یکی از چیزهایی که خیلی چسبید و قطعا به یاد میماند.
واقعا تکلنوژی عجیبی بود.
آب خنک و باد را تا مسافت قابل توجهی پرتاب میکرد.
عکس دوم تقریبا شدت و برد را نشان داده. یک لحظه که رد شدیم به مقدار قابل توجهی خیس شدیم.
هم عرضی و طولی مسافت زیادی را پوشش میداد.
واقعا جالب بود.
چیز دیگه ای که باعث شد خیلی بچسبد جمله ای بود که رویش نوشته شده بود: ارتش فدای ملت...
#مصباح
#اربعین
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
✨﷽✨ 🔰 #راهنمای_کانال 🔰 اعضا و نویسندگان گروه مهشکن: 🌷 شکیبا شیردشت زاده(فاطمه شکیبا)، کارشناس جام
عزیزانی که تازه به کانال پیوستند، میتونن از طریق پیام سنجاق شده به محتوای کانال دست پیدا کنند.☺️
یادداشت خانم فاتح از موکب لشگر فرشتگان:
مدتی که تو موکب بودم و خدمت میکردم، خیلی دخترا با ظاهرهای مختلف اومدن رزق برداشتن و رفتن.
اکثرا محجبه بودن.
نزدیک اذان بود که یه دختر یازده، دوازده ساله اومد موکبمون. ظاهرش رو شاید خیلی از مذهبیا نپسندن...
دعوتش کردم و گفتم نیت کن رزق بردار و ببین شهدا چی بهت گفتن و چی ازت میخوان. گفت واقعا میتونم بردارم؟!
گفتم چرا که نه...
برداشت. یهو دیدم صدام کرد. گفت میشه یه لحظه بیاین بیرون موکب؟
رفتم پیشش. رزقشو بهم نشون داد و گفت چی میخواد از من؟
دیدم یکی از شهدای غزه هست و پزشک بوده. جمله رو الان کامل یادم نیست... چیزی که یادمه به اون دختر گفتم این بود:
در آینده هر نقشی که انتخاب کردی تو جامعه داشته باشی، تو اون بهترین باش. شجاع باش. تو هر نقشی که هستی نسبت به اطرافت بیتفاوت نباش. و یاد بگیر پای اعتقادی که داری هرطور که هست، حتی جلوی بارانی از گلوله که به سمتت نشونه رفته، بایستی.
.
.
برام جالب بود که با این سن، تنها دختری بود که براش مهم بود بفهمه واقعا شهید ازش چی میخواد...
#اربعین
شهید مذکور، شهید رزان النجار از شهدای غزه بودند. لینک زندگینامه شهید:
https://eitaa.com/istadegi/5661
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
#مهسا_امینی ... یادداشت ویژه #مه_شکن 👇🏻
بسماللهالرحمنالرحیم
🇮🇷 زن، زندگی، آزادی 🇮🇷
(قسمت اول)
✍️فاطمه شکیبا
داخل موکب نشسته بودم و پشت میکروفون، در پاسخ به نگاههای پرسشگر مردمی که از مقابلمان میگذشتند میگفتم: اینجا موکب لشگر فرشتگان هست؛ جهت معرفی بانوان شهید به شما بزرگواران. ما از ابتدای انقلاب اسلامی تا الان، حدود هفت هزار بانوی شهید داریم که اکثراً گمنام هستند؛ بانوانی از تمام اقشار و سنین و مذاهب و قومیتها.
خانمی نه چندان محجبه، آمد جلو و نگاهی انداخت به تصویر بانوان شهید که دورتادور موکب زده بودیم. یک لبخندِ خاصی زد و گفت: #مهسا_امینی هم هست؟
کمی طول کشید تا یادم بیفتد جریان چه بود و بعد، نیمنگاهی انداختم به تصویر شهدای ترور که دقیقا کنارم بود. به چشمان معصوم ناهید فاتحی. گفتم: دخترهایی که عکسشون اینجاست، خیلی مظلومانهتر شهید شدن، خیلی بیگناهتر بودند وقتی که شهیدشون کردند. ولی هیچکس حرفی از اونا نزده. هیچکس براش مهم نبوده.
لبهایش صاف شدند و کمی متمایل به پایین. یک رزق معنوی برداشت، سرش را تکان داد و همراه موج جمعیت رفت. کاش میماند تا ادامه میدادم و صدای هفت هزار شهیدِ دختر، از گلوی من درمیآمد؛ آن وقت حتما میگفتم که هیچکس اصلا اسم دخترهایی که شهید شدهاند را نمیداند؛ چه رسد به این که بخواهد برایشان رگ گردن کلفت کند و شعار «زن، زندگی، آزادی» بدهد. هیچکس اسمشان را ترند نمیکند، برایشان شمع روشن نمیکند، و اصلا کسی یادش نیست و برایش مهم نیست که یک دختر بیست ساله تیرباران شده، یک دختر هفده ساله زنده به گور شده، یک دختر چهارده ساله با چادرش خفه شده، یک دختر سیزده ساله سرش زیر زنجیر تانکهای رژیم پهلوی له شده و... اصلا طوری رفتار میکنند که انگار حق آن دخترها بود که اینطوری بمیرند و فقط مهسا امینی بود میان دختران این سرزمین که حق زندگی داشت! یا مثلا همین چند روز پیش، شلیر رسولی، یک بانوی نجیب کُرد برای حفظ عفتش جان داد؛ اما رگ گردن هیچکدام از فعالان حقوق زنان برایش ورم نکرد؛ انگار او کاملا اتفاقی از دنیا رفته و فوت مهسا امینی یک قتل دردناک بوده؛ نه سکته قلبی و مغزی!!
فاطمه سادات طالقانیِ سه ساله معصومتر بود یا مهسا امینی؟ همان کسانی که الان مثل کفتار دور پیکر مهسا امینی جمع شدهاند، یک زمانی حاضر شدند فاطمهی سه ساله و بیگناه را زندهزنده در آتش بسوزانند برای مقاصد و اهداف نحس سیاسیشان. گروهک منافقین را میگویم؛ یکی از گروههایی که همصدا با سلطنتطلبها و سایر خارجنشینهای وابسته به آلسعود و آمریکا، دارند برای مهسا امینی اشک تمساح میریزند.
#گشت_ارشاد
#مه_شکن
https://eitaa.com/istadegi