی از نویسنده عرب خونده باشم و گفته باشم وااای چقدر عالی. حتی خار و میخک رو هم خیلی دوست نداشتم! نمی‌دونم این رمان چطوری خواهد بود، اما جایزه ادبی گرفته. امیدوارم دوستش داشته باشم.
هرساله با شروع نمایشگاه کتاب، فرصتی برای اهل کتاب و کتابخوانی به وجود می‌آید که بروند در بوستانی از غرفه های کتاب قدم بزنند و میان کتاب ها آرامش بگیرند. و جالب است که کرونا با وجود همه بدی‌هایش، فرصتی برای دانشجویان و طلاب ایجاد کرد که به صورت مجازی و تخفیف ۴٠درصدی بتوانند از غرفه ها خرید کنند و با ارسال رایگان، آن را درب منزلشان دریافت کنند؛ اما چه فایده؟ چندساله اخیر، مشتاقان کتاب به جای آرام قدم زدن میان کتاب‌ها، با دیدن قیمت کتاب‌ها، با کوله باری از افسردگی و حال بد، دست خالی نمایشگاه را ترک کنند. حتی درگاه مجازی نمایشگاه هم با وجود تخفیفی که برای دانشجویان و طلاب گذاشته است، باز هم ناامیدی و افسردگی را القا می‌کند. وقتی وارد سایت می‌شوی و قیمت را ولو با تخفیف آن حساب می‌کنی، به نظر می‌رسد که پول رفت و برگشت و پست کتاب را نیز روی آن کشیده‌اند. اما چرا؟ مگر رهبری بارها تاکید به فرهنگ، مطالعه، بصیرت، تبیین و... نکرده‌اند؟ تمام این واژه‌ها به مطالعه گره خورده‌اند. آدم اگر فقیر باشد، اما فرهنگ و بصیرت داشته باشد، صد می‌ارزد به یک پولدار که هیچ علم و فرهنگی ندارد. کسانی که می‌توانند در حوادث تاریخی خود را نجات بدهند، همان هایی هستند که فهمشان بیشتر است. بگذریم؛ این ها را گفتیم که مسئولین کمی به خود بیاییند. در ایام انتخابات آنقدر همه ما سرمان گرم است که چیزی به عنوان یارانه اعتباری فرهنگ را فراموش می‌کنیم از مسئولین مطالبه کنیم. یارانه‌ای که از واجبات است. کتابی که رهبری از آن به عنوان غذای روح نام می‌برند، حالا خیلی وقت است که از سبد غذایی خیلی‌ها حذف شده است و برای همین است که فقر روحی و فرهنگی بی‌داد می‌کند. آن به کنار، حداقل نظارتی بر روی قیمت‌ها بگذارند. زمانی اگر قیمت کتاب بالا بود سراغ طاقچه میرفتیم و با قیمت کم کتاب را می‌خواندیم(هرچند بازهم کتاب چیز دیگریست)؛ اما حالا انگار قیمت کتاب مسابقه‌ای نابرابر با گوشت و مرغ گذاشته‌ است و حتی برنامه‌هایی مانند طاقچه هم دیگر قیمت‌هایشان با همان کتاب چاپی فرقی نمی‌کند؛ چرا؟ اگر پول کاغذ و چاپ است که هزینه هارا بالا می‌برد طاقچه که دیگر کتاب چاپ شده ندارد! بگذریم که کار به جایی رسیده است که باید به ویترین کتاب فروشی‌ها نگاه کنیم و حسرتش را بخوریم، یا بنشینیم پول‌هایمان را جمع کنیم که سال بعدش بخریم و سال بعدش هم وقتی می‌خواهیم بخریم آن پول حکم نصف قیمت کتاب را داشته باشد. آخرین راهش هم این است که بشوی جوینده و پارتی پیدا کنی و کتاب مورد نظرت را با چاپ‌های اول و یا قدیمی بخری. و امان، چرا که این شرایط باعث شده خیلی از اهل کتاب در همان مرحله اول دیگر کتاب نخوانده و حتی حضور کتاب در منزلشان را مایه زشتی بدانند. انگار دولت‌ها نگران تعداد زیاد فقیران ذهنی و فرهنگی نیستند! به نظر می‌رسد آنجایی که امیرالمومنین(علیه‌السلام) فرمودند:«فقر که بیاید از در دیگر دین می‌رود»، منظورشان فقر فرهنگی هم بوده است. با این حساب تا آمار فقر فرهنگ در جامعه ما بیش از این نشده، فکری به حالش کنید چرا که اگر رویه به همین منوال بگذرد باید نگران انتقال فرهنگ و تمدن به آیندگان باشیم. فقر بیداد می‌کند... ✍🏻محدثه صدرزاده
در واقع داشتم برای این که گزارشم را ندهد التماس می‌کردم؛ ولی مهم نبود. مهم این بود که باید خودم هم سر این پرونده می‌ماندم. باید بازهم کنجکاوی‌اش را قلقلک می‌دادم. -وقتی با خانواده موسویان طرفی، همه‌چیز پیچیده‌تر از اونه که فکرشو بکنی. رمان جدید...