☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 115 در ماشین باز
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰
📙رمان امنیتی #شهریور 🌾
✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا
قسمت 116
سعی میکنم بخندم: نه... ولی خب دیگه.
-اگه میدونستم یه شکلات داغ و دونات انقدر اثر داره، زودتر از همین راه وارد میشدم.
دلم برای بیخبری و سادگیاش میسوزد و تلخ میخندم. من دارم به آرسن هم خیانت میکنم. حتما بعد از فرار من، اولین نفر میآیند سراغ آرسن و دستگیرش میکنند، بازجوییاش میکنند و آبرویش در جامعهالمصطفی میرود. اگر شک نمیکرد، حتما تا صبح از او معذرت میخواستم. میگویم: زود منو برسون خوابگاه. فردا باید زودتر بیدار شم.
لیوان خالی شکلات داغش را میاندازد داخل پلاستیک زباله و دستش را میتکاند. ماشین را روشن میکند و راه میافتد: مطمئنی چیزی نشده؟ مثل همیشه نیستی.
-از کجا میدونی همیشه چطوریام؟ من خیلی فرق کردم.
شانه بالا میدهد: راست میگی. اینم حرفیه.
اگر فقط یک سوال دیگر میپرسید، شاید همهچیز را برایش لو میدادم و کمک میخواستم. ولی چه فایده؟ آرسن هیچ کمکی نمیتواند به من بکند؛ جز این که برود من را به رفقای ایرانیاش لو بدهد تا دستگیرم کنند.
به خوابگاه رسیدهایم. برعکس آرسن که نگاهش به روبهروست، من خیرهام به آرسن. میخواهم آخرین تصویر او در ذهنم حک بشود؛ با این عنوان: «یک برادر بیچاره که به موقع به داد خواهرش نرسید»؛ یا «نوشداروی بعد از مرگ سهراب». کوتاه خداحافظی میکنم که نفهمد این خداحافظیِ آخر است: ممنون بابت شکلات داغ. خداحافظ.
بدون این که پشت سرم را نگاه کنم، میدوم به سمت در خوابگاه. بالا نمیروم. داخل ساختمان، پشت شیشههای رفلکس میایستم تا آرسن برود. تمام شد. یک تکه دیگر از گذشته را از خودم جدا کردم. حالم مثل سربازهای مسلمانِ نبرد آندلس است. دارم یکییکی کشتیهای پشت سرم را آتش میزنم تا راهی برای برگشت نماند و مجبور شوم برای رسیدن به آینده، با تمام وجود بجنگم.
آوید را پایین ساختمان، در راهرو میبینم. وسط جمع دوستانش ایستاده و صدای خندهشان بلند است. چشمش که به من میافتد، میان خنده دستش را میآورد بالا: بچهها یه لحظه وایسین... یه کاری دارم و میام دوباره.
دوستانش را میشکافد و میدود به سمت من: آریل وایسا...
چشمهایش از شادی میدرخشند. باز هم نقاب لبخند بر چهره میگذارم تا توی ذوقش نخورد: بله؟
دستانش را پشت سرش به هم قفل میکند و روی پنجه پایش بالا و پایین میپرد: یه خبر خیلی خفن دارم که بابتش مژدگونی میخوام.
خبر خوب... خبر خفن... ای بیچاره. نمیداند فردا مردن خودش خبر اول جهان میشود. میپرسم: چه خبری؟
-گفتم که! مژدگونی میخوام.
کودکانه روی پنجه پایش بیقراری میکند. میخندد و دندانهای ردیف و کمی فاصلهدارش را از میان لبان خوشفرمش به رخ میکشد. وقتی میخندد، مثل ستاره میشوند چشمان درشتش؛ با آن مژههای بلند. تاحالا دقت نکرده بودم... سمت چپ صورتش هم موقع خنده چال میافتد. چه ترکیب نمکینی میسازد چال گونه با این چهره سبزه!
یک طره موی فر، مثل فنر جلوی صورتش آویزان است و همراه بالا و پایین پریدنش تکان میخورد. گلسر زیبایی مثل توتفرنگی میان موهای فرفری کوتاه و آشفتهاش نشانده. الان که فکرش را میکنم، همیشه یک گلسر کوچک میان موهایش هست. چرا تابحال دقت نکرده بودم آوید چقدر زیباست؟
#ادامه_دارد ...
قسمت اول رمان:
https://eitaa.com/istadegi/6820
⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمیباشد⛔️
#فاطمه_شکیبا
#مه_شکن ✨
🌐https://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 116 سعی میکنم ب
سلام
یعنی توی کل دنیا فقط یه نفر موهاش فرفریه؟
بعدم آوید به این خوبی و خوشگلی رو مقایسه میکنید با اون جادوگر شهر اُز؟🙄
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 116 سعی میکنم ب
بدعادت شدید ها
دو قسمت بذارم که زود تموم میشه بعد میاید میگید دلمون تنگ شده😐😅
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 116 سعی میکنم ب
ولی دقت کردید آوید معیارهای رایج زیبایی توی جامعه ما رو نداره؟
پوستش سبزه ست، موهاش بهم ریختهست، چشمهاش رنگی نیست، بین دندانهاش یکم فاصله ست.
ولی با وجود همه اینا، زیباست.
میخوام بگم همه شما دخترهایی که این پیام رو میخونید، بینهایت زیبایید.
هرطور که هستید، تپل یا لاغر، سفید یا سبزه، با بینی کوچک یا بزرگ، با چشم رنگی یا مشکی و... زیباترین دختر روی زمین هستید.
هیچوقت ظاهر خودتون و دیگران رو از روی معیارهای رایج زیبایی قضاوت نکنید. این معیارها به ما تحمیل شدند تا دختران رو تبدیل به عروسکهایی شبیه هم کنند.
هرکس همونطور که خدا خلقش کرده زیباست. خلقت خدا قشنگه. خودتون رو توی آینه نگاه کنید و به خدا بگید: خدایا ممنونم که من رو انقدر قشنگ آفریدی، باطنم رو هم قشنگ کن.
اینم یادتون باشه که تسلیم این معیارهای زیبایی نشید و خلقت قشنگ خدا رو بخاطر حرف دیگران دستکاری نکنید؛ چه با عملهای زیبایی چه با مواد آرایشی (البته گاهی برای سلامتی نیاز به بعضی عملهای زیبایی هست که حسابش جداست).
ظاهر خودتون رو دوست داشته باشید، همونطور که هستید.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
✨بسماللهالرّحمنالرّحیم✨ 🌷 #ریحانه 🌷 ‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱 در فرهنگ ارو
✨بسماللهالرّحمنالرّحیم✨
🌷 #ریحانه 🌷
‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱
یک افراطِ اینچنین، در مقابل تفریط هم دارد. وقتی نهضتی به نفع زنان در چنان فضایی به وجود میآید، طبعاً دچار تفریطهایی از طرف مقابل میشود. لذا شما میبینید در طول چند ده سال، آنچنان فساد و بیبند و باری در غرب به وسیله آزادی زنان به راه افتاد و رواج پیدا کرد که خود متفکّران غربی را دچار وحشت کرد! امروز دلسوزان و مصلحان، انسانهای خردمند و باانگیزه در کشورهای غربی، از آنچه پیش آمده است، متوحّش و ناراحتند و البته نمیتوانند هم جلوِ آن را بگیرند. به عنوان این که میخواهند به زن خدمت کنند، بزرگترین ضربه را به زندگی او وارد آوردند. چرا؟ بهخاطر این که با بیبندوباری، با اشاعه فساد و فحشا و با آزادی بیقید و شرطِ معاشرت زن و مرد، بنیان خانواده متلاشی شد. مردی که میتواند آزادانه در جامعه اطفای شهوت کند و زنی که میتواند بدون هیچ ایراد و اشکالی در جامعه با مردان گوناگون تماس داشته باشد، هرگز در خانواده، همسران خوب و شایستهای نخواهند بود. لذا بساط خانواده متلاشی شد.
امروز یکی از بزرگترین بلاهایی که گریبان کشورهای غربی را بهشدّت گرفته و آنها را به وضعیت نامطلوب شدیدی دچار کرده، مسأله خانواده است. لذا هر مردی که شعار خانواده بدهد، از نظر غربیها و بخصوص از نظر زنان در غرب، یک فرد مطلوب و یک مرد محبوب است. چرا؟ چون از تزلزل بنیاد خانواده رنج میبرند؛ به خاطر این که متأسفانه غرب، خانواده؛ یعنی کانونی را که برای مرد و زن و بخصوص برای زن محیط امن و آرامش است، از دست داده است. بسیاری از خانوادهها متلاشی شدهاند. بسیاری از زنان تا آخر عمر تنها زندگی میکنند. بسیاری از مردان، زنِ مورد علاقه و مورد نظر خود را نمییابند و بسیاری از ازدواجها در اوّلین سالهای پیدایش از بین میرود.
💠بیانات امام خامنهای در دیدار جمعی از بانوان، ورزشگاه آزادی، ۱۳۷۶/۰۷/۳۰
ادامه دارد...
#دهه_فجر #لبیک_یا_خامنه_ای
https://eitaa.com/istadegi