در پیچ و خم عشق، همیشه سفری هست...
خونِ دل و ردّ قدم رهگذری هست...
#سرزمین_نور ۴
سفرنامه #سرزمین_نور ۴، از همین الان شروع میشه؛
اونم درحالی که زمان حرکت کاروان راهیان نور دانشجویی دانشگاه اصفهان، فرداست.
از الان شروع میشه؛
چون حرفهای زیادی توی ذهنمه که نمیدونم چطور بهشون نظم بدم و چطور بیان کنم...
پس این سفر درونی از الان شروع میشه؛
و آروم آروم حرفهایی که توی ذهنم هست رو میگم...
اولین چیز درباره سفرنامه #سرزمین_نور ۴، اینه که این یه سفر درونیه؛
سفری که چند روزه آغازش کردم.
و در واقع باید بدونید که ما امسال راهیان نور نمیریم.
منظورم از ما، من و دوستم زهرا(اروند) هست که سه ساله همسفر راهیان نور هستیم.
چرا؟
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
ما هم البته ثبتنام کردیم؛ و البته اولویت با کسانی بود که یا نرفته بودن یا یه بار رفته بودن. و البته
قلب ما برای دوکوهه و یادمان حسن باقری و فکه میتپید؛
ولی شرایط ثبتنام طوری بود که ماهایی که چندبار رفته بودیم، ثبتناممون قطعی نشه و اولویت با عزیزان نرفته یا یکبار رفته باشه.
و اگه جا برای ما بود، ما هم بریم.
خب این تا حدی عادلانه ست.
و ما تا همین پریشب، برای رسیدن پیام قطعی شدن ثبتنام بالبال زدیم.
(البته من بخاطر پایاننامه و درسم، الان شرایطی دارم که نمیتونم برم؛ ولی اون موقع فکر میکردم میتونم برم)
#سرزمین_نور ۴
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
قلب ما برای دوکوهه و یادمان حسن باقری و فکه میتپید؛ ولی شرایط ثبتنام طوری بود که ماهایی که چندبار
سفر درونی من از همینجا شروع شد.
از اونجایی که به ذهنمون رسید از پارتیبازی و روابط استفاده کنیم تا خودمون رو توی اردو جا بدیم.
به هرحال شاید از جهاتی حق آب و گل داشتیم.
شاید از جهاتی خودمون رو محق میدونستیم حتی،
چون سالهای قبل برای این اردو زحمت کشیده بودیم.
به هرحال ما ما بودیم و بقیه ما نبودن!
و به هرحال ما فرق داشتیم!
این فکرایی بود که اول توی ذهن من اومد.
اینکه هرکس نره، به هرحال ما باید بریم!😏
به هرحال یه صندلی باید توی اتوبوس برای ما رزرو شده باشه از قبل😌
#سرزمین_نور ۴
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
سفر درونی من از همینجا شروع شد. از اونجایی که به ذهنمون رسید از پارتیبازی و روابط استفاده کنیم تا خ
میدونید یاد چی افتادم؟
چند سال پیش، توی دولت روحانی، بحث درباره مدیران نجومیبگیر داغ شده بود؛
مخصوصا یکی از این نجومیبگیرها که از همه بیشتر گرفته بود و از رانتش برای استخدام دخترش هم استفاده کرده بود.
بعد یکی از اعضای خانواده اون مدیر، مصاحبه کرده بود و گفته بود: ما سهم خودمون رو از سفره انقلاب برداشتیم!
و اشاره کرده بود که خیلی برای انقلاب زحمت کشیدن و الان حق دارن بیشتر سهم داشته باشن!
بعدش یادم اومد که چند وقت پیش، توی دانشگاه یه دورهمی ناهار داشتیم که توش یکی از کارمندهای دانشگاه هم بود. این بنده خدا شروع کرد گفت که تو این حکومت همه دزدن و همه فاسدن و...،
بهش گفتم شما به عنوان کارمند دولت، الان مرخصی گرفتی اومدی اینجا یا بخاطر شرکت توی دورهمی دوستانه (در ساعت اداری) هم از بیتالمال حقوق میگیری؟؟ این اسمش فساد اداری نیست؟
گفت خب من خیلی بیشتر از حقوقم برای اینا کار کردم! خیلی حق منو خوردن!!
گفتم خب اون کسی که اختلاس کرده هم احتمالا برای خودش چنین دلیلی آورده. شاید واقعا هم همینطور بوده باشه!!!
بعد به خودم اومدم و دیدم منم دارم برای خودم دلیل میارم تا پارتیبازی کنم!
دیدم استدلالهایی که اون بنده خداها برای اشتباهشون میاوردن داره به نظر خودم برای خودم منطقی میاد!
دیدم شبیه آدمایی شدم که از کارشون متنفرم!
دیدم منم دارم از سفره انقلاب سهم بیشتر میخوام!
میدونید،
تا وقتی این پدیده رو از بیرون نگاه میکنی، بد بودنش به نظرت خیلی واضحه.
ولی وقتی خودت توی موقعیتی قرار میگیری که بتونی پارتیبازی کنی - یا کارهای مشابهش - یهو کلی استدلال منطقی برات ردیف میشن که وجدانت رو قانع کنن کارت اشکالی نداره!
نمیدونم شیطانه یا هوای نفس، شایدم هردوش، ولی بد کوفتیه!!!
ادامه دارد...
#سرزمین_نور ۴
خودمو قانع کردم که خب وقتی ظرفیت کمه، همیشه اولویت با نرفتههاست و این واقعا نامردیه که ماهایی که سه یا چهار بار رفتیم بخوایم بریم و یه عده کلا نرن!
و اینم خیلی زشته که بین همه سهبار رفتههایی که امسال جا موندن، فقط ما با پارتیبازی، خوشحال و خندان بریم اردو و توی یادمانها هم فاز شهدایی بودن برداریم و خیلی حس کنیم آدمای خوبی هستیم!
و البته ناگفته نماند که مسئول اردو هم آدمی نبود که رابطه رو به ضابطه ترجیح بده(و این کارش تحسینبرانگیز بود و من هم حق ندارم بخاطر این مسئله ناراحت باشم).
بنابراین، مثل دخترهای خوب منتظر موندیم که بهمون پیام بدن و بگن ظرفیت هست و بیاید ثبتنام رو قطعی کنید، که این اتفاق نیفتاد!🙂
از طرفی، منم شرایطم طوری شد که دیدم راهیان نور رفتن امسال واقعا منو از درس عقب میندازه و وظیفهای که در برابر شهدا دارم، همین درس خوندنه.
(شاید علت اینکه این حرفها رو الان دارم میزنم، همینه که مطمئن شدم دیگه منفعت شخصیای برام وجود نداره و اگر مسئولین اردو که توی کانال هم هستن همین الان بهم زنگ بزنن بگن بیا، واقعا نمیتونم بیام)
ادامه دارد...
#سرزمین_نور ۴
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
میدونید یاد چی افتادم؟ چند سال پیش، توی دولت روحانی، بحث درباره مدیران نجومیبگیر داغ شده بود؛ مخصو
پیرو این بحث، اضافه کنم که همه فسادها از جایی شروع میشن که یه نفر به اشتباه فکر میکنه به هر دلیلی با بقیه متفاوته و حق یا سهم بیشتری از بقیه داره،
و بعد این اشتباه رو با هزارتا دلیل توجیه میکنه.
فرقی نمیکنه اون آدم یه مدیر دولتی باشه یا یه دانشجوی معمولی یا حتی کمتر از اون.
کنشهای کوچیک و خرد هم مهمن و میتونن به تحولات کلان ختم بشن!
فساد از جایی شروع میشه که روابط بیشتر از ضوابط تاثیر داشته باشن.
چیزی که به زبان ساده بهش میگن پارتیبازی!!!
پ.ن: درباره اهمیت روابط هم بعد صحبت میکنم. گاهی بعضی از مدیران از اونور بوم میافتن!!!
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
خودمو قانع کردم که خب وقتی ظرفیت کمه، همیشه اولویت با نرفتههاست و این واقعا نامردیه که ماهایی که سه
ما تصور میکردیم که ظرفیت پر شده و جا برامون نیست؛
ولی بعد متوجه شدیم که ظرفیت اتوبوسها اضافه شده و امیدوار شدیم!
و اتفاقا امیدواری بیجایی هم نبود و ظرفیت طوری بود که هم ما و هم نرفتهها میتونستیم بریم.
ولی بعد در کمال تعجب، گفتن این ظرفیت اضافه هم باز برای کسانیه که نرفتن یا یه بار رفتن و به شما نمیرسه،
و بعد مهلت ثبتنام تمدید شد!!
به این بهانه که ما هنوز به همه دانشجوها پیام ندادیم!!!
حتی با اینکه معمولا استقبال برادران از اردو کمتره،
ظرفیت برادران افزایش پیدا کرد اونم درحالی که متقاضی نداشت،
و بازهم سر ما بیکلاه موند،
با این توجیه که اولویت با نرفتههاست!!!!
شما رو نمیدونم؛
ولی ما اینجا عمیقا احساس تبعیض کردیم!
اگه ظرفیت نبود حرفی نداشتیم؛
ولی اینکه دانشگاه ظرفیت رو افزایش بده و بازهم ما رو کنار بذاره و افراد جدیدی رو ثبتنام کنه،
این واقعا درست نیست!
#سرزمین_نور ۴
نمیدونم درباره سیاست تبعیض مثبت چیزی شنیدید یا نه.
تبعیض مثبت، یه سیاسته که میگه، بعضی از گروهها در طول تاریخ دچار محرومیتهای ساختاری شدن و از دیگر گروهها عقب افتادن، پس ما باید بهشون امتیازاتی بدیم تا بتونن این عقبماندگی رو جبران کنن.
مثلا توی بعضی کشورهای غربی، میگن زنان چون در گذشته محدودتر بودن، ما اونها رو در اولویت استخدام میذاریم تا عقبماندگی شون جبران بشه.
این ظاهراً خیلی خوبه؛
ولی در واقع، خودش یه جور بیعدالتیه.
چون توی همون مثال استخدام، ما داریم حق مردی که صلاحیت بیشتری داره رو ضایع میکنیم.
درواقع سیاست تبعیض مثبت، خودش ظلمه.
و مشکلات ریشهای رو حل نمیکنه.
عدالت اینه که ما یه بستر عادلانه و شرایط برابر داشته باشیم و بعد اجازه رقابت آزاد بدیم.
ادامه دارد...
#سرزمین_نور ۴ #جامعه_شناسی