eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
765 ویدیو
86 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸 🔸 🌷 پزشک شهیده مرضیه عسکری🌷 🔸تولد: ۱۳ دی‌ماه ۱۳۶۳، گرگان، استان گلستان 🔸شهادت: ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴، تهران، استان تهران 🥀در حمله رژیم صهیونیستی به همراه دختر سه ساله‌اش شهیده زهرا برزگر به شهادت رسید. بیشتر بخوانید:
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔸 #لشگر_فرشتگان 🔸 🌷 پزشک شهیده مرضیه عسکری🌷 🔸تولد: ۱۳ دی‌ماه ۱۳۶۳، گرگان، استان گلستان 🔸شهادت: ۲۳
🔸 🔸 🌷 پزشک شهیده مرضیه عسکری🌷 🔸تولد: ۱۳ دی‌ماه ۱۳۶۳، گرگان، استان گلستان 🔸شهادت: ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴، تهران، استان تهران متخصص طب نوزادی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود؛ مادری برای ده‌ها نوزادی که او را نمی‌شناختند، اما زندگی‌شان در دستان او جریان می‌یافت. هر چه اعتقاد داشت، واقعیِ واقعی بود؛ نه نمایش. با شهدا خیلی انس داشت. خاطرم هست می‌گفت از نوجوانی، همیشه زندگی‌نامه‌های شهدا را می‌خوانده و با آنها مأنوس بوده. کتابخانه‌ی خانه ما، پر از کتاب‌های زندگی‌نامه شهدا بود. (همسر شهید) تک بُعدی نبود؛ نمازش اول وقت بود، به نیازمندان کمک می‌‌کرد، برای مریض‌هایش دلسوزی زیادی داشت و غصه می‌خورد. هربار که باهم صحبت می‌کردیم برای نوزادان مریضی که تحت نظرش بودند غصه می‌خورد، گاهی گریه می‌کرد و در کنار تلاش‌هایش برای درمان آن‌ها، برای شفا گرفتن‌شان نذر می‌کرد. حتی وقتی باردار بود، دست از کار نمی‌کشید، بارها شاهد بودیم که به بیمارستان می‌رود تا خودش بالای سر بیمارانش حاضر شود و از نوزادها مراقبت کند. بعد از شهادتش مشخص شد که یک کودک را تحت سرپرستی داشت. (خواهر شهید) وقتی تخصصش را گرفت، بهش می‌گفتیم "مرضیه همه عمرت رو گذاشتی پای درس و کتاب، دیگه یکم زندگی کن!" اما می‌گفت دوست دارم بیشتر بخوانم و یاد بگیرم. تخصص نوزادان خیلی سخت بود اما مرضیه با عشق زیادی در این رشته تحصیل کرد. (خواهر شهید) زمانی که بچه‌اش می‌خواست به دنیا بیاید، ایست قلبی کرد و به کما رفت؛ خودش می‌گفت که دیده‌ام که مُرده‌ام؛ اما خدا او را به خانواده‌اش بازگرداند. خیلی دوران سختی را گذراند و تا دو، سه ماهی هم که سمت چپ بدنش فلج شده بود، زندگی برایش خیلی سخت شده بود. با وجود تمام مشغله‌ها، برای دختر خردسالش(زهرا برزگر) مادری تمام‌عیار بود؛ بازی، مطالعه و شادی را برایش کم نمی‌گذاشت. همکار شهید درباره آن روزها می‌گوید: «بارداری سختی داشت و بعد از زایمان هم مشکل پیدا کرد و در آی‌سی‌یو بستری شد. یک سکته مغزی هم داشت اما هم خانم دکتر و هم دخترش به صورت معجزه‌واری به زندگی برگشتند و من آن روزها واقعا فکر نمی‌کردم خانم دکتر را دوباره سر حال ببینم.» دکتر منصور عسکری، پدر مرضیه، دانشمند هسته‌ای بود و مرضیه، شامگاه بیست و سه خردادماه، مهمان خانه پدرش بود. شامگاه بیست و سه خردادماه، دکتر منصور عسکری به همراه همسرش معصومه یوسفی، دخترش دکتر مرضیه عسکری و نوه سه‌‌ساله‌اش زهرا برزگر، در حمله رژیم صهیونیستی به منزلش به شهادت رسیدند؛ یعنی سه نسل از یک خانواده اهل علم و دانش، قربانی تجاوز رژیم صهیونیستی به منازل مسکونی شدند. http://eitaa.com/istadegi
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
😎😁
توی این آشفته بازار کانال که هر ادمینی داره مستقلاً بحث خودشو پیش می‌بره منم یکم از کتابم بگم... اولش خیلی پیچیده بود و یکم مغزم رو اذیت کرد و مجبور کرد که فکر کنم😕 ولی الان رسیدم صفحه۱۰۰ و دارم باهاش حال میکنم گروه حالت قلمش یکم مخوفه ولی جزییات دقیق توصیف شده و سردرگم نمیکنه آدم رو و تا اینجا چیزی که بیشتر از همه به چشم اومده تسلط و مهارت نیروهای ایرانی بوده...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔴یه پیشنهاد عالی برای خواهران اربعینی ما یه مجموعه پوستر طراحی کردیم از تصاویر بانوان شهیده؛ که شامل طیف وسیعی از بانوان شهیده، از زمان انقلاب تا جنگ ۱۲ روزه میشه. بانوان شهیده از سنین مختلف، اقشار مختلف و استان‌های مختلف هستند. تصاویر بانوان شهیده غزه رو هم داریم: https://eitaa.com/shohadazan تمام پوسترها با کیفیت بالا در کانال هست که بتونید چاپ کنید. خواهرانی که میرن پیاده‌روی اربعین، میتونن تصویر بانوان شهیده رو بزنن به کوله‌شون و به نیت این شهدا قدم بردارند. 📍همیشه همه تصویر شهدای آقا رو میزنن به کوله‌شون، به یاد اونان... کسی از بانوان شهیده یاد نمی‌کنه، همه فکر میکنن شهدای خانم خیلی مهم نیستن... حتی خود ما خانما اهمیت نمیدیم به این شهیده‌ها متاسفانه... خیلی مظلومن بانوان شهیده... خیلی... و من مطمئنم اگه کسی یادشون رو زنده کنه، خوب براش جبران می‌کنن. استفاده از تصاویر کاملا آزاده و شرطش فقط فرستادن ۱۴ صلوات برای فرج و نجات مردم غزه ست. تصاویر باکیفیت شهدا رو توی این کانال گذاشتیم: https://eitaa.com/shohadazan این تصاویر رو بزنید به کوله‌هاتون و عازم کربلا بشید و ما رو هم دعا کنید...🌱
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
توی این آشفته بازار کانال که هر ادمینی داره مستقلاً بحث خودشو پیش می‌بره منم یکم از کتابم بگم... ا
ولی نسبت به بقیه کتاب‌های همین نویسنده افت خیلی محسوسی داره😕 حتی صحنه‌های خشنش هم به خوبی قبلیا نیست🙄 قلم روان نیست. گاهی حشو داره، گاهی خیلی سرگرم توضیح گذشته می‌شه و خط داستانی اصلی گم می‌شه. فضاسازی و شخصیت‌پردازی هم خیلی چنگی به دل نمی‌زنه. حتی من هنوز خط داستانی مشخصی پیدا نکردم، چیزی که بشه اسمشو داستان گذاشت. قواعد ویراستاری هم که مثل بقیه کتاب‌های این نشر رو مخ منه(مثلا این که بین می و فعل نیم‌فاصله نداره😖) محتوا البته خوبه، ولی بازهم اگه کسی اهل رمانای امنیتی نباشه و اطلاعات نظامیش کم باشه یکم گیج می‌شه. تنها نقطه مثبتش اینه که تصور ما رو از جنگ سوریه واقعی می‌کنه. تا قبل این اکثر ما مذهبی‌ها اسم مدافعان حرم و سوریه که میومد، فقط ابعاد معنوی و اشک و آه و اینا یادمون میومد. بیشتر مذهبی‌ها اصلا نمی‌دونن توی سوریه چه خبر بود، فقط می‌دونن فلان شهید مدافع حرم چطور به همسرش ابراز علاقه می‌کرد🙄
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
ولی نسبت به بقیه کتاب‌های همین نویسنده افت خیلی محسوسی داره😕 حتی صحنه‌های خشنش هم به خوبی قبلیا نیست
خب جالبه... چون بنظر من خیلی بهتر از اینه که تو میگی 😁 و واقعا جذابه از زاویه نویی به دفاع مقدس نگاه می‌کنه و زوایای جالبی از جنگ سوریه میگه
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
خب جالبه... چون بنظر من خیلی بهتر از اینه که تو میگی 😁 و واقعا جذابه از زاویه نویی به دفاع مقدس نگاه
واقع‌بینی نویسنده خوبه این که زیادی همه‌چیز رو معنوی نکرده و به واقعیات پرداخته ولی یه جاهایی از اونور بوم افتاده(که توی نقد عزراییل اشاره کردم) بعدم به نظر من بازهم قلمش بیشتر شبیه یه گزارشه تا داستان. خیلی خشک و ماشینیه. قلاب داستان هم خیلی دیر می‌افته دور گردن مخاطب 😶
✨﷽✨ 🥀بانوان شهیده؛ از جنگ تحمیلی اول تا جنگ تحمیلی دوم کسانی که من را می‌شناسند، می‌دانند که خیلی وقت است که دنبال زندگی‌نامه و اطلاعات بانوان شهیده‌ام. دغدغه‌ام جمع کردن یک مجموعه کامل از تصویر و اطلاعاتشان است؛ مجموعه‌ای که بماند و به درد فعالان فرهنگی و تربیتی بخورد. تا الان هفتاد شهیده را توی مجموعه‌ام جمع کرده‌ام. هفتاد شهیده از نزدیک به هشت هزار شهیده ایرانی. بیشتر بانوان شهیده ایرانی، در سال‌های دفاع مقدس و بمباران‌های هوایی به شهادت رسیده‌اند و بیشتر بانوان شهیده، مربوط به همان دهه شصت و سال‌های اول انقلاب و جنگ‌اند. اگر بخواهم آنان را به دو دسته تقسیم کنم، تقریبا می‌توان گفت دسته اول، دختران نوجوان و جوان چهارده تا بیست و دو ساله مجرد هستند، و دسته دوم بانوان بیست و پنج تا چهل ساله که مادر چند فرزند بودند. تحصیلات بیشتر شهدا در دوران ابتدایی، راهنمایی و یا دبیرستان متوقف شده‌است. شهدای مناطق روستایی زودتر دست از تحصیل کشیده‌اند(دوران ابتدایی یا راهنمایی و در برخی موارد، کاملا محروم از تحصیل)؛ اما در میان شهدای مناطق شهری نیز تعداد شهدای دانشجو بسیار کم است. تحصیل غالبا با پایان دبیرستان متوقف شده و بین بانوان شهیده، کمتر شهیده‌ای را دیده‌ام که دانشجو باشد؛ اما شهدای دانش‌آموز بیشترند. خلاصه بگویم، میان بانوان شهیده دوران جنگ و انقلاب، میزان تحصیلات کم است و این بانوان، مشتی نمونه خروار جامعه زنان ایران بوده‌اند. طبق آمار نیز در زمان انقلاب، نیمی از بانوان کاملا بی‌سواد بودند(البته کم بودن شهدای دختر دانشجو، می‌تواند به علت وقوع انقلاب فرهنگی و تعطیل شدن دانشگاه‌ها در سنین دانشجویی بسیاری از دختران جوان نیز باشد). باتوجه به وضعیت تحصیلی بانوان شهیده، می‌توان فهمید وضعیت علمی بانوی ایرانی در دهه پنجاه و شصت بسیار تاسف‌بار بوده است(البته در همان زمان نیز، رکورد بیشترین تعداد عمل جراحی موفق مجروحان جنگی در دست جراح شهیده پروین ناصحی بود). اخیرا برای تکمیل مجموعه‌ام به دنبال نام و اطلاعات بانوان شهیده جنگ تحمیلی دوم می‌گشتم؛ حدود صد بانوی شهیدی که در حملات رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند. درباره این بانوان، تغییر چشمگیری رخ داده بود: شهدا اکثراً یا دانشجو بودند، یا دارای مدرک ارشد و دکتری. کمتر شهیده‌ای بود که حداقل مدرک لیسانس را نداشته باشد؛ و مسئله فقط مدرک نبود. اکثر بانوان شهیده، افراد فعال در زمینه‌های تخصصی بودند: پزشک و دندانپزشک، خبرنگار، هنرمند، استاد دانشگاه، معلم و غیره؛ و جالب‌تر آن است که اکثر این بانوان، مادر هم بودند و فرزندان نخبه تربیت کرده بودند. شهدای دختر دانشجو نیز غالبا دانشجویان دانشگاه‌های برتر بودند؛ مانند شهیده یاسمن باکویی، دانشجوی دانشگاه شریف یا شهیده فاطمه صدیقی صابر، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان. این بانوان نیز مشتی از خروار زنان ایرانی‌اند. از دهه شصت تا کنون، چهار دهه گذشته است. طی چهار دهه، بانوانی که به کلی محروم از تحصیل بوده‌اند و به حاشیه رانده شده بودند، در محیط طیبه‌ی جمهوری اسلامی ایران رشد کرده‌اند و قد کشیده‌اند و هریک، معمار گوشه‌ای از ایران جدید شده‌اند. باز هم، همان شد که پیر فرزانه‌مان گفته بود: «زن مسلمان ایرانی، تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان گشود و ثابت کرد که می‌توان زن بود، عفیف بود، محجّبه و شریف بود، و در عین حال، در متن و مرکز بود. می توان سنگر خانواده را پاکیزه نگاه داشت و در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی نیز، سنگرسازی های جدید کرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد... در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس، زنانی ظهور کردند که می توانند تعریف زن و حضور او در ساحت رشد و تهذیب خویش، و در ساحت حفظ خانه‌ی سالم و خانواده‌ی متعادل، و در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد اجتماعی را جهانی کنند و بن‌بست‌های بزرگ را در هم بشکنند...» (بخشی از پیام رهبر حکیم انقلاب به کنگره شهدای زن) ✍️ش. شیردشت‌زاده
چشمش کاسه خون بود و همین ترسناک‌ترش کرده بود؛ البته نه برای من. گفتم: یه طوری نگاه می‌کنی انگار قاتلی چیزی‌ام! همچنان نگاهم کرد. -باید با شفیعی حرف بزنم. تو نباید توی این پرونده باشی. این را که گفت، قلبم تندتر تپید. صدای ضربانش را توی گوش‌هایم می‌شنیدم. سعی کردم صدایم را آرام نگه دارم. -تو چیزی که هیچی ازش نمی‌دونی دخالت نکن. -برام مهم نیست که قضیه چی بوده. تو با ... یه ارتباط شخصی داشتی و برای همین صلاحیت پیگیری پرونده رو نداری. این را گفت و برگشت. راه افتاد سمت دفتر شفیعی. پشت سرش دویدم و دوباره بازویش را گرفتم. حالت تهاجمی‌ام نترساندش. خونسرد سر جایش ایستاد. گفتم: اتفاقا دقیقا منم که صلاحیت پیگیری این پرونده رو دارم، چون چیزایی درباره ... می‌دونم که تو ابدا بتونی بهش برسی. باز هم خونسرد نگاهم کرد. در واقع داشتم برای این که گزارشم را ندهد التماس می‌کردم؛ ولی مهم نبود. مهم این بود که باید خودم هم سر این پرونده می‌ماندم. گفتم: تو آدم تیزی هستی، ولی داری جای اشتباهیو می‌گردی. مطمئنم رفتی زیر و روی پرونده منو درآوردی، خوب می‌دونی که من پاکم. خطر جای دیگه‌س... *رمان جدید😎
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
⚜ نشست ماهانه قرار همدلی 🔺 اربعین و زندگی مسئولانه 🎙باحضور سرکار خانم نرجس شکوریان فرد نویسنده و
سخنران این جلسه زندگی من رو عوض کرد. اولین باری که رفتم جلسه ایشون تصورم یه جلسه کاملا معمولی بود و بنظرم اینکه فقط یه سخنران هم داشت خیلی کسل کننده بود. ولی همون جلسه شد شروع یه رفاقت دلنشین و یه تحول عمیق روحی... و هنوزم که هنوزه، وقتایی که خانم شکوریان از قم میان سعی میکنم هرطور شده خودم رو برسونم. گاهی واقعا شرایطم مناسب نیس و خیلی سخته ولی اصلا نمیتونم نرم❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا