_ بسیاری از متنهایی که در کانال جان و جهان، با نظم و ترتیب پشت سر هم مینشینند، حاصل قلم زدن مادرانی هستند که در گروهی به نام «مداد مادرانه» دور هم جمع شدهاند و مشقِ نوشتن میکنند.
سرنخی که اخیراً اهالی مداد درباره آن نوشتهاند، از این قرار بوده: *طوفانالاقصی چه تحولی را در شما و زندگیتان ایجاد کرده؟* _
#تو_چراغ_خود_برافروز
- دنیا دنیای اونهاست، هر جور بخوان میسازنش، ما هم توش بازی میکنیم، درست همونجوری که اونها میخوان، انگار راه فراری هم نیست.
- ما تهِ تهِش که البته همینم بعیده، نهایت بازدهمون میشه کار هوش مصنوعی. چرا باید اینقدر زور بزنیم فکر کنیم؟ اصلاً گیرم که زدیم رو دست هوش مصنوعی و ذهن خلاق و ایدهپردازمون رو هم به رخ کشیدیم، چه فایده داره؟
- وقتی که زور ما خیلییی کمه و دستگاه مدرنیته و سرمایهداری راحت داره جامعه ما و مردم جهان رو قورت میده این حرکتهای کوچولوی ما به چه دردی میخوره؟
- ...
ور کمالگرایم، همان وری که از بچگیام میخواسته تمام دنیا را، دقیقاً تمام دنیا را بغل کند و از چنگ ظلم و تحمیق و بیعدالتی نجات بدهد و به ساحل امن سلامتی و سعادت برساند، مدام درگیر همسایهی سرسختی بوده که کم پیش میآید برایش مزاحمتی ایجاد نکند.
ور کمالگرایم مدام میگوید تمام رسالت زندگی تو نجات دادن کل دنیاست و اگر نتوانی این کل را نجات بدهی پس هیچ کاری نکردهای، هیچ کار! اما سخنش تمام نشده همسایهی فضولش ناامیدی میپرد وسط و تمام حرفهای بالا را پیش میکشد. حرفهایی که از قضا پا در واقعیت هم دارد و برای همین آدم را از پا میاندازند.
✍ادامه در بخش دوم؛