امام علی (ع): هر کس از مردم پند نگیرد خدا به وسیله مردم به او پند می دهد.
فک میکنم منظور امام این بوده که اگه از گذشته و تاریخ درس نگیرید به وسیله همون مردم؛ تاریخ و تجربه های گذشته بازهم تداعی میشه برات.
دقیقا حکایت مردم کشور ماست میدونید چرا حضرت آقا این همه نگران درصد مطالعه کشور اند؟ چون موفقیت کشور و نجات از بدبختی ها با علم زیاد میسر میشه و دیگه مردم فریب دشمن را نمیخورن. پس اگه الان دارید میبینید باز داره اتفاق جدیدی میوفته که شباهت خیلی زیادی به ماجراهای قبل داره به دلیل اینه که ما هیچ وقت تاریخ را نخوندیم و باهاش زندگی نکردیم.
نامه ۳۱نهج البلاغه یک بخشی داره راجب مطالعه تاریخ از دید امام علی بخونیدش حتما.
#پاسخگویی_صدرزاده
سلام
اگر منظورتون همین قتل های زنجیره ایه که باید بگم کتاب جامع چیز خاصی نیست اما خاطرات مختلف درش چیزایی نهفته مثل خاطرات آقای رفسنجانی و یا خاطرات آقای حسینیان.
#پاسخگویی_صدرزاده
سلام خداراشکر که تونستید به نتیجه برسید اما میگم حتی اطرافیان ما و انقلابی ها هم نتیجه درستی شاید از این قتل ها نگیرند من تا جایی که بشه در طی داستان کتاب و منبع های اصلی راهم خدمتتون قرار میدهم.
#پاسخگویی_صدرزاده
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰
یا علی مددی...💚
📕 رمان امنیتی ⛔️ #خط_قرمز ⛔️
✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا
قسمت 329
رکعتهای بعدی را هم میگذرانم؛ زیر سایه همان نگاه سنگین که میدانم اگر کسی در نمازخانه نبود، حتما کارم را تمام میکرد.
نمیدانم باید خوشحال باشم یا ناراحت.
الان فرصت خوبی بود برای دستگیر کردنش و این که معلوم شود برای چه دنبال مناند و از طرف کدام سازمان و گروهند.
سلام نماز عشا را میدهم و قبل از این که بخواهم برگردم و پشت سرم را ببینم، صدای پا میشنوم.
دارد دور میشود و قبل از این که چهرهاش را ببینم، پشتش را به من کرده و رفته.
مرد عرب هم حالا نمازش را تمام کرده، بدون این که بداند حضورش جلوی یک درگیری حسابی را گرفته است.
از جا میجهم و میدوم تا از دستش ندهم.
صورتش را نمیبینم. پیراهن کرم رنگ پوشیده است و شلوار جین. هیکل لاغر و کوتاهی دارد و فرز و چابک از نمازخانه خارج میشود.
از در نمازخانه بیرون میزنم و نگاهی به چپ و راست سالن میاندازم.
مثل قبل، خلوت است و با این وجود، اثری از او نیست. چه دلیلی دارد بیایی و در طول نماز خواندن دونفر، فقط پشت سرشان بنشینی؟
میدانم اشتباه نکردهام.
دستی بازویم را میگیرد. کمیل است که پشت سرش مرصاد ایستاده. کمیل هیجانزده و مضطرب میگوید:
- آقا! شما...
- ببین، برو ببین یه نفر با لباس کرم و شلوار لی پیدا میکنی یا نه. باشه؟
- یعنی...؟
- همین که گفتم!
کمیل با ضربهای که به شانهاش میزنم، میرود دنبال ماموریتش و مرصاد با اخمهای در هم کشیده نگاهم میکند.
میگویم:
- یه نفر اومده بود توی نمازخونه. مطمئنم دنبالم بود، ولی چون یکی دیگه هم توی نمازخونه بود کاری نکرد.
- صورتشو دیدی؟
🔗لینک قسمت اول رمان 👇
🌐https://eitaa.com/istadegi/1733
⚠️ #ادامه_دارد ⚠️
🖋 #فاطمه_شکیبا
#مه_شکن ✨
https://eitaa.com/istadegi
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰
یا علی مددی...💚
📕 رمان امنیتی ⛔️ #خط_قرمز ⛔️
✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا
قسمت 330
- صورتشو دیدی؟
- نه.
مرصاد دوباره چنگ میاندازد میان موهایش و نفسش را بیرون میدهد:
- نزدیک بود کارت رو تموم کنن.
- فکر کردی وایمیستادم تا کارم رو تموم کنه و بره؟ عوضش الان شاید این امید باشه که ردش رو بزنیم.
مرصاد مینشیند روی یکی از صندلیهای فلزی سالن و میگوید:
- نظر حاج رسول این بود که حتیالامکان توی سوریه درگیر نشیم.
دست به سینه بالای سرش میایستم:
- چرا درست حرف نمیزنی؟
مرصاد نگاه کوتاهی به من میاندازد و سریع نگاهش را میدزدد:
- بشین.
- بشینم توضیح میدی؟
- شاید.
مینشینم و همزمان، مشتی به شانه مرصاد میزنم. مرصاد صورتش را جمع میکند:
- آخ! چه خبرته؟
- اینو زدم که دیگه از کوره در نری و وعده سرخرمن هم به من ندی. توضیح بده ببینم.
مرصاد باز هم نگاهش را میدزدد:
- باید تهران بمونی. فعلا برنگرد اصفهان تا ما خودمون جمعش کنیم.
اولین چیزی که با شنیدن این جمله به یاد میآورم، اظهار دلتنگی مادر است در آخرین تلفنی که دو هفته پیش با هم داشتیم.
خوب شد وعده ندادم که دارم برمیگردم.
میگویم:
- خانوادهم چی؟ ممکنه...
- میدونم. فعلا که خطری نبوده. خودمون هواشون رو داریم. فعلا اگه دور و برشون نباشی به نفع اونام هست.
🔗لینک قسمت اول رمان 👇
🌐https://eitaa.com/istadegi/1733
⚠️ #ادامه_دارد ⚠️
🖋 #فاطمه_شکیبا
#مه_شکن ✨
https://eitaa.com/istadegi
سلام
اوکراین همیشه یکی از سه منطقه مستعد جنگ بوده. و این احتمال جنگ، چیز جدیدی نیست.
اما این که تنش تظامی روسیه و اوکراین منجر به جنگ بشه و این جنگ در حدی بزرگ باشه که بشه بهش گفت جنگ جهانی سوم، احتمالش کمه.
یعنی امیدوارم روسیه عاقلتر از اون باشه که توی نقشه آمریکا بازی کنه...
ترس نداره، توکل به خدا.
#پاسخگویی_فرات
سلام
فضای روبیکا کاملا نامناسبه؛ اما تفاوت مهم روبیکا و اینستاگرام در این هست که روبیکا زمین دشمن نیست و امید هست که بشه فضاش رو اصلاح کرد. اما اینستاگرام، زمین دشمنه و شما اگر تاثیرگذار باشید حذف میشید.
با این حال من روبیکا رو برای نوجوانان توصیه نمیکنم. و خودم هم فعالیت زیادی توش ندارم.
سوالتون رو یادم نیست متاسفانه.
سپاس از لطف شما🌿🌸
#پاسخگویی_فرات
سلام
متاسفانه چنین کتابی نمیشناسم. اگر پیدا کردم چشم.
بیشتر کار اداری هست؛ اما اگر لازم باشه ماموریتهای پیچیدهتر هم میرن.
توی ناجا هم همینطور
#پاسخگویی_فرات
سلام
یعنی هیچ اجباری در دین نیست. و در ادامه آیه، اشاره میکنه که هدایت و گمراهی کاملا از هم قابل تشخیص هستند و روشناند.
شاید یکی از معانی این آیه این باشه که اگر حقیقت دین به مردم نشون داده بشه، مردم با میل خودشون دین رو انتخاب میکنند و به دستوراتش عمل میکنند، بدون این که نیازی به اجبار باشه. چون عقل و فطرت سالم، این رو میفهمه که دینداری به نفعش هست.
اما چیزی که مهمه اینه که اولا اجازه بدیم این حقیقت به گوش مردم برسه و مانعی در رسیدنش نباشه، دوما عقل و فطرت رو سالم نگه داریم و اجازه ندیم عاملی باعث بشه عقل درست کار نکنه یا فطرت کمرنگ بشه(مثل گناه و فحشا)
#پاسخگویی_فرات
سلام
مقاوم بودن خوبه؛ اما این که شما یک مشکل جسمی رو پنهان کنید و باعث بشید حادتر بشه اشتباهه. مخصوصا که در سن حساسی قرار دارید و این مشکل ممکنه در رشد شما ایجاد اختلال کنه یا وقتی بزرگتر شدید خدای نکرده به یه بیماری مزمن تبدیل بشه.
پس لطفاً به خانواده اطلاع بدید و حتما به پزشک مراجعه کنید.
قوی بودن به این معناست که درست با مشکلات مواجه بشیم نه این که روی اونها سرپوش بذاریم تا بدتر شن.
#پاسخگویی_فرات