روز و شبهای عجیبیه. عجیبِ خوب. عجیبِ دوست داشتنی. ذهنم پر از فکر و کلمهست. دلم بین احساسات مختلف و متعدد، در عین سنگین بودن سبُکه. یک سری نشدهای طولانی و کشدار که دائمی به نظر میومدن دارن تبدیل به شد میشن. بعضیاشون زمان میبرن. اما حس میکنم اینبار، اومدهن که بشن.
به نظرم بهترین تمثیل میتونه این باشه که این ایام، به زلالیِ اشکه. با تموم حسهای مختلفش.
و فکر میکنم که این حس خاص، بین آدمها مشترک باشه. حداقل الان.
دوست دارم به این حس اعتماد کنم و برم جلو..
فتوکل...
آقای دفتردار داشت به یه زوج طلاق که برای یه سری وکالت راجع به پسر نوجوونشون اومده بودن، فیلم زن و بچه رو پیشنهاد میداد و میگفت یه وقتا یه فیلم از ساعتها مشاوره مفیدتره
جالب شد
یک روز از همین روزها به جای منظم کردنِ گوشی و شبکههای اجتماعیم(که دیگه غیرممکنه) صورت مسئله رو پاک میکنم و از کل دنیای مجازی لفت میدم. میشم یک آدمی که در غار مینویسه و تدوین میزنه و آثارش رو به آدمهای بیرون غار میفروشه تا اونا منتشر کنن. اینجوری بازدهیم هم ۱۰ برابر میشه🙏🏻
📪 پیام جدید
واسه من که فقط از طریق مجازی میتونم این آثار رو ببینم و بخونم سخته که((:
ادیت های که رفته بین خاطرات گالری گوشی حیف نیست ادامه دار نباشه، یا ذوق بابت داستان ها و این جملات(((((:
#ناشناسِ_آشنا
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/itsphantom13/1750 نکنی این کار رو هاااا ، ما دلمون برات تنگ میشه!!🥺
#دایگو
قربون لطفتون برم من آخه😭😭
این فقط غر بود بخاطر شلختگیای دور و برم🥲 وگرنه که عملا نه میتونم نه دلم میاد چنین کاری کنم🥲