سلام بر همه همراهان کانال
امروز صبح بنده خونه نبودم و نشد پاسخگوی پیامهای ناشناس شما باشم.
فقط خانم صدرزاده زحمت ارسال دو قسمت رمان رو کشیدند.
انشاءالله الان پیامهاتون رو پاسخ میدم
نظرات شما عزیزان🌿
سلام.
راستش خودم هم خیلی به ژانر عاشقانه علاقه ندارم.
حس میکنم باید به مسائل جدی تر پرداخت.
شاید یه روز نظرم تغییر کرد؛ اما فعلا که بر این نظر استوارم🙂
#پاسخگویی_فرات
نظرات شما عزیزان🌿
سلام.
کمکم پیام داستان مشخص میشه.
امیدوارم خوب منتقلش کنم.
ممنون از لطف همه شما عزیزان
#پاسخگویی_فرات
سلام
سوال دوم خیلی تکرار شده و بنده یکبار برای همیشه توضیح میدم؛ هرچند مایل به توضیحش نبودم.
به ریحانه میگم اریحا تا بخشی از رمان شاخه زیتون لو نره.
درباره مطهره، بنده نمیتونم همه شخصیتهای رمانها رو بیارم توی نیمه تاریک؛ چون دیگه خیلی شلوغ میشه!!
این شخصیتها بیشتر شخصیت های اصلی هستند.
مطهره شخصیت فرعی بود.
#پاسخگویی_فرات
سلام
موافقم.
البته به زودی حامد هم وارد داستان میشه ولی دیگه مرصاد رو نشد بیارمش.
#پاسخگویی_فرات
سلام
اتفاقا عشق مهمترین مسئله توی دنیاست.
و اتفاقاً عشق برای خودم هم مهمه.
ولی نه این مدل عشق که بین یک دختر و پسر هست.
من دوست ندارم به این نوع عشق خیلی بپردازم. و چیزی که به عنوان ژانر عاشقانه معروف شده هم همین عشق زمینی و دم دستیه.
من دنبال عشقهای بزرگترم.
اگر اینطور حساب کنید، تمام داستانهای من عاشقانه هستند.
چون فقط یه آدم عاشق میتونه اینطوری به دل خطر بزنه و مجاهدت کنه.
سوختن حسین و کمیل توی رفیق عاشقانه نبود؟
ایثار اریحا توی شاخه زیتون عاشقانه نبود؟
به دل خطر زدن حامد توی خط قرمز عاشقانه نبود؟
عهد بشری توی عقیق فیروزهای عاشقانه نبود؟
بیابانگردی عباس توی خط قرمز عاشقانه نبود؟
بحث عشق اباعبدالله وسطه...
اگر هم عاشقانه بنویسم اینطوری مینویسم انشاءالله.
#پاسخگویی_فرات