eitaa logo
جان و جهان | به روایت مادران
533 دنبال‌کننده
1هزار عکس
48 ویدیو
2 فایل
اینجا هر بار یکی از ما درباره چیزی سخن میگوید، از آفاق تا انفس.🌱 ارتباط با ما؛ @mhaghollahi @zahra_msh
مشاهده در ایتا
دانلود
خانم جوانی بی‌حجاب نشسته جلوی امام خمینی. ظاهراً می‌خواهد تأیید و همدلی‌ امام را بگیرد. راضی و خاطرجمع و امیدوار می‌گوید: «اینکه من رو به عنوان یه زن پذیرفتین، نشون‌دهنده‌ی اینه که نهضت ما نهضتی مترقیّه. با وجود این که سعی کردن اونو نهضتی عقب‌مونده جلوه بِدن. ممکنه بفرمایید که آیا زنای ما باید حتما یه چیزی به اسم حجاب داشته باشن؟ روسری حتماً داشته باشن؟» طبق معمول، سر سوزنی حجم و لحن صدای امام بالا و پایین نمی‌شود. معتدل و ملایم، انگار نسیم مُشفق فروردین روی گندم‌زار. طبق معمول، آدرِنالین با دریغ و حسرت، چشم‌انتظارِ رخصت این مرد است. طبق معمول چشم‌های لاهوتی‌اش را به جایی می‌دوزد که هم بازَند و هم کسی را نمی‌بینند: «اما اینکه شما را پذیرفتم، من شما را نپذیرفتم. شما آمدید. من نمی‌دانستم که شما می‌خوایْد بیایْد اینجا که بگید پذیرفتم. اینم دلیل بر این نیست که مترقی‌ست اسلام؛ به مجرد اینکه شما آمدید اینجا دلیل بر این است که اسلام مترقی‌ست. ترقی‌یَم به این نیست که زن‌ها خیال کردند و مردهای ما خیال کردند. ترقی به کمالات انسانی و نفسانی و با اثر بودن اقشار در ملت و در مملکت و اینهاست نه به اینکه سینما بِرَند و دانس بِرَند. این ترقیاتی که محمدرضا برای شما درست کرده شما را به عقب رانده‌ست که ما بعدها باید جبران کنیم اینها را. شماها آزادید در کارهای صحیح، در دانشگاه برید. هر کاری را که صحیح است بکنید.» ✍ادامه در بخش دوم؛