☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
بسم الله قاصم الجبارین ✌️🇮🇷 #روایت_فتح ✍️ش. شیردشتزاده روز سوم جنگ، ساعت ۹ صبح صبح با صدای لرز
بسم الله قاصم الجبارین
✌️🇮🇷 #روایت_فتح
✍️ش. شیردشتزاده
روز ششم جنگ
سه روزه که با صدای انفجار و لرزیدن شیشهها بیدار میشیم، نه آلارم گوشی.
گاهی هم خیلی زود میزنه، زودتر از زمانی که ما میخوایم بیدار شیم. ما هم همچنان میخوابیم و انقدر میزنه که میبینیم نمیتونیم بخوابیم، بلند میشیم دیگه.
هر بار میزنه به این فکر میکنم که اگه بعدی ما باشیم چه بلایی سرمون میاد. به این فکر میکنم که اگه برم زیر آوار چی میشه. مادربزرگم توی جنگ ۸ ساله زیر آوار گیر کرده بود، چندین ساعت اونجا بود و بعد نجاتش داده بودن. یاد اون میافتم. و چیزی که دلم میخواد اینه که اگه خونهمون رو زدن، در لحظه بمیرم. زیر آوار موندن ترسناکه.
امروز بعد افطار صدای جنگنده شنیدیم. با توجه به چیزی که درباره شکستن دیوار صوتی و اینا میدونستم، میتونستم حدس بزنم درست بالای سرمونه و توی ارتفاع خیلی پایین داره پرواز میکنه.
خانواده همسرم هم دویدن پایین، خونه ما. چون خونه ما طبقه منفی ۶۰ هست و یه جورایی مثل زیرزمین یا پناهگاهه. و خب واقعا هم موج انفجار اینجا کمتر حس میشه و احتمالا کمتر آسیب میزنه، یا اگه احیانا حمله شیمیایی یا اتمی باشه، پایین امنتره، ولی مطمئن نیستم اگه خونه کامل آوار بشه هم پایین همچنان امن باشه. به هرحال از هیچی بهتره.
صدای جنگنده خیلی بلند بود. به مامانم و مادرجانم هم که زنگ زدم گفتن صداش میاد. فکر کنم یکی دو جا رو هم زده بود. نمیدونم کجا. ولی معلوم بود داره اصفهان رو دور میزنه. وسط اون ترسی که داشتیم، شروع کردیم مسخره بازی. یکی گفت من میخوام برم دستشویی، این کی میره؟ دیگه سر شوخی باز شد که توی جنگ آدم جرات نمیکنه بره دستشویی، چون خیلی ناجوره که تو دستشویی شهید بشی!!
فکر کن جنگنده بالای سرمون بود و داشت میزد و شیشهها میلرزید و ممکن بود واقعا بمیریم، ولی ما میخندیدیم. و اون جنگنده اومده بود که ما بترسیم و نریم توی خیابون، ولی همه رفتیم لباس پوشیدیم که بریم.
نمیدونم، انگار مرگ به طرز عجیبی مسخره شده برامون. شایدم دیگه بعد حضرت آقا، دنیا دیگه مثل قبل دوست داشتنی نیست. حداقل برای من اینطوره. نه که از زندگی بیزار شده باشم یا بگم چیزی برای باختن ندارم؛ ولی دیگه انقدرام به زندگی نمیچسبم.
هر شب تعداد ماشینا و موتورایی که با پرچم میان بیرون بیشتر میشه. هر شب خیابونا شلوغتر میشه. حتی امشب که جنگنده بالای سر اصفهان بود، اولش خلوت بود ولی بعد دوباره مردم ریختن بیرون.
برای ترسیدن ما، این چیزا خیلی کمه.
ادامه دارد...
✍️ش. شیردشت زاده
#رهبر_شهید #مرگ_بر_اسرائیل #مرگ_بر_امریکا
http://eitaa.com/istadegi
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨روایتی از خدمت دختر رهبر شهیدمان؛ شهیده سیده بشری حسینی خامنهای در حرم مطهر امام رضا(ع)
#لشگر_فرشتگان
http://eitaa.com/istadegi
امشب دعا کنید به حق امیرالمومنین علی علیهالسلام، امام مظلوم و مقتدر، نصرت الهی شامل این کشور و این مردم و جبهه مقاومت بشه 🥲
گلستان شهدای اصفهان با تمام گلزار شهداهای دنیا فرق میکند.
شاید هیچ گاه نشود مزار سید حسن را دید یا حتی نشود همیشه به کنار مزار امام شهیدمان رفت.
اما گلستان شهدای اصفهان همیشه بخشی از همه عزیزان ما را دارد. هرجا حرف شهادت باشه اصفهانیها حرف اول را میزنند.
در این شبها کنار مزار تیم حفاظت رهبری که میایستم، کمی دلم آروم میشه، انگار بوی امام شهید از اینجا میاد....
امشب حتی دلم نیومد لحظهای داخل ماشین بشینم، سرمارو با گوشت و پوستم لمس کردم، خستگی ایستادن را تحمل کردم، ایستاده دعای جوشن خوندم، بلکه دلم آروم بشه و عذاب وجدانم کم بشه که نمیتونم کاری کنم برای مظلومان پشت لانچر.
اما دریغ هرچی یاد بزرگمردان پشت لانچر می افتم، قلبم فشرده میشه.
فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
خدای در این شب قدر ظهور امام زمان را برسان...