eitaa logo
جان و جهان | به روایت مادران
534 دنبال‌کننده
1هزار عکس
48 ویدیو
2 فایل
اینجا هر بار یکی از ما درباره چیزی سخن میگوید، از آفاق تا انفس.🌱 ارتباط با ما؛ @mhaghollahi @zahra_msh
مشاهده در ایتا
دانلود
آخرش یک کار بانکی مجبورم کرد مسیری که هر روز سواره یا از یک خیابان دیگر می‌رفتم، این بار پیاده بروم و درست از جلوی مکتب نرجس رد شوم. چند دقیقه بی‌اعتنا به باران ایستادم و نگاهش کردم و بعد از کوچه روبه‌رویی‌اش که به اسم موسس مکتب، بانو طاهایی است دویدم تا زودتر برسم. راستش همه تصاویرم از بانو فاطمه(اشرف) سید خاموشی معروف به بانو طاهایی درست مثل عبورم از کوچه هم‌نامش، تند و سرسری بود. نهایتش تصویر یک بانوی سن و سال‌دار حوزوی که رویش را قرص چسبیده! تا این‌که ظهر همان روز مجبور شدم برای کاری کتاب «زن‌ها روحانی نمی‌شوند» را بخوانم. کم‌کم ساختمانی که توی ذهنم از این نوع آدم‌ها ساخته بودم، فروریخت. بخش اول کتاب در حوالی سال چهل می‌گذرد؛ تقلاهای بانو طاهایی برای ورود به حوزه علمیه که انگار در آن جایی برای زنان نیست. الله اکبر! در آن زمان، یک زن، در آن فضا! جلوتر می‌روم. بخش بعدی زنی را می‌بینم که کنار پنجره نشسته و درختان بی‌بار و برگ زمستان روحش را تکان می‌دهد؛ جوری که جسمش را برای بزرگ‌ترین کارها بسیج می‌کند. لیلا، زن همسایه که دغدغه‌اش رنگ مو و فرم فلان لباس بوده، می‌شود پامنبری زنی که توی اوج اختناق پهلوی، مدرسه زنانه می‌سازد! مدرسه‌ای که پر از اتفاقات ریز و درشت است؛ درگیری با ساواک به خاطر فعالیت‌های انقلابی مکتب، برخورد با کمونیست‌ها، ورود بهایی‌ها و خارجی‌ها و... . ✍ادامه در بخش دوم؛