eitaa logo
عاشقان ثارالله مشهد و قم مقدس
937 دنبال‌کننده
31 عکس
6 ویدیو
79 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
خورشید زائر _ مهتاب زائر میشه قلب _ بی‌تاب زائر گنبد زیبا _ مرقد زیبا دست دنیا _ سمت آقا آقا آقا باز دوباره دل دیوونه - کفتره جلد رو ایوونه می‌تپه دل میونه سینه‌م _ با صدای نقاره‌خونه آقا آقا آقا آقا دلم تنگه بازم واسه صحن و گنبد دلم جا مونده توو قطار قم - مشهد ((یا علی ابن موسی الرضا)) بند دوم آدم خادم _ حوّا خادم اینجا حتی _ یحیی خادم سلطان آقا _ ای جان آقا امیده یک _ ایران آقا آقا آقا بهترین منظره‌ی دنیا _ گنبداز صحن‌گوهرشاده توو حرم حتی مسیحا هم - دخیل پنجره فولاده آقا آقا پناه دل‌تنگی واسه مردم ، مشهد دلم جا مونده توو قطار قم - مشهد ((یا علی ابن موسی الرضا)) بند سوم دلتنگی‌هام _ آروم میشه گنبد وقتی _ معلوم میشه زائر میشم _ وقتی تنهام حالم خوبه _ پیش آقام آقا آقا میدونم هیشکی ازین درگاه _ دست خالی برنمی‌گرده سینه‌ی پنجره فولادش _ مَحرم هرچی غم‌ودرده آقا آقا می‌چرخه دنیا بر مدار قم _ مشهد دلم جامونده توو قطار قم _ مشهد ((یا علی ابن موسی الرضا)) شعر و سبک:
خدای مهربانی هاست سلطانی که من دارم فدای مهر بسیارش دل و جانی که من دارم کنارش ذره ناچیز چون خورشید می تابد ندارد هیچ موری این سلیمانی که من دارم نمک پرورده ی دریای جودش بوده ام عمری پر است از شور احسانش نمکدانی که من دارم همیشه رو به گنبد با خدای خود سخن گفتم همیشه در حرم محکم شد ایمانی که من دارم نسیم رحمتش، بار گناه از دوش بردارد به آهی کاه گردد کوه عصیانی که من دارم به لطف گندمی که داده ام دست کبوترها دگر خالی نماند سفره ی نانی که من دارم چه فرقی می کند آهو، کبوتر یا که سگ باشم که او بی اعتنا باشد به عنوانی که من دارم به وقت مرگ می آید به بالینم یقین دارم شروع وعده های اوست پایانی که من دارم
شوقی نمانده در دل ما جز هوای دوست بار سفر ببند، خراسانم آرزوست... من رعیتی دهاتی‌ام و دورم از حرم صحن‌وسرای حضرت سلطانم آرزوست دلتنگ روی حضرت خورشید در شبم کنج حیاط دیدن ایوانم آرزوست از چشمه‌های روشن اذکار مختلف در این حریم ذکر "رضا جان"م آرزوست مست است هرکه آمده یک‌بار در حرم مستی در این حریم دوچندانم آرزوست گفت؛ از مقام شوق چه‌می‌دانی ای رفیق؟ گفتم؛ رفیق آنچه نمی‌دانم، آرزوست...! لطف عیان ایزد منّان تویی و من لطف عیان ایزد منّانم آرزوست بی‌برگ‌وبر درختم و در خواب غفلتم پایان فصل سرد زمستانم آرزوست
خورشید زائر _ مهتاب زائر میشه قلب _ بی‌تاب زائر گنبد زیبا _ مرقد زیبا دست دنیا _ سمت آقا آقا آقا باز دوباره دل دیوونه - کفتره جلد رو ایوونه می‌تپه دل میونه سینه‌م _ با صدای نقاره‌خونه آقا آقا آقا آقا دلم تنگه بازم واسه صحن و گنبد دلم جا مونده توو قطار قم - مشهد ((یا علی ابن موسی الرضا)) بند دوم آدم خادم _ حوّا خادم اینجا حتی _ یحیی خادم سلطان آقا _ ای جان آقا امیده یک _ ایران آقا آقا آقا بهترین منظره‌ی دنیا _ گنبداز صحن‌گوهرشاده توو حرم حتی مسیحا هم - دخیل پنجره فولاده آقا آقا پناه دل‌تنگی واسه مردم ، مشهد دلم جا مونده توو قطار قم - مشهد ((یا علی ابن موسی الرضا)) بند سوم دلتنگی‌هام _ آروم میشه گنبد وقتی _ معلوم میشه زائر میشم _ وقتی تنهام حالم خوبه _ پیش آقام آقا آقا میدونم هیشکی ازین درگاه _ دست خالی برنمی‌گرده سینه‌ی پنجره فولادش _ مَحرم هرچی غم‌ودرده آقا آقا می‌چرخه دنیا بر مدار قم _ مشهد دلم جامونده توو قطار قم _ مشهد ((یا علی ابن موسی الرضا)) شعر و سبک:
خدای مهربانی هاست سلطانی که من دارم فدای مهر بسیارش دل و جانی که من دارم کنارش ذره ناچیز چون خورشید می تابد ندارد هیچ موری این سلیمانی که من دارم نمک پرورده ی دریای جودش بوده ام عمری پر است از شور احسانش نمکدانی که من دارم همیشه رو به گنبد با خدای خود سخن گفتم همیشه در حرم محکم شد ایمانی که من دارم نسیم رحمتش، بار گناه از دوش بردارد به آهی کاه گردد کوه عصیانی که من دارم به لطف گندمی که داده ام دست کبوترها دگر خالی نماند سفره ی نانی که من دارم چه فرقی می کند آهو، کبوتر یا که سگ باشم که او بی اعتنا باشد به عنوانی که من دارم به وقت مرگ می آید به بالینم یقین دارم شروع وعده های اوست پایانی که من دارم
شوقی نمانده در دل ما جز هوای دوست بار سفر ببند، خراسانم آرزوست... من رعیتی دهاتی‌ام و دورم از حرم صحن‌وسرای حضرت سلطانم آرزوست دلتنگ روی حضرت خورشید در شبم کنج حیاط دیدن ایوانم آرزوست از چشمه‌های روشن اذکار مختلف در این حریم ذکر "رضا جان"م آرزوست مست است هرکه آمده یک‌بار در حرم مستی در این حریم دوچندانم آرزوست گفت؛ از مقام شوق چه‌می‌دانی ای رفیق؟ گفتم؛ رفیق آنچه نمی‌دانم، آرزوست...! لطف عیان ایزد منّان تویی و من لطف عیان ایزد منّانم آرزوست بی‌برگ‌وبر درختم و در خواب غفلتم پایان فصل سرد زمستانم آرزوست
خورشید زائر _ مهتاب زائر میشه قلب _ بی‌تاب زائر گنبد زیبا _ مرقد زیبا دست دنیا _ سمت آقا آقا آقا باز دوباره دل دیوونه - کفتره جلد رو ایوونه می‌تپه دل میونه سینه‌م _ با صدای نقاره‌خونه آقا آقا آقا آقا دلم تنگه بازم واسه صحن و گنبد دلم جا مونده توو قطار قم - مشهد ((یا علی ابن موسی الرضا)) بند دوم آدم خادم _ حوّا خادم اینجا حتی _ یحیی خادم سلطان آقا _ ای جان آقا امیده یک _ ایران آقا آقا آقا بهترین منظره‌ی دنیا _ گنبداز صحن‌گوهرشاده توو حرم حتی مسیحا هم - دخیل پنجره فولاده آقا آقا پناه دل‌تنگی واسه مردم ، مشهد دلم جا مونده توو قطار قم - مشهد ((یا علی ابن موسی الرضا)) بند سوم دلتنگی‌هام _ آروم میشه گنبد وقتی _ معلوم میشه زائر میشم _ وقتی تنهام حالم خوبه _ پیش آقام آقا آقا میدونم هیشکی ازین درگاه _ دست خالی برنمی‌گرده سینه‌ی پنجره فولادش _ مَحرم هرچی غم‌ودرده آقا آقا می‌چرخه دنیا بر مدار قم _ مشهد دلم جامونده توو قطار قم _ مشهد ((یا علی ابن موسی الرضا)) شعر و سبک:
بسم الله الرحمن الرحیم من اگه نمی‌شنوم ولی بجاش تو همه درد و دلامو می‌شنوی یا امام‌رضا اگه حرف نزنم از تهِ دلم صدامو می‌شنوی می‌دونم که هم‌صدای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای ی نگاهی آخری‌ها رو ببین یا رضایِ آذری‌ها رو ببین زیر پای زائراته دل ما پشت درها پادری‌ها رو ببین می‌دونم که تو دلای همه‌ای بخدا امام رضای همه‌ای ما همه مثل همیم کنار تو می‌خرن اینجا  دِلای زائرو برای شنیدن صدای تو گوشِ دل می‌خواد نه گوشِ ظاهرو تو اُمید گریه‌های همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای حال ما پیش شما فقط خوشِ حال ما پیش امام‌رضا خوشِ توی ایون طلا هوایی‌ام چقده هوای کربلا خوشِ تو  براتِ کربلای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای حرف من حرف دلای بی کسه یه امام‌رضا دارم واسم بسه اگه دنیا هم برامون قفسه یه امام‌رضا دارم واسم بسه استحابت دعای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای من اگه کم نمی‌یارم، همیشه مرحم شکستگی‌های منی به امیدی اومدم  ردم نکن که پناه خستگی‌های منی نه برای من برای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای باتو هیچی کم ندارم آقاجون میشه که روی منم حساب کنی اونقده مراقب دلم میشم تا من و آخرش انتخاب کنی هرچی غیر تو بخوام زیانمه حاجتم فقط امام زمانمه (حسن لطفی)
بسم الله الرحمن الرحیم ترکیب‌بند مدح و مرثیه ایام زیارت مخصوص و مختوم به دعا برای فرج به دست لطف تو معنای کم؛ "فراوان" است که درحریم تو "دارالکرم" فراوان است زبان گریه‌ی بی‌اختیار می‌گوید؛ "و یَسمَعونَ کَلامی" که غم فراوان است به کیمیای تو هر قطره می‌رسد به کمال کنار آب‌خوری جام جم فراوان است قرار شد که کنار تو بشکند تبعیض اگر که هم عرب و هم عجم فراوان است نمونه‌اند سلیمان و حاتم طائی گدا برای تو از این رقم فراوان است قسم به جان جواد تو می‌دهم گرچه برای عرض نیازم قسم فراوان است به شعر ساده‌ی من هم صله عنایت کن اگر چه دور و برت محتشم فراوان است دودست خالی و بار گناه آوردم به بارگاه تو آقا پناه آوردم... دوباره عرض‌ادب، عرض‌احترام از دور دوباره قسمت ما می‌شود؛ "سلام از دور" "سلام حضرت سلطان، مرا نمی‌طلبی؟" ببین چقدر فرستاده‌ام پیام از دور منی که دست به‌سینه گذاشتم هرصبح، سلام داده‌ام از روی پشت‌بام، از دور...! اویس نیستم، اما نسیم رحمت تو همیشه درد مرا داده التیام از دور نگاه نافذ تو آهوی خیال مرا به یک اشاره‌ی کوتاه کرده رام از دور به‌رغم فاصله، گلدسته‌های تو انداخت کبوتر دل تنگ مرا به دام از دور دلم هوایی دیدار توست از نزدیک... اگرچه لطف تو بوده‌ست مستدام از دور امید ما کرم توست یا امام رضا زیارت حرم توست یا امام رضا خوشا به حال هرآن‌کس که شد مسافر تو که جنّ و انس و ملک بوده‌اند زائر تو تمام ثروت عالم نصیب آن دل شد که مشهدی شده و آمده مجاور تو دل کبوتر صحن تو شاد خواهد شد دمی که پر بزند در حریم طاهر تو رضای توست رضای خدا امام رضا گذشته است اگر از همه به خاطر تو چقدر در دل خود با تو حرف‌ها دارد که بین قافیه‌ها گم شده‌ست شاعر تو حدیث جابر پیغمبر است مدرک ما به کافری هرآن کس که بوده کافر تو به لطف توست که ما گریه‌کن شدیم آقا هزارشکر که شد رزق ما شعائر تو اگرچه باعث خوشحالی است آمدنت ولی برای تو سخت است دوری از وطنت تو ای امام که از خاندان خود دوری غریب و خسته و تنهاترین و مهجوری جهان برای تو زندان تنگ و تاریک است به این دلیل که از خانواده‌ی نوری همین بس است برای غم تو ای آقا که در پذیرش حکم خلیفه معذوری چه صرفه‌ای‌ست در این منصب بلابهره برای تو که ولی‌عهد می‌شوی زوری؟ چقدر تهمت بی‌جا زدند نامردان ولی غمی به سلیمان نیامد از موری شهادت است فقط ارث خانواده‌ی تو تو نیز کشته‌ی زهر درون انگوری برای گریه به مظلومی حسین از تو رسیده‌است به ما روضه‌های مشهوری تو مُشرِفی به غم کربلا، تو روضه بخوان... تو روضه‌خوان حسینی، بیا تو روضه بخوان دلم گرفته از این روزگار یابن‌شبیب! ببین اسیر خزان شد بهار یابن‌شبیب! به‌هوش‌باش که "اِن کُنتَ بَاکیاً لِشَّیء" فقط برای حسینم ببار یابن‌شبیب همان که از اثر تشنگی به چشمانش شد آسمان و زمین چون غبار یابن‌شبیب همان که آب شد از آن زمان که بر نی دید که شد به نیزه سر شیرخوار یابن‌شبیب حجاب عرش خداوند بود عمه‌ی ما که شد به ناقه‌ی عریان سوار یابن‌شبیب از اهل‌بیت اسارت نرفته بود زنی علی‌الخصوص در آن گیرودار یابن‌شبیب ولی بدان پسرم انتقام می‌گیرد کشیده‌ایم اگر انتظار یابن‌شبیب به نیّت فرج عاجل امام زمان دعا کنیم برای دل امام زمان به هر نوشته‌ی دیگر مقدم است هنوز کسی‌که هرچه بگوییم از او کم است هنوز علاج هجر به‌جز صبح بودن او نیست که بزم هر شب ما طالب غم است هنوز خودش وحید و فرید و طرید خوانده شده ولی پناه و امید دوعالم است هنوز به انتقام عزیزان دین می‌آید او که روی گنبد اسلام ‌پرچم است هنوز اگرچه نیست، ولی لحظه‌لحظه با یادش بساط عاشقی ما فراهم است هنوز برای شستن درد فراق کافی نیست که روی گونه‌ی ما اشک نم‌نم است هنوز؟ خدا کند که به او مژده‌ی ربیع دهند که صبح‌وشام برایش محرم است هنوز دعا کنیم شب هجر را سحر برسد زمان غیبت مولای ما به سر برسد
خدای مهربانی هاست سلطانی که من دارم فدای مهر بسیارش دل و جانی که من دارم کنارش ذره ناچیز چون خورشید می تابد ندارد هیچ موری این سلیمانی که من دارم نمک پرورده ی دریای جودش بوده ام عمری پر است از شور احسانش نمکدانی که من دارم همیشه رو به گنبد با خدای خود سخن گفتم همیشه در حرم محکم شد ایمانی که من دارم نسیم رحمتش، بار گناه از دوش بردارد به آهی کاه گردد کوه عصیانی که من دارم به لطف گندمی که داده ام دست کبوترها دگر خالی نماند سفره ی نانی که من دارم چه فرقی می کند آهو، کبوتر یا که سگ باشم که او بی اعتنا باشد به عنوانی که من دارم به وقت مرگ می آید به بالینم یقین دارم شروع وعده های اوست پایانی که من دارم
شوقی نمانده در دل ما جز هوای دوست بار سفر ببند، خراسانم آرزوست... من رعیتی دهاتی‌ام و دورم از حرم صحن‌وسرای حضرت سلطانم آرزوست دلتنگ روی حضرت خورشید در شبم کنج حیاط دیدن ایوانم آرزوست از چشمه‌های روشن اذکار مختلف در این حریم ذکر "رضا جان"م آرزوست مست است هرکه آمده یک‌بار در حرم مستی در این حریم دوچندانم آرزوست گفت؛ از مقام شوق چه‌می‌دانی ای رفیق؟ گفتم؛ رفیق آنچه نمی‌دانم، آرزوست...! لطف عیان ایزد منّان تویی و من لطف عیان ایزد منّانم آرزوست بی‌برگ‌وبر درختم و در خواب غفلتم پایان فصل سرد زمستانم آرزوست