ج | محمّد جاویدی
Every Muslim’s dream 😭 https://youtube.com/shorts/Y0gdrm9heE8?si=xa9FvDiBQN1X8l_T
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ ۖ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ ۖ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَٰلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا
😢
هدایت شده از دانشطلب
اسلام، چپ یا راست؟
دوگانه فقه و کلام در اقتصاد اسلامی
چون اسلام پیش از دوره مدرن ظهور کرده متن آن آماده تفسیر به هر دو گرایش چپ و راست است. مثل ماده خامی که میتوان به هر شکلی درآورد. در واقعیت نیز از چپ رادیکال تا راست افراطی توانستهاند برداشتهای خودشان را با قرآن و حدیث تطبیق بدهند. بنابراین قبل از استشهاد به متون، به یک دیدگاه کلی نیاز داریم تا نشان بدهد روح کلی اسلام به کدام سو مایل است و اگر در دوره جدید نازل میشد با کدام گرایش اقتصادی همساز بود. از این رهگذر میتوانیم تطبیقهای دینی را از منظر کلان یا با نظر به جهتگیریها نقد کنیم.
چکیده بحث این است که در مذهب شیعه اگر رویکرد کلامی داشته باشیم عدالت (چپگرایی) پررنگ میشود و اگر فقه سنتی را ملاک بگیریم آزادی (راستگرایی) چیرگی پیدا میکند. انقلاب اسلامی در حرکتی فرارونده از فقه به کلام رخ داد و منظور از کلام اینجا نه الهیات به معنای خاص، بلکه بحثهایی است که پیرامون «تکلیف دین بر بشر» یا برعکس «انتظار بشر از دین» صورت میگیرد. این بحثها در دوره مدرن بالاگرفت و به خصوص از آن باب که مسلمانها دچار ضعف و موضوع سلطه بیگانهها شدند صورتهای حاد سیاسی پیدا کرد.
هشدار مهم این است که دوره سنت را نباید ملاک بگیریم. «سنت» واقعیتهای تاریخیِ پس از خلافت امیرالمومنین است یعنی سلطنتهایی که با میراث ایرانی و رومی آمیخته شدند و شریعت در آنها اولویت نداشت. در آن دوره، دینِ سنتی نتوانست دربارها را از جور و استبداد، زمینداران را از بهرهکشی، مالکان را از استثمار و رباخواران را از غارت بازدارد. فقهی که در چنان فضایی رشد کرده طبیعتا نامتوازن است (عبادات و معاملات در آن پروار اما بحثهای اجتماعی و حکومتی نحیفاند) پس قوای قابل اعتنایی برای خروج از سنت ندارد.
در مواجهه با استعمار، نیروی توده آزاد شد و امکانهای جدیدی برای پیادهسازی احکام به دست آمد. در ایران این نیرو اولین بار در تنباکو جوشید و مردم در سپهر عمومی خودنمایی کردند. فقه چند دهه پس از ناکامی در جهاد با روسیه بار دیگر خودش را محک زد، در تنباکو به مسئلهای کلان (سلطه انگلیس) پاسخی اجتماعی داد و این بار موفق شد. از همین نقطه عزیمت، آشکار آمد که هر نظری درباره اقتصاد، مثل آزادی معاملات، در پیوند با سیاست و روابط بینالملل قرار میگیرد و همه ذیل بحث از جامعه و حکومت دینی معنی پیدا میکند. این ارجاع به همان رویکرد کلامی یا انتظار بشر از دین است.
از تنباکو به بعد «استقلال» در صدر نشست و نخ تسبیحی شد تا تحولات بعدی را به هم مرتبط کند. در هر چهار جنبش بزرگ ایران (تنباکو، مشروطه، نفت و انقلاب) فصل مشترک و لحظه آغاز، همآوردی با سلطه و وابستگی با اتکا بر هویت دینی بوده. نیروی اصلی در هر چهار مورد از طبقه متوسط دینمدار (روحانیت و بازار) برآمد و رهبری توده را بر عهده گرفت. حتی در نفت که بیهوده محل بحث و نزاع شده آشکار بود که طیف مذهبی در قیام سی تیر مصدق را به قدرت بازگرداند اما در ۳۲ پا پس کشید. به عبارتی، شاهِ شیعه را به جمهوری سکولار ترجیح داد و دولت سقوط کرد.
در انقلاب اسلامی نیز «وابستگی» و «فرودستی» به عریانترین شکل ممکن عامل خروش مذهبیها از دهه ۴۰ بود. پس نهادی که از چنان نهضتی برآمده (جمهوری اسلامی) برای حفظ ماهیتش باید بحثهای مرتبط را در اولویت بگذارد. اگر پرچمداری تغییر کند و به میراث فقهی بازگردیم به فروکاست در ماهیت یا تنزل در مدعا دچار شدهایم. این روند قهقرایی هر چقدر با شعار و سخنرانی تزیین شود سرانجام انقلاب را در خودش حل میکند. به معنای صریحتر که در سالهای اخیر ملموس شده: با استحاله انقلاب ذیل ادعاهای انقلابی مواجه میشویم.
ادامه دارد
@daneshtalab
هدایت شده از دانشطلب
ادامه از قبل:
هر پاسخی در اقتصاد اولا باید متوجه توده باشد که در برابر استعمار ایستاد و امکان خروج فقه از سنت را فراهم آورد. ثانیا مهمترین غایتی که به آن میاندیشد استقلال باشد نه شعارهای متفاوت (آزادی، توسعه، رفاه). پاسخهای دیگر به معنای خروج از میراث معاصر و اقدام برای پاره کردن نخ تسبیحاند. همه در نظر آزاد هستند اما لوازم سخنشان را باید بپذیرند. مثلا دینمدارهایی که نظام را به جنبش هویتی پیوند میزنند و تنباکو را به درستی آغاز تاریخ معاصر میدانند نمیتوانند در اقتصاد، آزادی و بازارگرایی را سرلوحه قرار بدهند.
سه نکته یاد شده را مرور کنیم: ۱- فقه در دوره سنت پاسخهای کلان نداشت، ۲- نیروی توده امکان فراروی از فقه به کلام را فراهم آورد، ۳- فقه استقلال را در صدر نشاند و سایر پاسخها در نسبت با آن سنجیده میشوند. حال فقهی که متکی به نیروی توده باشد و استقلال مهمترین نگرانیاش به چه الگویی در اقتصاد میرسد: چپ و عدالتخواهانه؟ یا راست و سرمایهدارانه؟ آنها که به بحثهای معاملات در فقه فرار میکنند یا دستوراتِ اقتصاد لیبرال را گزینه ناگزیر جا میزنند از نگاه تاریخی و کلان عاجز هستند، از قبل همه امکانها در اقتصاد را به بیعملی تقلیل دادهاند.
روابط کار پس از انقلاب صنعتی تغییر کرده و بازار دیگر بازار پیشامدرن نیست. یکی گرفتن شرایط با شیوه سلف (استنباط ظاهری از برخی احادیث) لاجرم افتادن به تله قیاس خواهد بود که بین اصولیان شیعه نکوهیده شده. سرمایهداری اساسا پدیده جدیدی است و باید به عنوان امر مستحدث پاسخ بگیرد. از طرفی چون آثار کلان دارد ابتدا باید با ملاکهای کلان در فقه (نفی سلطه، اصل لاضرر، حرمت ربا و اکل مال بالباطل، نفی تداول و کنز و اتراف و اسراف و...) سنجیده شود. این حرامهای اجتماعی همه در سرمایهداری مجازند و هدف برتر (سود و رفاه) توجیهشان میکند.
@daneshtalab
ج | محمّد جاویدی
ادامه از قبل: هر پاسخی در اقتصاد اولا باید متوجه توده باشد که در برابر استعمار ایستاد و امکان خروج
«...این حرام های اجتماعی همه در سرمایه داری مجازند...»
اینکه دانشمندان صریحا به این بحثها وارد میشوند و استدلال میکنند، اتفاقی جدید است؟ یا ما ازین سخنان و تصریحات بیبهره بوده ایم؟
چشممان روشن شد
⛔️محتوای جنسی بالاخره ممنوع هست یا نیست؟
مدیر کل تلویزیون کیش را برکنار کردند،
اگر چنان صحنهای که در تلویزیون جمهوری اسلامی-انشاءالله سهواً- پخش شد مغایر فرهنگ و دین ماست ، برای سالها و ساعتها فیلم و سریال تلویزیونی که محتوای لطیفتر ولی عمیقاً جنسی دارند، کسی قرار نیست برکنار شود؟
شما همین #بانوی_عمارت خودمان را ببینید، از خیر حرف زدن درباره آگهی های بازرگانی گذشتم.
اگر تلویزیون جای نمایشِ #دخترهای_خوشگل_ایرانی باشد، چیزی میشود همجنس هالیوود، همان شیوه جذب، گویی یار #نفوذی.
اگر آن حرکت جکی بد بود، ناز و کرشمه ها و خط چشم ها و مژه های مصنوعی و لباس های خوش ترکیب قجری و معشوقهی مایکل اسکافیلد هم حکما خوب نیستند.
شاید ذائقهی مرد ایرانی در طول تاریخ با تماشای امثال سوفیا لورن و امی آدامز به هم ریخته باشد ولی وقتی مدل پارسیگوی و خوش آب و رنگِ دماغ عملی به خوردش دادند، اثرش همزادپندارانه و عمیق تر، در اجتماع ما دیده خواهد شد.
معتقدیم هدف وسیله را توجیه نمیکند، برای نگه داشتن مخاطب پای سیما و تبدیل آن به دانشگاهی که #امام میخواست، نباید راهی بهتر و #باتقوا تر از جذابیت های جنسی یافت؟
-----------------------------
این یادداشت را دهم دی ماه ۱۳۹۷ به دنبال پخش فیلمی بدون سانسور، از شبکه کیش، منتشر کرده بودم.
اما حالا آن را به مناسبت اشتباه لفظی مجری شبکه تهران در رابطه با شهادت سیدةالنساء بازنشر میکنم.
هدایت شده از ج | محمّد جاویدی
تربیت فرزند به سبک فرانسوی
https://fidibo.com/book/159932
اینجا باشه باهاش کار داریم...
ج | محمّد جاویدی
تربیت فرزند به سبک فرانسوی https://fidibo.com/book/159932 اینجا باشه باهاش کار داریم...
از دوم تیر این را گذاشته بودم تا روزی دربارهاش بنویسم.
نمی دانم هنوز هم سازوکارهای شهید جمهور درباره این موضوع کار میکند یا تعطیل شده است ولی سازوکارهای تبعیض آمیز علیه زنان در محیط کار خصوصا در بخش خصوصی با آن نگاه جنسیت زده و ابزاریاش به زن، موانع اصلی عدم بارداری هستند.
موضوع مرخصی زایمان برای پدر، حق مهدکودک برای مادران شاغل، وجود مهد کودک حتی برای آسایش مادران خانه دار، تضمین حفظ جایگاه شغلی برای زمان بازگشت از مرخصی زایمان مسائلی هستند که در خانواده های کوچک امروزی، ضروری هستند.
کسی منکر اثرگذاری وامها و حتی همان امتیاز خودرو و دیگر اقدامات نیست، اما میزان اثربخشی را باید سنجید.
بماند که تغییرات فرهنگی سایهی بلندی بر روان مادران انداخته است، اگر بخواهیم بدبینانه ببینیم آن موقع که ذهنها را علیه بارداری متعدد مسموم میکردند لابد فکر این را کرده بودند که تک دختران دهه هفتادی و هشتادی بعدها از سمت مادرانشان تحت فشار و کنایه خواهند بود.
پیشنهادهای فرزندآوری در کوتاه مدت غیر اقتصادی به نظر میرسند و ظاهرا با جهتگیری های فعلی امیدی به تغییر از بالا به پایین نیست، باز هم تنها راه حل امید به مردم برای مطالباتشان است...
هدایت شده از تقاطع آزادی
چند سوال دربارهی مصوبهی افزایش فصل به فصل قیمت بنزین در شرایط «جنگ در منطقهی خاکستری با اسرائیل»:
۱. چرا طرفداران وفاق، برای مقاصد خود، مصالح جامعه و امنیت ملّی را در نظر نمیگیرند؟
۲. آیا فقط مصوباتی که بر خلاف میل نظریه پردازان وفاق است، مانند مصوبه حجاب، موجب تزلزل اتحاد یا امنیت ملّی است؟
۳. آیا گران کنندگان بنزین، این را هم در نظر گرفتهاند که محاسبات دشمن با افکار مردم متفاوت است؟
۴. چگونه میخواهید این محاسبهی دشمن که «گرانی بنزین به منزلهی انفجار نارضایتی اقتصادی مردم است و ما با حملاتمان زمینهی سقوط نظام را مهیّا میکنیم» را بهم بزنید؟
#موقت
هدایت شده از سنگر ✊ | جواد محمدنیا
جنایتی به مثابه خصوصیسازی درمان
✍مهدی وفائی نژاد
در سرقتی ناموفق از یک طلافروشی در کرمانشاه که منجر به کشته شدن صاحب مغازه شد از دیروز فضای مجازی پر شده از عکس و فیلم سارقین. این ماجرا دستاویزی شده تا مردم، سارقین را مورد هجمه و شماتت قرار دهند. اما اگر اندکی موشکافانهتر نگاه کنیم، درمییابیم که علت اصلی نابودی زندگی سه خانواده از کجا برمیخیزد.
یکی از سارقین، آقای حاتمی، همشهری و همکار یکی از دوستان ما در اداره برق کرمانشاه بود. او بیست سال بهعنوان نیروی شرکتی، در جایگاه آبدارچی کار کرده است؛ بیست سال بدون امنیت شغلی و حقوق کافی که بخشی از حقوق وی در جیب الگیارش های بخش خصوصی شرکت توزیع برق میرفت. چند سالی است که دختر کوچک او به سرطان خون مبتلا شده؛ بیماریای که هزینههای درمانش سرسامآور است. با شناختی که از او داریم، حاتمی نه دزد بود و نه انسانی بدخو؛ او قربانی شرایط نابرابریای شد که جامعه بر او تحمیل کرد.
اسکنلن میگوید: نابرابری تفاوت میان آن چیزی است که عدهای دارند با آن چیزی که عدهای دیگر دارند. در این کارزار نابرابر، فرودستان یا دست در گریبان خود میبرند و با خودکشی به زندگیشان پایان میدهند، یا برخلاف تمامی چارچوبهای انسانی، دست به بزه میزنند و زندگی خود و اطرافیانشان را نابود میکنند.
در چنین شرایطی، مقصر اصلی نه فرد سارق، بلکه ساختار اجتماعیای است که با تحت فشار قرار دادن وی او را تا مرز مرتکب شدن این جنایت پیش میبرند.
از این رو یکی از بزرگترین اثرات نابرابری، تحقیر عزت نفس انسانهاست. در جهانی که مصرفگرایی و سودمحوری همه چیز را کالایی کرده، بهتر ما مفهوم شی وارگی را درک میکنیم.
لوکاچ در کتاب «تاریخ و آگاهی طبقاتی» شیوارگی را وضعیتی میداند که در آن روابط اجتماعی میان انسانها، در نظام سرمایهداری، به شکل روابط میان اشیاء و کالاها ظاهر میشوند.
همین سودمحوری و کالایی شدن نهادهای مدنی را نیز فاسد کرده و فرودستانی که خود را بی پناه، بی یاور، تحقیر، شده میبینند راهی جز بزهکاری برای نمردن پیش روی خود نمیبینند .
از این رو، قاتل این جوان طلافروش را نه این دو فرد، بلکه جنایت خصوصیسازی درمان میدانم!
این دو نه دزد حرفهای بودند و نه جنایتکار بالفطره؛ آنان به انزجار رسیده بودند از حجم تحقیر تحمیلی و فروپاشی آرزوهایشان و برطرف نشدن ابتدایی ترین نیاز های انسانی که حق یک فرد در اجتماع است.
همانطور که اشاره شد، دختر آقای حاتمی به سرطان خون مبتلا بود. همه میدانیم هزینههای درمان چنین بیماریای تا چه اندازه سنگین و سرسام آور است و بسیاری توان پرداخت آن را ندارند. پس از جنگ هشت ساله، با خصوصیسازی غیرانسانی درمان و سپردن سلامت مردم به بخش خصوصی، عملاً جنگی علیه فرودستان آغاز کردند؛ جنگی که به آنان القا میکند: «پول ندارید، باید بمیرید.»
در چنین وضعیت فاجعهباری، کسانی که توان مالی ندارند، یا در سکوت میمیرند یا همچون آقای حاتمی، برای نجات فرزندشان دست به عملی میزنند که خود مصداق خودکشی است!
با این حال، تودهی ناآگاه به جای ریشهیابی مشکلات، بر سر این دو میکوبند به آنان ناسزا میگویند گویی آنان از کاخهای سعادتآباد برخاستهاند و از سر شکمسیری برای خود نمایی دست به جنایت زدهاند.
اما کسی نمیبیند بیست سال استثمار شدن در قالب نیروی شرکتی بودن یعنی چه؛ کسی نمیداند دختری جلوی چشمان پدرش آب میشود و او حتی توان خرید یک مسکن ساده برای تسکین دردش ندارد یعنی چه؛ کسی نمیبیند وقتی دخترک بیمار از درد مینالد، موجودی کارت پدر خالی است و از شرمندگی از سنگ گاز میگیرد و به زمین و زمان فحش میدهد چگونه است،
دیدن این تفاوت و نابرابری یعنی پدری بیپناه، با جیب خالی و دستهای بسته، شاهد جان کندن فرزندش باشد چون پول ندارد و خودش را به دست های نامهربان سرنوشت بسپارد در حالی که دیگری با پول و قدرت، بهترین بیمارستان را برای فرزندش رزرو میکند چون پول دارد، نمیداند این چنین زیستن چگونه است !
این صحنه، نه فقط نابرابری، که اعلام رسمی جنگ نظم سرمایهداری علیه حق زندگی فرودستان است.
آری، بر سر اینان مشت میکوبید و آنان را عامل فاجعه بدانید، اما نپرسید چرا بیمارستان ها خصوصی شدند، چرا پزشکان ملزم به پذیرفتن بیمه نیستند، و چرا دولت به جای حامی فرودستان بودن، به ابزار سلطهی طبقاتی بدل شده است...
از همه بیشتر باید به این قصیده سنایی جان سپرد که میگوید:
از فقر نشان نگر که در عود آمد
بر تن هنرش سیاهی دود آمد
بگداختنش نگر چه مقصود آمد
بودش همه از برای نابود آمد
«باشد روزی که نابرابری دامن سیاه خود را از جهان برکند و «فقر، این فرزند پلید آن»، نابود شود. روزی که انسان نه بهمثابه ابزار و کالا، بلکه بهمثابه انسان، از شأنی برخوردار گردد؛ بخشی از وجود الهی است.»
https://t.me/havarpress/2718