#ای_غبار_خاک_پایت_توتیای_چشم_من
پیرزن عرب با لطافتی عمیق و معرفتی ناب، چشم دوخته بود به خاک و شنهای جمع شده روی فرش صحن، که از لباس و پاهای زوار اباعبدالله باقی مانده بود. با دستهای چروکیدهاش شروع کرد به جمع کردن آرام آرام آن خاک و خاشاکها.
یک لحظه فکر کردم دارد فرش را تمیز میکند، که البته در میانشان این کار مرسوم نیست. کمی که جمع شد، خاک و شنها را برداشت و با احترام، چندین و چند بار، روی چشمها و صورت و بدنش کشید. بعد هم سلام و صلواتی فرستاد و منِ تماشاچی را غرق در بیکران محبت حسین(علیه السلام) کرد.
#ف.خ.
جان و جهان ... 🌱
http://eitaa.com/janojahanmadarane
https://ble.ir/janojahan
https://rubika.ir/janojahaan