هدایت شده از ☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
Ghareeb.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
🎼 «غریب»
خواننده و آهنگساز: Vetr
حال غریب من...
و تو چه میدانی غریب چیست...
#فرات
#محرم #امام_حسین
@VetrMusic
هدایت شده از ☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🥀﷽🥀
"انگار که انبار بندر بیروت..."
مصراع اولش مثل ضربه آرام چکش بر یک کوه یخ بود. تیک...
-هنوز صدای آشنات غریبه یا حسین...
یا حسین را که گفت، کوه یخ ترک خورد. ترک پیش رفت، رفت و رفت تا رسید به قلبی که در مرکز کوه یخ، منجمد شده بود. تق...
-هنوز نگات تو حسرت حبیبه یا حسین...
یخ قلب شکست. قلب شکست. قلب شروع کرد به تپیدن. به جوشیدن. از قلب خون میجوشید. نتهای موسیقی، بیتهاش، حرفبهحرفش داشت قلب را شعلهور میکرد، قلب شعله میکشید و یخها آب میشدند.
-هنوز تویی که یکتنه به دوش میکشی، تموم بار عشق رو؛ عجیبه یا حسین!
بغض شکست. آواها داشتند نفوذ میکردند به نهانترین قسمت وجودم. جایی که بود، هنوز بود و از یاد برده بودمش. غبار گرفته بود، یخ زده بود. قلبم را از یاد برده بودم. یادم رفته بود قلب دارم. قلبی که میتواند شعله بکشد و خاکسترم کند.
-ای نور ما، ای سور ما، ای دولت منصور ما/ جوشی بِنِه در شور ما، تا مِی شود انگور ما...
یادم رفته بود چقدر دوستش دارم. یادم رفته بود که میتوانم برایش بمیرم. میتوانم برایش زندگی کنم. یادم رفته بود تنها کسی ست که دستهای عقلم مقابلش بالا میرود، تنها کسی ست که بخاطرش مجنون میشوم، یادم رفته بود تنها کسی ست که ارزش دارد دلیل زندگیام باشد.
و همه اینها یادم آمد. چطور یادم رفته بود؟
بغض بود که ترکیده بود. یخ بود که ترک خورده بود. قلب بود که شعله کشیده بود. ولی هنوز اینها کافی نبود.
تا خواننده گفت: غریب...
انگار که جرقه به انبار باروت افتاده باشد...
انگار همانجا کنار قلب، یک انبار باروتِ متروک باشد و شعله قلب، باروتها را منفجر کرد. باروت هم که چه عرض کنم، تیانتی بود، نیتروگلیسیرین بود، دینامیت بود، آمونیوم نیترات بود... انگار که انبار بندر بیروت... در چند میلیثانیه، دمای قلب تا پنجهزار درجه سانتیگراد بالا رفت، بوم... با سرعت هفتهزار متر بر ثانیه، کوه یخ منفجر شد. صدای انفجار قلب شنیدهاید؟
ضجه، هقهق...
سوخت.
خاکستر شد.
غریب.
میفهمید؟
غریب.
قلبم هنوز دارد با کلمه غریب میسوزد.
هنوز دارد از خاکسترش دود بلند میشود.
غریب.
غریب.
غریب.
حسین...
✍️فاطمه شکیبا (فرات)
#محرم #امام_حسین
https://eitaa.com/istadegi
هدایت شده از KHAMENEI.IR
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ ماجرا از #ظهر_عاشورا شروع شد
📝حضرت آیتالله خامنهای:
اخلاص، موقعشناسی، پاشیدن بذر یک حرکت فزایندهی تاریخی، از خصوصیات مهم عاشوراست. ماجرا فقط در ظهر عاشورا تمام نشد؛ در واقع از ظهر عاشورا یک جریانی در تاریخ شروع شد، که همچنان رو به افزایش و گسترش است. بعد از این هم همین خواهد بود...
🖥 Farsi.Khamenei.ir
امروز ظهر رفته بودیم مراسم مقتلخوانی ظهر عاشورا.
روضهخوان داشت از روی مقتل میخوند، هم متن عربی هم فارسی،
و وقایع روز عاشورا رو از بعد وداع امام با اهلبیت تا زمان شهادتشون با جزئیات میگفت،
و مردم هم گریه میکردند.
مقتلخوانی یکی از اصیلترین و قدیمیترین شیوههای عزاداریه.
و هزار و اندی ساله که ما به شیوههای مختلف عزاداری میکنیم.
توی بعضی شهرها آیین خاصی برای عزاداری هست.
ولی گاهی واقعا حس میکنم انقدر درگیر آیینها و شکل و فرم و جزئیات عزاداری شدیم که از اصل هدفش بازموندیم.
چرا ما عزاداری میکنیم؟
بخاطر کسی که به طور فجیعی توسط یک عده آدم بیرحم کشته شده؟
خب نمونههای فجیعتر از امام حسین علیه السلام هم توی تاریخ هست، مثلا توی خود تاریخ اسلام، کسی هست به نام حسین بن علی که معروفه به شهید فخ، این فرد از سادات حسنی بود که در دوران عباسیان علیه خلیفه قیام کرد و توی منطقه فخّ به شهادت رسید و نحوه شهادتش بیشباهت به امام حسین علیهالسلام نبود.
ولی کسی اون رو نمیشناسه و هرسال براش عزاداری نمیکنه.
توی این جنگ اخیر و توی جنگ ۸ ساله هم خیلیها شهادت دردناک و مظلومانهای داشتند. خیلی ها تکهتکه شدند و...
ولی ما توی عزاداری برای اونها هم بازم روضه عاشورا رو میخونیم.
حتی برای هیچکدوم از امامان شیعه هم انقدر مفصل عزاداری نمیکنیم. اگر روضه بخونیم هم یه گریز به کربلا میزنیم.
واقعا چرا؟
آیا حجم جنایت جبهه باطل خیلی زیاد بوده؟ نه! مشابه این واقعه بازهم تکرار شده.
پس ما برای زخمهایی که به بدن شهدای کربلا خورد و اون جنایتهایی که گفتند و شنیدیم گریه نمیکنیم.
مسئله خیلی عمیقتره.
و ما نباید اینجا، توی ظاهر عاشورا توقف کنیم: توی عطش و سربریده شدن و تکهتکه شدن و به اسارت رفتن و...
به نظر من، باطن قضیه اینه که یه جامعه به حدی از تباهی رسیده که «امام» رو اینطور تکهتکه میکنه و حتی برای کشتن «امام» رقابت میکنه.
و سوال اینه که چرا اینطور شد؟
چی شد که جامعه به این حد از تباهی و پستی و بیرحمی رسید که با علم به جایگاه امام حسین علیهالسلام، اینطوری امام رو شهید کردن؟
شاید بیان جزئیات مقتل برای همین باشه،
برای همین که بگیم ببینید، صرفاً کشتن امام نبود، بیرحمی خالص بود. خروج کامل از وادی انسانیت بود.
و جنایت یک شخص نبود،
یک جنایت اجتماعی بود،
عزم کل جامعه، اون هم جامعهی شیعهی کوفی بر کشتن امام بود.
و اینه که گریه داره.
این که مقام «امام» اینطوری بیحرمت بشه،
این که خون امام مباح شمرده بشه...
«امام» مقام واسطه فیض داره.
یعنی چی؟
یعنی فیض خداوند به واسطه امام به مخلوقات میرسه.
یعنی تمام کائنات در اصل وجود هم به امام وابسته هستند،
اگر امام نباشه، هیچ فیضی از جانب خدا به مخلوقات نمیرسه، حتی اصل وجود.
به عبارتی، امام ضامن وجود دنیاست.
الان عمق فاجعه مشخصتر میشه!
جامعه سال ۶۱ هجری عزم کرده که حلقه ارتباطش رو با خدا پاره کنه!
عزم کرده که خودش و دنیا رو نابود کنه!
(و واقعا هم اگر حضرت زینب علیهاالسلام و امام سجاد علیهالسلام نبودند، روز عاشورا شیرازه جهان از هم میپاشید!)
این جامعه چشه؟
چرا اینطوری میکنه؟
چرا از هیچ جنایتی دریغ نمیکنه، حتی بعد از شهادت امام هم کوتاه نمیاد و به پیکر مطهر جسارت میکنه؟
چی میشه که جامعه به این حد از تباهی میرسه؟
چرا با موجودیت خودش میجنگه؟
چرا ما گریه میکنیم؟
شاید برای این که یادآوری کنیم این سطح از تباهی همون یک بار بس بود برای بشریت.
گریه میکنیم، لعن میکنیم تا یادمون بمونه که دیگه نباید چنین حجمی از بیرحمی و شقاوت تکرار بشه.
و اگر هنوز توی غزه دارند اونطوری قتلعام میکنند و مسلمانان هنوز ساکتند یعنی.........
امسال شب اول محرم، رفتیم یه مجلس روضه و سخنران یه حرفی زد؛
گفت امام حسین علیه السلام فرمودند من برای اصلاح امت جدم قیام کردم.
خب مشکل چی بود؟
چی توی اسلام مردم کم بود که امام حسین علیه السلام حاضر شد تمام اون مصائب رو به جان بخره؟
نماز نبود؟ بود!
مساجد تعطیل بودن؟ نه!
روزه نبود؟ بود!
حج نبود؟ بود!
ظواهر امر، نشون میداد جامعه خیلی هم اسلامیه و خیلی هم مردم مسلمونن.
حالا توی بعضی شهرها(مخصوصا شام) یه فسق و فجورهایی هم میشد، ولی عامه مردم متشرع بودن.
مشکل چی بود؟
حتما مشکل بزرگی بوده که امام حاضر شدند اینطوری شهید بشن(امام با اون مقام بالایی که توی پیام قبلی گفتم) و اهلبیت شون به اسارت برن و...
شما از حجم فداکاری، میتونید به اهمیت قضیه پی ببرید.
دیگه چیزی ارزشمندتر از جان امام معصوم هست؟ چیزی محترمتر از جان امام معصوم هست؟
این محترمترین چیز، داره فدای چی میشه؟
چرا؟
این سوال تمام دهه محرم ذهنم رو مشغول کرده: مظاهر اسلام که بود،
چی کم بود که اینطور اسلام رو قلب ماهیت میکرد؟
و آخرش به دوتا چیز رسیدم:
۱. حکومت نامشروع
۲. نبود عدالت اجتماعی
اولی که مشخصه. حکومت از اساس نامشروع بود. یعنی مشکل فقط این نبود که یزید یه شخص خیلی فاسد و خرابه. مشکل این بود که اصلا حاکم اسلامی نباید به این شکل منصوب بشه. حتی اگه یزید انقدر فاسد نبود، بازم حق نداشت چون پسر معاویه ست حاکم جامعه اسلامی بشه.
حکومت موروثی، یعنی همون سلطنت. یعنی دیکتاتوری. یعنی نشوندن افراد نالایق بر مسند حکومت، صرفا بخاطر پیوند خونی. یعنی دقیقا خلاف سنت و مبنای اسلامی رفتار کردن.
حتی زمان خلفای چهارگانه هم انتخاب خلیفه موروثی نبود!
امام حسین علیه السلام اگه اینجا قیام نکنن، معلومه که چیزی از سنت نبوی نمیمونه؛ از اصل شایستهسالاری و عدالت.
بماند که اصلا حکومت از امام برحق گرفته شده و تنها کسی که حق مسلم حکومت داره، امام منصوب از طرف خداست(در عصر غیبت نائب امام).
دومی هم مشخصه.
شهید بهشتی میگن جامعهای که درش عدالت نباشه رو اگه تمامش رو با قرآن بپوشونی، بازهم باطنش لجنه.
جامعه زمان معاویه و یزید همین بود.
تبعیض نژادی و قومی و طبقاتی، چیزی که رسولالله از ابتدای بعثت در برابرش قیام کردند، حالا به قوت خودش باقی بود.
مظاهر دین بود،
ولی مردم دنیازده بودن،
مردم توی جامعه نابرابر باید هم هرکاری میکردن برای پول!
مثل الگوی اقتصاد لیبرال...
عدالت اجتماعی یکی از علل بعثت انبیاست به گواه قرآن،
حالا از بین رفته بود،
حاکمان و طبقه نزدیک به حکومت فربه بودن و از مردم میدزدیدند.
توی چنین جامعهای دینداری هم سخت بود،
مردم هم فهمیده بودن باید گرگ باشن تا دوام بیارن!
الان هم وضعیت بیشباهت به سال ۶۱ نیست.
الان هم مسلمان توی عربستان و حاشیه خلیج فارس و...،
هم نماز میخونن هم حج میرن هم روزه میگیرن.
خلاصه که ظواهر اسلام خوب داره رعایت میشه.
ولی کاری هم به ظلم و ظالم ندارن.
حکومتهای مسلمان میرن که رابطهشون با اسرائیل رو عادیسازی کنن،
با آمریکا رفیق میشن،
و مردم مسلمان هم هیچی نمیگن، حتی اگه مخالف باشن.
جلوی چشمشون توی غزه مردم رو تکهتکه میکنن و هیچی نمیگن، عوضش میرن حج و توی چادرهای لاکچری منا، میرقصن!
این اسلام بنیامیه ست.
این وسط ایران ما،
امام خمینی ما،
امام خامنهای ما،
صداش دراومده و مقابل این ظلم ایستاده.
همونطور که امام حسین علیهالسلام به تنهایی مقابل ظلم ایستاد.
برای همینه که ایران حرم حسین بن علی علیهالسلامه!
برای این که ایران به حکومت نامشروع و موروثی پهلوی نه گفت،
برای این که ایران برای عدالت اجتماعی قیام کرد،
برای این که ایران مقابل آمریکا و اسرائیل ایستاد،
و اهمیت نداد که تنها بایسته.
و تمام هزینههای ایستادگی رو داد.
زندگی توی عصر انقلاب اسلامی و توی ایران اسلامی، واقعا خوشحالم میکنه.
بیاید حالا که توی اردوگاه حق زندگی میکنیم، خدای نکرده طرف باطل رو نگیریم.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
امروز ظهر رفته بودیم مراسم مقتلخوانی ظهر عاشورا. روضهخوان داشت از روی مقتل میخوند، هم متن عربی هم
در کتاب «روضه اصحاب چیست؟» نوشته بود روضه یعنی اینکه امام به گودی قتلگاه برود برای هفت پشت شیعه بس است.
یعنی روضه میگیریم که یادمان بماند نباید تنها ماندن امام دوباره تکرار شود...
یه چیزی که خیلی منو ناراحت میکنه،
اینه که توی روضهها، پرداخت بانوان کاروان امام حسین علیه السلام، صرفا با این روایته که اونها دائماً نگران بودن که مردانشون رو از دست بدن و بیپناه بشن،
انگار کاملا متکی به مردان بودن و بعدش که مردان شهید شدند، شیرازه کاروان از هم پاشیده و...
تنها چیزی که گفته شده، غارت گوشواره و چادر و کتک خوردن و بیرون اومدن از خیمه و... بوده.
حتی گاهی روضهخوانها جسارت میکنند و میگن حجاب بانوان کلا غارت شده! (که اینطور نبوده)
ولی هیچ توجهی به این قضیه نمیشه که همین بانوان بودند که مسئولیت رسانه قیام رو بر عهده گرفتند(همه بانوان، نه فقط حضرت زینب).
همین حضرت زینب که ما توی روضهها حرف از ضعف ایشون و بیپناهیشون میزنیم، مثل شیر بالای سر این کاروان بودند و مدیریتش کردند و از جان امام هم دفاع کردند.
ما خیلی روضه حضرت رقیه خوندیم،
چون فقط مظلومیته، فقط اشک آدمو درمیاره،
ولی هیچوقت به خطبههای فاطمه بنت حسین یا سکینه بنت حسین نپرداختیم.
ما حتی وقتی میخوایم از اصحاب امام حسین علیه السلام حرف بزنیم، میگیم هفتاد و دو نفر!
و حدود ۸۰ بانوی حاضر در کربلا رو جزو اصحاب امام حساب نمیکنیم!
درحالی که این بانوان بازوهای رسانهای قیام عاشورا بودند.
این بانوان مجبور نبودند بیان.
میتونستن توی مدینه بمونن.
اصلا خود امام میدونستن چه اتفاقی میافته، میتونستن زن و بچه نیارن همراهشون.
ولی این بانوان با یه رسالتی اومدن،
حیفه که بهش فکر نکنیم،
حیفه که فکر کنیم این بانوان فقط گریه میکردن و نگران بودن که بیپناه بشیم چکار کنیم.
حیفه که فقط برای گوشوارههای غارت شده و خیمههای آتش گرفته گریه کنیم...
#عاشورا