eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
767 ویدیو
87 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 🔰 یا علی مددی...💚 📕 رمان امنیتی ⛔️ ⛔️ ✍️ به قلم: قسمت 198 اذان صبح را که می‌گویند، با سیاوش نوبتی نماز می‌خوانیم. ساعت چهار صبح است و بقیه هم کم‌کم بیدار شده‌اند. نماز خوانده و نخوانده روی خاکریز دراز می‌کشم و با دوربین، دشت مقابلمان را از نظر می‌گذرانم. چشمانم از بی‌خوابی می‌سوزد. ناگاه در سطح دشت، یک ماشین را می‌بینم که با تمام سرعتش به سمت‌مان می‌آید و از پشت سرش خاک بلند شده. با کمی دقت، می‌توانم بفهمم بدنه ماشین زرهی ست و این سرعت سرسام‌آور و دیوانه‌وارش یعنی قصد عملیات انتحاری دارد. نامردها می‌خواهند قبل از حمله، با یک عملیات انتحاری حسابی از ما تلفات بگیرند و سردرگممان کنند. تمام قدرتم را در حنجره‌ام می‌ریزم و داد می‌کشم: - انتحاری! انتحاری! پایگاه بهم می‌ریزد. نیروها سردرگم و خواب‌آلودند. حسین قمی را می‌بینم که میان نیروها ایستاده و سعی دارد مدیریت‌شان کند. سیاوش که تا الان کنار من نشسته بود، با شنیدن فریاد من سریع موشک آرپی‌جی را روی لانچر می‌بندد. صدایم را بلند می‌کنم تا در میان هیاهو، به سیاوش برسد: - چکار می‌کنی؟ فرار کن! سیاوش موشک را روی لانچر محکم می‌کند و می‌گوید: - فاصله این انتحاری کوفتی چقدره؟ دوباره دوربین را مقابل چشمانم می‌گیرم و از روی مدار مدرج دوربین، می‌توانم فاصله را حدود چهارصد متر تخمین بزنم. داد می‌زنم: نمی‌شه سیاوش! از این فاصله نمی‌تونی بزنیش! و در ذهنم محاسبه می‌کنم که موشک آرپی‌جی فقط تا صدمتر می‌تواند آتش دقیقی داشته باشد و در فاصله سیصد، چهارصدمتری، احتمال برخوردش به هدف حدوداً بیست درصد است. سیاوش روی خاکریز زانو می‌زند؛ انگار حرفم را نشنیده. دارد با خودش چیزی را زمزمه می‌کند: - نامردِ ضعیف‌کُش! نگاهم برمی‌گردد به سمت بچه‌های پایگاه که با کمک فرماندهی حسین قمی، خودشان را پیدا کرده‌اند و آماده تخلیه پایگاهند. یکی دو نفر از بچه‌ها خودشان را می‌رسانند به خاکریز و شروع می‌کنند به تیراندازی؛ هرچند می‌دانم فایده ندارد و گلوله‌هایشان به بدنه زرهی انتحاری نفوذ نمی‌کند. تنها چیزی که می‌تواند جواب بدهد، همین موشک آرپی‌جی ست که قابلیت نفوذ به زره را دارد؛ که از این فاصله امید چندانی به برخورد با هدفش نیست. از پشت دوربین، انتحاری را می‌بینم که در دل صحرا می‌تازد و حالا به سیصد متری پایگاه رسیده است. سیاوش چشمش را پشت دوربین راکت‌انداز می‌گذارد و بعد از چند لحظه، از عمق جانش فریاد می‌زند: - یا حسیـــــــن! و شلیک می‌کند. زیر لب، ثانیه‌ها را می‌شمارم: - هزار و یک، هزار و دو، هزار و... 🔗لینک قسمت اول رمان 👇 🌐https://eitaa.com/istadegi/1733 ⚠️ ⚠️ 🖋 💞 https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام نگران نباشید ان‌شاءالله به خیر می‌گذره😁
سلام متاسفانه نمی‌شناسم؛ البته ممکنه چنین شهیدی باشه ولی چون خاطرات بانوان شهید درست ثبت نشده، ما اطلاع نداریم.
سلام لازم نیست حتما روسری مشکی بپوشید؛ می‌تونید از رنگ‌های ملایم استفاده کنید(چون رنگ‌های جیغ خیلی جلب توجه می‌کنند). روسری با طرح‌های ساده و رنگ ملایم هم زیباست هم تبرج نیست. برای بنده، بستگی داره کجا قراره برم. اگه جایی که میرم بیشتر خانم باشن و بدونم خیلی با نامحرم مواجه نیستم، رنگ‌های روشن‌تر می‌پوشم ولی ملایم. و اگر بدونم محیطی که میرم رسمی‌تره و با نامحرم سر و کار دارم، رنگ‌های تیره می‌پوشم(مشکی، قهوه‌ای، سرمه‌ای، سبز تیره و...). البته گاهی هم چادر رو تا لبه روسری جلو میارم و طوری رو می‌گیرم که روسری خیلی پیدا نباشه. این مدل هم خوبه.
aghighe firoozeie.pdf
حجم: 1.5M
📚فایل کامل 📚رمان✨ ✨ 📚روایت دلدادگی یاران آخرالزمانی پسر فاطمه ارواحنا فداه...💞 ✍️نویسنده:
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
📚فایل کامل 📚رمان✨ #عقیق_فیروزه_ای ✨ 📚روایت دلدادگی یاران آخرالزمانی پسر فاطمه ارواحنا فداه...💞 ✍️ن
سلام عذرخواهی می‌کنم از این که پاسخ ندادم. اتفاقاً پیام شما رو از قبل توی ذهنم بود که پاسخ بدم؛ اما متاسفانه فراموش کردم. منو ببخشید. پی‌دی‌اف به پیامتون ریپلای شد و لینک دسترسی سریع رو هم اصلاح کردم.
سلام رمان‌های خانم زهرا صادقی ممکنه بعضی قسمت‌هاش برای نوجوانان مناسب نباشه، اما کتاب‌های خانم زینب رحیمی واقعاً برای نوجوانان مناسبه و اصلا برای نوجوانان نوشته شده. درباره کتاب کد۸۲، کلا کتاب‌های نشر شهید ابراهیم هادی کتاب‌های فوق‌العاده ضعیفی هستند. چه به لحاظ نگارش و چه محتوا. کتاب کد۸۲ هم ضعف‌هایی داره ولی در کل برای آشنایی با شهید نجمه قاسم‌پور خوبه.
سلام کتاب‌های نشر شهید هادی پره از غلط‌های نگارشی و املایی. صفحه‌آرایی و طراحی جلدش به شدت ضعیفه. اصلا شایسته کاری که برای شهدا باشه نیست. محتواش هم ضعیفه، چون شهدا رو تبدیل به قدیس‌هایی می‌کنه که دست‌یافتنی نیستند. از شهدا یک الگوی عملی ارائه نمیده. مثلا دائم این جملات توی هر صفحه کتاب‌ها تکرار می‌شه: شهید خیلی آدم خوبی بود. خیلی مهربان و صبور بود. نماز شب می‌خواند و گریه می‌کرد. غیبت نمی‌کرد. دروغ نمی‌گفت و.... این جملات به درد کسی نمی‌خورند. ما خودمون می‌دونیم غیبت کردن بده، صبر و مهربانی و نماز شب خوبه. ما نیاز به یک الگوی رفتاری و عملی داریم. از یه طرف کتاب بیشتر به کرامت‌های شهید پرداخته، به نظر من نقل کرامت دردی از کسی دوا نمی‌کنه و اتفاقا زمینه انحرافه؛ چون کرامت معیار حقانیت نیست و نباید جای عقلانیت رو بگیره. خیلی از مدعیان دروغین مهدویت هم با نقل کرامت و خواب و این حرف‌ها مردم رو فریب دادند. نمی‌گم نقل کرامت کاملا بده، ولی زیاده‌روی در این زمینه اشتباهه. خانم رحیمی اصلا این کتاب‌ها رو ننوشتند؛ فکر کنم منظور شما یک نفر دیگه ست. منظور بنده، خانم زینب رحیمی تالارپشتی هست یعنی ایشون: https://v-o-h.ir/archive/12035/آسیب-شناسی-رمان-مذهبی-از-نامهربانی-در-ح/
🦋◍⃟| هواپیمایم که در فرودگاه وین نشست..🛬 یک لحظه حس کردم فرصت‌هایم جمع شدند دورم💫 و همه‌جا شد پنجره‌ای که در یک دنیای متفاوت برایم باز شده است... 🤩 🌙◍⃟| پنجره‌ای که تمام زوایای شهر وین را نشان می‌داد...🏞 اولینش هم نظم زمان بود...🕰 🌱◍⃟| برای امثال من که دوست داریم از هر ثانیه.. یک برداشت داشته باشیم..✨ این منظم بودنِ همه‌چیز✅ یک دریچه بود به سمت پیشرفتی که آرزویمان بود.😇 ✨◍⃟| زیبایی خیابان‌ ها 🛣 و ساختمان‌ ها 🏢 و هستۀ سکوت‌ مدارانۀ شهری که در وین جریان داشت چشم پر کن بود…👌🏻 📚 🎓 ✈️