eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
765 ویدیو
86 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از KHAMENEI.IR
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 لحظه ورود رهبر انقلاب به حسینیه امام خمینی(ره) در مراسم عزاداری شب عاشورای حسینی 💻 Farsi.Khamenei.ir
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
📹 لحظه ورود رهبر انقلاب به حسینیه امام خمینی(ره) در مراسم عزاداری شب عاشورای حسینی 💻 Farsi.Khamenei
من دیدم از نزدیک، سراسر نور خالصه، نور... تنها کلمه‌ای که توصیفش می‌کنه همینه🥲💚
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این صحنه را صدبار بیشتر دیدم، کاش میتونستم جای حاج محمود باشم که کمتر از بیست ثانیه از شوق دیدار و گرفتن دست آقا، عینک و نوشته‌های توی دستم را به گوشه‌ای پرتاب کنم و چند قدم مونده به آقا زانو بزنم تا زودتر صدای دلنوازش را بشنوم و دستش را بگیرم. آره حاج محمود، منم همینطور...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از KHAMENEI.IR
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 رهبر انقلاب، امشب: آقای کریمی! «ای ایران» بخوان... 📝 رهبر انقلاب امشب، خطاب به آقای محمود کریمی فرمودند: اگر خسته نمی‌شوی «ای ایران» بخوان! 👈 لحظاتی از نوای «ای ایران خدایی» حاج محمود کریمی در مراسم عزادارای شب عاشورا با حضور رهبر انقلاب در حسینیه امام خمینی(ره) 💻 Farsi.Khamenei.ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
Ghareeb.mp3
زمان: حجم: 3.9M
🎼 «غریب» خواننده و آهنگساز: Vetr حال غریب من... و تو چه می‌دانی غریب چیست... @VetrMusic
هدایت شده از ☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🥀﷽🥀 "انگار که انبار بندر بیروت..." مصراع اولش مثل ضربه آرام چکش بر یک کوه یخ بود. تیک... -هنوز صدای آشنات غریبه یا حسین... یا حسین را که گفت، کوه یخ ترک خورد. ترک پیش رفت، رفت و رفت تا رسید به قلبی که در مرکز کوه یخ، منجمد شده بود. تق... -هنوز نگات تو حسرت حبیبه یا حسین... یخ قلب شکست. قلب شکست. قلب شروع کرد به تپیدن. به جوشیدن. از قلب خون می‌جوشید. نت‌های موسیقی، بیت‌هاش، حرف‌به‌حرفش داشت قلب را شعله‌ور می‌کرد، قلب شعله می‌کشید و یخ‌ها آب می‌شدند. -هنوز تویی که یک‌تنه به دوش می‌کشی، تموم بار عشق رو؛ عجیبه یا حسین! بغض شکست. آواها داشتند نفوذ می‌کردند به نهان‌ترین قسمت وجودم. جایی که بود، هنوز بود و از یاد برده بودمش. غبار گرفته بود، یخ زده بود. قلبم را از یاد برده بودم. یادم رفته بود قلب دارم. قلبی که می‌تواند شعله بکشد و خاکسترم کند. -ای نور ما، ای سور ما، ای دولت منصور ما/ جوشی بِنِه در شور ما، تا مِی شود انگور ما... یادم رفته بود چقدر دوستش دارم. یادم رفته بود که می‌توانم برایش بمیرم. می‌توانم برایش زندگی کنم. یادم رفته بود تنها کسی ست که دست‌های عقلم مقابلش بالا می‌رود، تنها کسی ست که بخاطرش مجنون می‌شوم، یادم رفته بود تنها کسی ست که ارزش دارد دلیل زندگی‌ام باشد. و همه این‌ها یادم آمد. چطور یادم رفته بود؟ بغض بود که ترکیده بود. یخ بود که ترک خورده بود. قلب بود که شعله کشیده بود. ولی هنوز این‌ها کافی نبود. تا خواننده گفت: غریب... انگار که جرقه به انبار باروت افتاده باشد... انگار همان‌جا کنار قلب، یک انبار باروتِ متروک باشد و شعله قلب، باروت‌ها را منفجر کرد. باروت هم که چه عرض کنم، تی‌ان‌تی بود، نیتروگلیسیرین بود، دینامیت بود، آمونیوم نیترات بود... انگار که انبار بندر بیروت... در چند میلی‌ثانیه، دمای قلب تا پنج‌هزار درجه سانتی‌گراد بالا رفت، بوم... با سرعت هفت‌هزار متر بر ثانیه، کوه یخ منفجر شد. صدای انفجار قلب شنیده‌اید؟ ضجه، هق‌هق... سوخت. خاکستر شد. غریب. می‌فهمید؟ غریب. قلبم هنوز دارد با کلمه غریب می‌سوزد. هنوز دارد از خاکسترش دود بلند می‌شود. غریب. غریب. غریب. حسین... ✍️فاطمه شکیبا (فرات) https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا