هدایت شده از آیات غمزه
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
محمد مرادی
"به کودکان پرگشودهی سرزمینم در جنگ دوازدهروزه که نیمکتها و صندلیهایشان، اینروزها خالی است"
کجای حادثه ماندی؟ بگو امیر علی؛
تمام آن شب را موبهمو امیر علی!
بگو چهشد عطش خوابهای کودکیات؟
از انفجار از آتش بگو، امیر علی!
تو خواب بودی و لبریزِ زندگی، پسرم!
که با گدازه شدی روبهرو، امیر علی!
بخواب، خواب در این روزگار، شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
بخواب دختر خوبم! بخواب مرسانا!
بدون قصّهی درس و کتاب، مرسانا!
تمام شد همهی غصّههای کودکیات
بخند! بیغم و بیاضطراب، مرسانا!
عزیز کوچک من، بازی تو لالاییاست
به روی بالش رویا بخواب، مرسانا!
بخواب! خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
به سمت پنجره، پرواز کن! محدثهجان!
کبوتری شو و پر، باز کن! محدثهجان!
بگیر دست محمدرضا، برادر، را
جهان تازهای آغاز کن، محدثهجان!
فرشتهای به ملاقاتتان میآید، بَه!
کمی برای خدا ناز کن، محدثهجان!
بخواب! خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
به روی بالشی از نور، بیصدا، آرام؛
بخواب و دور شو از چنگ دردها... آرام!
به فکر بازی توپ و حیاط و کوچه نباش
بپر به آنطرف کوچهی خدا...آرام!
صدای قلب تورا بمبها نمیفهمند
ببند چشمانت را... علیرضا... آرام؛
بخواب! خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر، فقط این است
بدون درد و غم و واهمه، بخواب گُلم!
در این جهانِ پر از همهمه، بخواب گلم!
بپوش چادر مشکیت را و پاک و نجیب
بخواب دخترکم فاطمه! بخواب گلم!
بخند فاطمهجان! مرگ خواب زیبایی است
عروسکی شو و بیواهمه، بخواب گلم!
بخواب! خواب در این روزگار، شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر، فقط این است
شب تولد و شادی است، ها! مطهره جان!
بیا و جیغ بکش، ها! بیا! مطهره جان!
کفن بپوش که این طرحِ برف شادی توست
بپر در آنطرف ابرها، مطهرهجان!
بخواب دخترم و خوابهای خوب ببین!
لالا لالا لالالالا لالا... مطهرهجان!
بخواب، خواب در این روزگار شیرین است
که سهمتو ز حقوق بشر فقط این است
لباس تو خاکی شد...نترس... خاکی باش!
تو جویبار زلالی، نماد پاکی باش!
برو به شهر خدا، پیشِ پیشِ او آنجا
از این زمانهی کودکستیز... شاکی باش!
تمام جسمت خاکی شده است؟ عیبی نیست
شبیه کعبه، محمدحسین... خاکی باش!
بخواب، خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر، فقط این است
سلام محیا! گلدخترم! عروسک من!
سلام باغ گلِ برگریزِ کوچک من!
بخند و موی طلاییت را به باد بده
عزیز من! دل و جانم! گلم! وروجک من!
زمین برای تو امروزه، جای خوبی نیست
به روی دوش ملایک بخواب کودک من!
بخواب! خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
چه موی ناز و قشنگی، شبیه ماه شبی!
چه خندهای! چه نگاهی! چه عشوهای! چه لبی!
برای قهقه بابا، بهانهای ناگاه!
برای خندهی مادر، دلیلِ بیسببی!
از آن دقیقه از آن شب بگو، عزیز دلم
چه دیدهای ایماجان! خدای من!... چه شبی!
بخواب، خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
بخند مثل گل نوبهار هانیهجان!
تورا به بمب... به موشک چهکار؟ هانیهجان!
بگیر دست پر از مهر و نور زهرا را
چه خواهری! گل باغ بهار... هانیهجان!
بخواب راحت! تا مثل تو... محمدعلی
میان خواب، بگیرد قرار... هانیهجان!
بخواب، خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
دو خواهرند که همدرد و همزبان همند
دو خواهرند که گلهای بوستان همند
شبیه دخترکان گلم، ضحا و سنا
دو خواهرند که عمر همند جان همند
بخواب! فاطمهجان پیش خواهرت زهرا
شبیه گنجشکانی که عاشقان همند
بخواب! خواب در این روزگار، شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
حقوق زور، حقوق کلک، حقوق فریب
حقوق حافظِ قاتل، حقوق دزد نجیب
حقوق کشتن آوارگان سنگ به دست
مدافع همهی قتل عامهای عجیب
حقوق ننگِ تمدن، حقوق ختمِ بهشر
حقوق ظلم و تجاوز حقوق مکر و فریب
بخواب! خواب در این روزگار شیرین است
که سهم ما ز حقوق بشر، فقط این است
#محمد_مرادی
#بازگشایی_مدارس
#کودکان_شهید
@mmparvizan
@ayateghamze
نمی ارزی به آب بینی بز آه ای دنیا
که در تو می شود تقدیم رقاصه سر یحیی
و در تو می شکافد فرق إبن الکعبه را ملجم
سر سجده به شمشیری که آغشته است با صد سم
حسين ابن علی غلطیده در خون، در تو در گودال
و شمر و خولی و امثالهم از قتل او خوشحال
و در تو بمب می بارند بر بیروت غیرت، آه!
و می خندد لبی شیطان صفت از قتل نصرالله
بخند ابلیس، عمر خنده ات بسیار کوتاه است
که فصل ناگزیر گریه هایی تلخ در راه است
اگرچه دم به دم از داغ هایی تازه می سوزیم
نه می ترسم نه غمگینم خدا با ماست پیروزیم
خدا با ماست یعنی دست حق در آستین داریم
خدا با ماست یعنی تکیه بر حبل المتین داریم
خدا با ماست یعنی راه و رسم این جهان با ماست
زمین با ماست، دریا، کوه و جنگل، آسمان با ماست
خدا فرمان دهد با یک مگس ته می کشد نمرود
و آهن می شود مومی میان پنجه داوود
خدا فرمان دهد آماده رزمند طوفان ها
و مامور خدا گردند شن ها در دل صحرا
چه می بافید در سر از خیال خام صهیون ها
که بیت العنکبوت اصلا ندارد تاب طوفان را
دوباره داستان جنگ با اعوان جالوت است
ننوشد آب بی رخصت، کسی که جلد طالوت است
که مشتی آب هم از رود دنیا، می برد دل را
و مهمان می کند در باورت تردید و دل دل را
کسی که پیش روی ماست شیطان است، مردم نیست
میان ما و شیطان صحبت از سوء تفاهم نیست
ننوش آب و ببین باند جنایتکار قاتل را
میان ما و اسرائیل جنگ حق و باطل را
اگرچه رود دنیا پیش روی ماست اغواگر
ولی سیراب ایمانند بسیاری از این لشگر
قسم بر خون پاک هرچه مظلوم است تا هابیل
برادر نیستم تا عمر دارم با بنی قابیل
قسم بر خواب سرخ کودک معصوم غزاوی
ابابیلانه می باریم بر هذیانتان سجیل
خدا با ماست یعنی معجزه با ماست همسنگر
و می بلعد شما را رود اردن مثل رود نیل
چه نزدیک است روزی که نه یک کشور، نه یک قریه
که نام یک طویله در جهان هم نیست اسرائیل
فلسطین عاقبت از لوث صهیون پاک خواهد شد
در أقصی آیه إنا فتحنا می شود ترتیل
#فاطمه_موسی
#سید_حسن_نصرالله
#مقاومت
https://eitaa.com/jandarand
هدایت شده از ماه در دست(فائزه امجدیان)
﷽
پایان ندارد راه، «بسم الله» زندهست
خون داده این امت ولی خونخواه زندهست
آن صبح خوش غیرت که از آغوش این خاک
دستان شب را می کند کوتاه زنده ست
ای رود سرگردان نمانی! راه پیداست
ای راه ناپیدا نباشی! ماه زندهست
ما بیگمان آهی گریبانگیر هستیم
آیینه را کشتند اما آه زندهست
برخیز، برخیز و یهودا را خبر کن
یوسف نمیمیرد درون چاه، زندهست!
سبز است، نامیراست، حتی بین آتش
سروی در آغوش شهادتگاه زندهست
شیطان به رقص آمد که «نصرالله» رفته
قرآن به حرف آمد که «حزب الله» زندهست
❤️🩹صلواتی تقدیم کنیم به سید مقاومت
#فائزه_امجدیان
🦋 @Amjadiyan_Faezeh
گم شدم زیر این سقف دودی
بین این خانه های عمودی
شهر را شهر بلعیده انگار
نه هوایی نه باغی نه رودی
پیش هر پل گذرگاه پستی
در پس هر فرازی فرودی
هرچه گنجشک از شاخه ها پر
هرچه شاخه است رو به خمودی
هرچه سبز است، خاکستری رنگ
هرچه آبی شبیه کبودی
تشنه چشم های تو بودم
هرچه گشتم نبودی نبودی
#
باز باران دلم را ورق زد
من نمی دیدم اما تو بودی
#فاطمه_موسی
https://eitaa.com/jandarand
رمی بالعصا جیش العدو وصیة
لمن عنده غیر العصي و ما رمی
عصا را به سمت لشگر دشمن پرتاب کرد
تا وصیتی باشد
برای کسی که بیش از عصا در دست دارد
و پرتاب نمی کند.
#تمیم_البرغوثی
https://eitaa.com/jandarand
دیروز
در تنور داغ برادرم
کلوچه پختیم
و بین همسایه ها خیرات کردیم
بعد روی خرابه های خانه نشستیم
تخمه شکستیم
و به دوربین ها لبخند زدیم
شب صدای دندان قروچه ات
در بی پناهی خانه های پارچه ای پیچید
دیدیم
هنوز زورت به ایمان ما نمی رسد
#
امروز
لباس های کهنه خانواده ام را
از زیر آوار بیرون کشیدم
و کاشتم
در خاکی که از آن زیتون می روید و سنوار
می توانی مرا خلع سلاح کنی
روزی که ذرات زندگان ابدی ما را از این خاک بیرون بکشی
#
من نامنظمم
شبیه جنگ های چریکی
شبیه صاعقه هایی که صبح عید
مستی را از سرت پراند
و از سر دنیا هم
تو نامنظمی
شبیه گدازه های سوخته ای که از کوره در می روند
شبیه دست و پا زدن پیش از مرگ
در این نفس های آخر
خوب مرا تماشا کن
که در امتداد دریا
زنده تر از همیشه
به خانه برمی گردم
#فاطمه_موسی
#غزة
https://eitaa.com/jandarand
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کُلَّما عِفْتُه رَجَعْتُ إلیه
کَرُجوع الأفیاء للأغصاني
#احمد_صافي_النجفی
هر وقت رهایش کردم
به سویش بازگشتم
مثل برگشتن سایه ها
به سوی شاخه ها
#عشق_الهی
https://eitaa.com/jandarand
باخبر شدم فاطمه جان عارف نژاد ،شاعر عزیز و دوست دوستداشتنی در بیمارستان بستری هستند.
ممنون میشم برای سلامتیشون حمد شفا و صلوات قرائت کنید.