🍹
آری؛ ره نجات، تولّی _ تبرّی است
از این دو بوده گر که به جایی رسیدهایم
یک سالی است که مجموعه اشعار حاج #محمود_ژولیده را در دست بررسی دارم؛ گاهی ابیات یا مصاریع درخشانی میبینم که افسوس میخورم که چرا و چطور مغفول مانده است.
#محمود_ژولیده
#تکبیت
#تبری
#جواد_هاشمی_تربت
@javadhashemi_torbat
http://www.instagram.com/javadhashemi69
#تکبیت
#تبری
چند روزی است که سرخ است لباس تن من
"چشم بد دور از این جامه که بر تن دارم!"
مصراع دوم، تضمینی از #صائب_تبریزی است.
#جواد_هاشمی_تربت
#عکس (از جلسهی فرات)
@javadhashemi_torbat
http://www.instagram.com/javadhashemi69
کی باشد آن زمان که کنم جان خود نثار؟
زین مژده: آن که مهدی صاحبزمان رسید
بیت خوب و مهدوی از شاعرهی سدهی یازدهم از اهالی دُرّان.
از واژهی تخلّصش به شدّت و بحمدالله نفرت تمام دارم لذا نام شاعر را نمیبرم.
#شعر_مهدوی
#مطالعه
#تکبیت
#جواد_هاشمی_تربت
http://www.instagram.com/javadhashemi69/
@javadhashemi_torbat
بیت منتشر نشده
از پنجتن هر آن چه ودیعت که داشتی
آن را به پنج نقطهی نامت گذاشتی
#تکبیت
#جواد_هاشمی_تربت
http://www.instagram.com/javadhashemi69/
@javadhashemi_torbat
#تکبیت
خدا به طفل بُوَد مهربانتر از مادر
من ار به گور رسم، خواب گاهواره کنم
#شوقی_اصفهانی، دیوان، ص ۲۷۳
#جواد_هاشمی_تربت
http://www.instagram.com/javadhashemi69/
@javadhashemi_torbat
خون، حرام آمد ولی خون عدوی مرتضی
گر همه خون پدر باشد که شیر مادر است
بیتی از #عامی_نهاوندی
(کتاب #شاعران_کرد_پارسیگوی)
#تبری
#تکبیت
#بازنشر
#جواد_هاشمی_تربت
@javadhashemi_torbat
#حضرت_زهرا_سلاماللهعلیها
#بازنشر
#تکبیت
ای مادر حسین و حسن! مام زینبین!
من هم اجازه هست که «مادر» بخوانمت؟
#جواد_هاشمی_تربت
http://www.instagram.com/javadhashemi69/
@javadhashemi_torbat
✍️
نه قهوه
نه نسکافه
نه دمنوش
نه چای
دیشب
من و یار
خورده بودیم گره
یا:
نه قهوه، نه نسکافه، نه دمنوش، نه چای
دیشب من و یار خورده بودیم گره
انتشار این تکبیت (در وزن رباعی و با فضای عاشقانه و شاید مورد پسندتان)، اوّل از باب هدیهی زادروز خودم(🌷) و دوم تغییر ذائقه(🍧) و سوم پیشگیری از این که فردای روزگار به نام کسی دیگر ثبت شود(😎)، انجام شد و به استحضار میرساند سرودهی اواسط فروردین همین سال است (۱۴۰۴ شمسی).
📧راستش بابت نشر، کمی مردّد بودم تا این که دیروز در یکی از کانالها بیتی عاشقانه از #نیر_تبریزی که از شعرای مشهور عاشورایی و از علمای مطرح است، در کانالی دیدم و امروز هم (کمی تا قسمتی ناباورانه) در دیوانش جستم و یافتم؛ بنابراین تصمیم نهایی را ملوکانه گرفتم. نیّر تبریزی گوید:
گفتم: میانهی دو لبت چیست؟ گفت: هیچ
ای من ببوسم آن لب شیرینجواب را!
#رباعی
#تکبیت
#اول_اردیبهشت
#جواد_هاشمی_تربت
http://www.instagram.com/javadhashemi69/
@javadhashemi_torbat
✍️
#تکبیت
بُوَد امید به دست علی که دست خداست
ز دست دشمن دون، مُلک را نگه دارد
1️⃣این که با اوضاع فعلی کشور، ناخواسته در لابهلای تحقیق با این بیت مناسب مواجه شوی، به کنار.
2️⃣این که در معرّفی این شاعر گمنام که با سیّد مهدی قوام آشنایی داشته، خوب است متنی بنویسی به کنار.
3️⃣این که تمام کتاب با خطّ نستعلیق خود شاعر نوشته و چاپ شده به کنار.
4️⃣این که میخواهی بگویی یک نسخه از "نوای مهر" اثر شاعری با تخلّص "کیفر" برای #فروش داری به کنار.
پس چی؟
وقتی چشمم به شماره صفحهی کتاب💜 میافتد، بال در میآورم.
#حسین_مظلوم_کیفر
#جواد_هاشمی_تربت
http://www.instagram.com/javadhashemi69/
@javadhashemi_torbat
#بداهه
#تکبیت
#خاطره
دیروز ظهر (۸ مرداد ۱۴۰۴) در روضهی حضرت رقیّه سلاماللهعلیها، آقا #سید_مهدی_طاهوی، بعد از آقایان #جواد_حیدری و #محمدعلی_بیابانی، ابیاتی از غزلی را خواند که آن موقع یادش نبود از کیست.
در حین خواندنش فیالبداهه بیتی به ذهنم آمد که فیالفور ویرایش کردم و خواستم از انتهای مجلس با صدا بخوانم که شرایط جلسه اجازه نداد. افسوس خوردم که چنین بیت و چنین لطفی مکتوم ماند. دو بیت غزل این است و باقی در کانال "رضیع الحسین علیهالسّلام":
درد دارم؛ غصّه دارم؛ گریه دارم صبح و شام
جملههایم نامرتّب؛ حرفهایم ناتمام...
کاش مثل دختر مسلم همان عصر دهم
کربلا میمردم و هرگز نمیرفتم به شام!...
و امّا بداههای که هدیهی حقیر به این شعر میتواند قلمداد شود و جایش مقطع غزل است:
گوشواره نه؛ لباس خوب نه؛ خلخال نه
من تو را میخواهم ای بابای خوبم!؛ والسّلام
وقتی عصر دریافتم که شعر، مشترکا" از آقایان #جواد_حیدری و #سید_پوریا_هاشمی بوده، حسرتم بیشتر شد که کاش در روضه خوانده بودم.
البتّه در آخر جلسه به خود سیّد مهدی گفتم.
[یا علی]
#جواد_حیدری
#سید_پوریا_هاشمی
#جواد_هاشمی
http://www.instagram.com/javadhashemi69/
@javadhashemi_torbat