eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
764 ویدیو
86 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
آمریکایی ها یک بار هم اینجا حمله کردند به طبس. خودشان را نجس کردند، برگشتند رفتند! امام شهید خامنه‌ای، ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ اصفهان طبس شد😆
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 #جنگ‌نوشت قسمت ۶: ما مبعوث شدیم ✍️ش. شیردشت‌زاده نمی‌دانم؛ شاید خود آ
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 قسمت ۷: «کله‌ها پخته میشه...!» ✍️ش. شیردشت‌زاده شب اول، تجمع را از دانشگاه شروع کردیم؛ تا میدان آزادی و سعادت‌آباد و برج کبوتر و خلاصه آن منطقه را گشتیم و با بغض شعار دادیم و اشک ریختیم. اولش کم بودیم و کمی گیج؛ یعنی نمی‌دانستیم باید چکار کنیم. کم‌کم زیاد شدیم و خلاقیت‌مان گل کرد. هرشب به تعداد ماشین‌هایی که پرچم ایران را از شیشه بیرون آورده بودند افزوده می‌شد و تجمع‌ها شلوغ‌تر. حتی خیلی از کسانی که جمهوری اسلامی را قبول نداشتند یا نسبت به آن منتقد بودند هم آمدند؛ چون فهمیدند الان اگر جمهوری اسلامی برود، ایرانی هم نخواهد ماند و تمدن ایرانی در کتاب‌های تاریخ دفن می‌شود. من شخصاً باورم نمی‌شد خیلی‌هایی که می‌شناختم و از مخالفت شدیدشان با نظام خبر داشتم، بیایند کنار من توی خیابان بایستند و پرچم ایران تکان بدهند و مرگ بر امریکا بگویند. انگار واقعا آخرالزمان است. توی گروه فامیلی‌مان همیشه اختلاف نظر سیاسی داشتیم، الان همه همدلیم. قبلا هرکسی یک طرف بود و یک فکر داشت و دنبال بحث با هم بودیم، ولی الان همه درباره درآوردن پدر اسرائیل هم‌نظریم. همان‌هایی که زمانی منتقد نظام بودند، الان دارند آدرس مکان تجمع می‌فرستند. دارند پیشنهاد می‌دهند از فلان جا پرچم بخرید، یا مثلا راهپیمایی خودرویی هم باحال است. همه دایی و خاله‌ها می‌روند. هرکس محله خودش و ما که دانشجوییم با کاروان دانشگاه می‌رویم. یادتان هست شب قبل از جنگ، خاله‌ام توی مهمانی گفته بود: «این مملکت دیگه آروم‌بگیر نیست»؟ راست می‌گفت. این مملکت دیگر آرام نمی‌گیرد؛ ولی شوریدنش برای نابودی اسرائیل است نه براندازی نظام. البته منطقه مرداویج و سعادت‌آباد خیلی خلوت است. منطقه پولدارهاست و فکر کنم همه‌شان رفته‌اند باغ و برشان بیرون شهر. بیشتر خانه‌ها خالی ست و اکثر مغازه‌ها بسته‌اند. انگار شهر ارواح است؛ اما توی خیابان تردد مثل همیشه است. یک شب، روحانی کاروان به هر مغازه بازی که می‌رسیدیم خسته نباشید و خدا قوت می‌گفت. می‌گفت این ماندن و باز نگه داشتن مغازه، خودش نوعی جهاد است؛ دهن‌کجی به دشمن است، تسلیم رعب و وحشت نشدن است. یک بار وقتی از جلوی یک بستنی‌فروشی و یک کله‌پزی رد می‌شدیم، حاج آقا گفت: آمریکا بدونه تهدیدش رو ما اثر نداره، زیر بمبارون و موشک‌بارونم زندگی ما ادامه داره، بستنی فروخته می‌شه، کله‌ها پخته می‌شه...! خیلی از مغازه‌دارها می‌آمدند جلوی مغازه‌شان و وقتی حاج آقا از روی ماشین بهشان سلام می‌کرد، ذوق‌زده دست تکان می‌دادند. از همه زیباتر، گل‌فروشی‌های توی مسیرند که بازند و کم هم نیستند. بوی گلشان که می‌پیچد توی مشامم، جان به جانم اضافه می‌شود. قبل از عید، گل‌فروش‌ها ماهی قرمز و شب‌بو هم می‌فروختند و مردم هم می‌خریدند. جنگ باشد یا نباشد، بهار می‌آید. گل‌ها می‌شکفند و درختان سبز می‌شوند. گاهی انقدر مسحور منظره درختان تازه جوانه‌زده و برگ‌های سبز و تازه و شکوفه‌هایشان می‌شوم که یادم می‌رود جنگ است. بهار واقعا آدم را سرمست می‌کند، با آن آسمان قشنگش و درختان سبز و تازه‌اش. چند روز اول جنگ، صبح‌ها بجای آلارم گوشی با صدای انفجار و لرزیدن شیشه‌ها بیدار می‌شدیم. البته بعدش الگو تغییر کرد. گاهی سحرها حمله می‌کرد، گاهی شب‌ها، گاهی دم ظهر. چون خانه ما طبقه پایین بود، گاهی که صدای انفجار شدید می‌شد، خانواده علی هم می‌آمدند پایین که پناه بگیرند. هرچند... فکر نمی‌کنم خانه ما جایی برای پناه گرفتن داشته باشد. بیشترش شیشه است. پرده‌ها را کشیده‌ام که اگر شیشه‌ها خرد شد، تکه‌هایش کمتر بپاشند؛ ولی فکر نکنم خیلی موثر باشد. یک بار بعد افطار جنگنده‌هایش آمدند بالای سرمان. فکر کنم اولین بار بود که صدای جنگنده را شنیدیم. با توجه به این که دیوار صوتی را می‌شکست، نمی‌توانستم درباره این که دقیقا کجاست مطمئن باشم؛ ولی به نظر می‌رسید ارتفاعش خیلی پایین است؛ درست بالای سرمان. داشت دور می‌زد لعنتی. صدای انفجار نیامد؛ شاید می‌خواست بترساندمان که به خیابان نیاییم. ما اما باز هم به خیابان رفتیم. اول خلوت بود؛ شاید مردم کمی ترسیده بودند. ولی بعد بر ترسشان غلبه کردند و مثل شب‌های قبل و حتی شلوغ‌تر، آمدند توی خیابان. http://eitaa.com/istadegi
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 تصاویر جدیدی از هواپیماهای منهدم شده آمریکا در جنوب اصفهان ❗️فقط گوشه‌ای از اتفاقات شب گذشته که زیر سرمون اتفاق افتاد قابل درک هستش @istadegi
داشتم با گوشیم این مداحی رو گوش می‌کردم، یهو چشمم به عکس کاورش افتاد(همین عکسی که اینجا هست)، با خودم گفتم قبلا تنها شهید این عکس حاج قاسم بود، ولی الان آقا هم شهید شده، بعد دقت کردم دیدم سردار باقری و سردار موسوی هم که توی عکسن شهید شدن💔😭 قاب تکمیل شد توی بهشت🥲 کی فکرشو می‌کرد...؟ هعی...
پیرزن، پیرمردا، یه جوری انرژی دارن و بالا و پایین میپرن و شعار میدن که خجالت میکشم بهشون بگم پیر🤭 @istadegi
679.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دفاع شبانه خیابان داره از ظرفیت های جدیدی رونمایی میکنه! اینجور که به نظر میرسه از روی موتور هم میشه پهباد بلند کرد😎 @istadegi
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دستگیری ترامپ، بن سلمان، نتانیاهو... 💪🏻 ما این مدلی داریم تمرین میکنیم برای روزهای آینده که این صحنه‌هارو کف خیابونامون به صورت زنده و واقعی میبینیم😎 @istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام بله ولی الان که دیگه خیلی بهش توجه شده و دیده شده، باید جواب مناسب هم داد. و البته منظور من اینه که با مردم گفت‌وگو کنیم نه با آقای ظریف یا روحانی. ولی اینم در نظر داشته باشید که برخورد با افراد وظیفه قوه قضاییه ست نه ما، و ما نمی‌تونیم سرخود بریم در خونه کسی یا کف خیابون حکم اعدام صادر کنیم. فقط می‌تونیم از قوه قضاییه مطالبه کنیم.
♦️بسم ربّ الشهداء و الصدیقین♦️ محمد حسین حاج هاشمی که در بامداد یکشنبه ۱۴۰۴/۰۱/۱۶ حین اعزام به ماموریت با ضرب موشک های رژیم غاصب آمریکایی–صهیونی در استان اصفهان به درجه رفیع شهادت نائل آمد. @istadegi
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
♦️بسم ربّ الشهداء و الصدیقین♦️ محمد حسین حاج هاشمی که در بامداد یکشنبه ۱۴۰۴/۰۱/۱۶ حین اعزام به مامو
مینویسم برای دختر دهه هشتادی که در نوجوانی همسر شهید شد میگویند دوران عقد شیرین است، هیچ گاه فراموشش نخواهی کرد، آن قدر خاطره سازی میکنی که همیشه به یاد خواهی داشت. اما برای راضیه این گونه نبود، چند ماه عقد که سهمش از دیدن همسر جوانش تنها آخر هفته‌ها بود و ما بقی دوری و نگرانی برای او و امان از ماه‌هایی که به جای خاطره سازی تنها استرس را به ارمغان آوردند، از ۱۸و۱۹دی گرفته و شب‌های پر از استرسش تا جنگ رمضان و عاقبت تلخ و شیرینش. حال نمیدانم در وصف حال دخترک جوانی که شاهد تک تک ذوق و شوق‌های موقع عقدش تا تولد همسرش بودم چه بگویم. اویی که خانواده را برای یک تولد ساده کلافه کرده بود که بتواند همسرش را خوشحال کند حال چه میکند؟ اصلا اویی که خیلی چیزها را را به خاطر دوست داشتن پسرک کنار گذاشته بود اینک قرار است چگونه خود را آرام کند؟ حالا او مانده و چند ماه خاطره، دختری که دیگر بعد از این اتفاق شاید دیگر آن دختر سابق نشود! @istadegi
مثل اینکه سایت لینک ناشناس کانال از دسترس خارج شده و یکم بازی در میاره... فعلا هر حرفی، سوالی، نظری، انتقادی چیزی بود برامون اینجا بنویسید. ناشناس مه‌شکن