ج | محمّد جاویدی
ادامه از قبل: هر پاسخی در اقتصاد اولا باید متوجه توده باشد که در برابر استعمار ایستاد و امکان خروج
«...این حرام های اجتماعی همه در سرمایه داری مجازند...»
اینکه دانشمندان صریحا به این بحثها وارد میشوند و استدلال میکنند، اتفاقی جدید است؟ یا ما ازین سخنان و تصریحات بیبهره بوده ایم؟
چشممان روشن شد
⛔️محتوای جنسی بالاخره ممنوع هست یا نیست؟
مدیر کل تلویزیون کیش را برکنار کردند،
اگر چنان صحنهای که در تلویزیون جمهوری اسلامی-انشاءالله سهواً- پخش شد مغایر فرهنگ و دین ماست ، برای سالها و ساعتها فیلم و سریال تلویزیونی که محتوای لطیفتر ولی عمیقاً جنسی دارند، کسی قرار نیست برکنار شود؟
شما همین #بانوی_عمارت خودمان را ببینید، از خیر حرف زدن درباره آگهی های بازرگانی گذشتم.
اگر تلویزیون جای نمایشِ #دخترهای_خوشگل_ایرانی باشد، چیزی میشود همجنس هالیوود، همان شیوه جذب، گویی یار #نفوذی.
اگر آن حرکت جکی بد بود، ناز و کرشمه ها و خط چشم ها و مژه های مصنوعی و لباس های خوش ترکیب قجری و معشوقهی مایکل اسکافیلد هم حکما خوب نیستند.
شاید ذائقهی مرد ایرانی در طول تاریخ با تماشای امثال سوفیا لورن و امی آدامز به هم ریخته باشد ولی وقتی مدل پارسیگوی و خوش آب و رنگِ دماغ عملی به خوردش دادند، اثرش همزادپندارانه و عمیق تر، در اجتماع ما دیده خواهد شد.
معتقدیم هدف وسیله را توجیه نمیکند، برای نگه داشتن مخاطب پای سیما و تبدیل آن به دانشگاهی که #امام میخواست، نباید راهی بهتر و #باتقوا تر از جذابیت های جنسی یافت؟
-----------------------------
این یادداشت را دهم دی ماه ۱۳۹۷ به دنبال پخش فیلمی بدون سانسور، از شبکه کیش، منتشر کرده بودم.
اما حالا آن را به مناسبت اشتباه لفظی مجری شبکه تهران در رابطه با شهادت سیدةالنساء بازنشر میکنم.
هدایت شده از ج | محمّد جاویدی
تربیت فرزند به سبک فرانسوی
https://fidibo.com/book/159932
اینجا باشه باهاش کار داریم...
ج | محمّد جاویدی
تربیت فرزند به سبک فرانسوی https://fidibo.com/book/159932 اینجا باشه باهاش کار داریم...
از دوم تیر این را گذاشته بودم تا روزی دربارهاش بنویسم.
نمی دانم هنوز هم سازوکارهای شهید جمهور درباره این موضوع کار میکند یا تعطیل شده است ولی سازوکارهای تبعیض آمیز علیه زنان در محیط کار خصوصا در بخش خصوصی با آن نگاه جنسیت زده و ابزاریاش به زن، موانع اصلی عدم بارداری هستند.
موضوع مرخصی زایمان برای پدر، حق مهدکودک برای مادران شاغل، وجود مهد کودک حتی برای آسایش مادران خانه دار، تضمین حفظ جایگاه شغلی برای زمان بازگشت از مرخصی زایمان مسائلی هستند که در خانواده های کوچک امروزی، ضروری هستند.
کسی منکر اثرگذاری وامها و حتی همان امتیاز خودرو و دیگر اقدامات نیست، اما میزان اثربخشی را باید سنجید.
بماند که تغییرات فرهنگی سایهی بلندی بر روان مادران انداخته است، اگر بخواهیم بدبینانه ببینیم آن موقع که ذهنها را علیه بارداری متعدد مسموم میکردند لابد فکر این را کرده بودند که تک دختران دهه هفتادی و هشتادی بعدها از سمت مادرانشان تحت فشار و کنایه خواهند بود.
پیشنهادهای فرزندآوری در کوتاه مدت غیر اقتصادی به نظر میرسند و ظاهرا با جهتگیری های فعلی امیدی به تغییر از بالا به پایین نیست، باز هم تنها راه حل امید به مردم برای مطالباتشان است...
هدایت شده از تقاطع آزادی
چند سوال دربارهی مصوبهی افزایش فصل به فصل قیمت بنزین در شرایط «جنگ در منطقهی خاکستری با اسرائیل»:
۱. چرا طرفداران وفاق، برای مقاصد خود، مصالح جامعه و امنیت ملّی را در نظر نمیگیرند؟
۲. آیا فقط مصوباتی که بر خلاف میل نظریه پردازان وفاق است، مانند مصوبه حجاب، موجب تزلزل اتحاد یا امنیت ملّی است؟
۳. آیا گران کنندگان بنزین، این را هم در نظر گرفتهاند که محاسبات دشمن با افکار مردم متفاوت است؟
۴. چگونه میخواهید این محاسبهی دشمن که «گرانی بنزین به منزلهی انفجار نارضایتی اقتصادی مردم است و ما با حملاتمان زمینهی سقوط نظام را مهیّا میکنیم» را بهم بزنید؟
#موقت
هدایت شده از سنگر ✊ | جواد محمدنیا
جنایتی به مثابه خصوصیسازی درمان
✍مهدی وفائی نژاد
در سرقتی ناموفق از یک طلافروشی در کرمانشاه که منجر به کشته شدن صاحب مغازه شد از دیروز فضای مجازی پر شده از عکس و فیلم سارقین. این ماجرا دستاویزی شده تا مردم، سارقین را مورد هجمه و شماتت قرار دهند. اما اگر اندکی موشکافانهتر نگاه کنیم، درمییابیم که علت اصلی نابودی زندگی سه خانواده از کجا برمیخیزد.
یکی از سارقین، آقای حاتمی، همشهری و همکار یکی از دوستان ما در اداره برق کرمانشاه بود. او بیست سال بهعنوان نیروی شرکتی، در جایگاه آبدارچی کار کرده است؛ بیست سال بدون امنیت شغلی و حقوق کافی که بخشی از حقوق وی در جیب الگیارش های بخش خصوصی شرکت توزیع برق میرفت. چند سالی است که دختر کوچک او به سرطان خون مبتلا شده؛ بیماریای که هزینههای درمانش سرسامآور است. با شناختی که از او داریم، حاتمی نه دزد بود و نه انسانی بدخو؛ او قربانی شرایط نابرابریای شد که جامعه بر او تحمیل کرد.
اسکنلن میگوید: نابرابری تفاوت میان آن چیزی است که عدهای دارند با آن چیزی که عدهای دیگر دارند. در این کارزار نابرابر، فرودستان یا دست در گریبان خود میبرند و با خودکشی به زندگیشان پایان میدهند، یا برخلاف تمامی چارچوبهای انسانی، دست به بزه میزنند و زندگی خود و اطرافیانشان را نابود میکنند.
در چنین شرایطی، مقصر اصلی نه فرد سارق، بلکه ساختار اجتماعیای است که با تحت فشار قرار دادن وی او را تا مرز مرتکب شدن این جنایت پیش میبرند.
از این رو یکی از بزرگترین اثرات نابرابری، تحقیر عزت نفس انسانهاست. در جهانی که مصرفگرایی و سودمحوری همه چیز را کالایی کرده، بهتر ما مفهوم شی وارگی را درک میکنیم.
لوکاچ در کتاب «تاریخ و آگاهی طبقاتی» شیوارگی را وضعیتی میداند که در آن روابط اجتماعی میان انسانها، در نظام سرمایهداری، به شکل روابط میان اشیاء و کالاها ظاهر میشوند.
همین سودمحوری و کالایی شدن نهادهای مدنی را نیز فاسد کرده و فرودستانی که خود را بی پناه، بی یاور، تحقیر، شده میبینند راهی جز بزهکاری برای نمردن پیش روی خود نمیبینند .
از این رو، قاتل این جوان طلافروش را نه این دو فرد، بلکه جنایت خصوصیسازی درمان میدانم!
این دو نه دزد حرفهای بودند و نه جنایتکار بالفطره؛ آنان به انزجار رسیده بودند از حجم تحقیر تحمیلی و فروپاشی آرزوهایشان و برطرف نشدن ابتدایی ترین نیاز های انسانی که حق یک فرد در اجتماع است.
همانطور که اشاره شد، دختر آقای حاتمی به سرطان خون مبتلا بود. همه میدانیم هزینههای درمان چنین بیماریای تا چه اندازه سنگین و سرسام آور است و بسیاری توان پرداخت آن را ندارند. پس از جنگ هشت ساله، با خصوصیسازی غیرانسانی درمان و سپردن سلامت مردم به بخش خصوصی، عملاً جنگی علیه فرودستان آغاز کردند؛ جنگی که به آنان القا میکند: «پول ندارید، باید بمیرید.»
در چنین وضعیت فاجعهباری، کسانی که توان مالی ندارند، یا در سکوت میمیرند یا همچون آقای حاتمی، برای نجات فرزندشان دست به عملی میزنند که خود مصداق خودکشی است!
با این حال، تودهی ناآگاه به جای ریشهیابی مشکلات، بر سر این دو میکوبند به آنان ناسزا میگویند گویی آنان از کاخهای سعادتآباد برخاستهاند و از سر شکمسیری برای خود نمایی دست به جنایت زدهاند.
اما کسی نمیبیند بیست سال استثمار شدن در قالب نیروی شرکتی بودن یعنی چه؛ کسی نمیداند دختری جلوی چشمان پدرش آب میشود و او حتی توان خرید یک مسکن ساده برای تسکین دردش ندارد یعنی چه؛ کسی نمیبیند وقتی دخترک بیمار از درد مینالد، موجودی کارت پدر خالی است و از شرمندگی از سنگ گاز میگیرد و به زمین و زمان فحش میدهد چگونه است،
دیدن این تفاوت و نابرابری یعنی پدری بیپناه، با جیب خالی و دستهای بسته، شاهد جان کندن فرزندش باشد چون پول ندارد و خودش را به دست های نامهربان سرنوشت بسپارد در حالی که دیگری با پول و قدرت، بهترین بیمارستان را برای فرزندش رزرو میکند چون پول دارد، نمیداند این چنین زیستن چگونه است !
این صحنه، نه فقط نابرابری، که اعلام رسمی جنگ نظم سرمایهداری علیه حق زندگی فرودستان است.
آری، بر سر اینان مشت میکوبید و آنان را عامل فاجعه بدانید، اما نپرسید چرا بیمارستان ها خصوصی شدند، چرا پزشکان ملزم به پذیرفتن بیمه نیستند، و چرا دولت به جای حامی فرودستان بودن، به ابزار سلطهی طبقاتی بدل شده است...
از همه بیشتر باید به این قصیده سنایی جان سپرد که میگوید:
از فقر نشان نگر که در عود آمد
بر تن هنرش سیاهی دود آمد
بگداختنش نگر چه مقصود آمد
بودش همه از برای نابود آمد
«باشد روزی که نابرابری دامن سیاه خود را از جهان برکند و «فقر، این فرزند پلید آن»، نابود شود. روزی که انسان نه بهمثابه ابزار و کالا، بلکه بهمثابه انسان، از شأنی برخوردار گردد؛ بخشی از وجود الهی است.»
https://t.me/havarpress/2718
هدایت شده از جبهه انقلابی سلامت مشهد
822.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 رئیس سازمان نظام پزشکی: ۸ درصد پزشکان زیرمیزی میگیرند
🔹مردم به پزشکان سکهبگیر مراجعه نکنند؛ اگر تعرفهها را واقعی کنیم بساط زیرمیزی جمع خواهد شد.
@jesmdr
ج | محمّد جاویدی
🔴 رئیس سازمان نظام پزشکی: ۸ درصد پزشکان زیرمیزی میگیرند 🔹مردم به پزشکان سکهبگیر مراجعه نکنند؛ اگ
۱. امان از تعارض منافع!
۲. شما وظیفهای نسبت به آن کلاشان گردنه بگیر ندارید؟فقط مردم مراجعه نکنند؟ صفحه اینستا و مطب و پروانه را کی باطل میکنند!؟
چرا باطل شدن پروانهی اینها رسانهای نمیشود؟؟
۳. تعرفه را واقعی کنیم؟ طرف به چند صد میلیون تومان برای عمل جراحی قانع نیست، بعد تعرفه را واقعی کنیم یعنی برای یک عمل جراحی مبلغی را تعریف کنیم که در اروپا و امریکا هم قفل است؟
یعنی برای ۸ درصد پزشکنمای هار، سیستم را نابود کنیم؟
۴. مردم باید خرج زندگی دلاری اینها را بدهند؟
۵. از پزشکان متعهد افغانستانی و پاکستانی استفاده کنید.
۶.به همین جوانان فارغ التحصیل مجوز و دسترسی بدهید.
۷.آن شبکه های لعنتی بازاریابی و پورسانت از روستا به شهر را تعطیل کنید، چطوری بیمار با بیمه روستایی سر از مطب خصوصی در سطح سوم خدمات درمیآورد؟؟
پسرک پلشت دلباختهی فقیر بیکلاس پایین شهری بیسواد! میخواهی پولدار شوی باید قاپ دختر پولدارها را بدزدی!
تو لیاقت ازدواج با خوشگلهای پزشکزاده و مدیرکلزاده را نداری خب، ژن خوب را آلوده میکنی!
#سریعالقلم هم همین ها را میبافد دیگر، این سریال آنام را هم انگار همین طبقهی ناجی کارگزارانی و نئونازی نوشتهاند!
بعد از سریال یوسف پیامبر، آنام در جدول پخش شبکهی آیفیلم قرار گرفته، سریالی که من درباره جزء فنی و کارگردانی آن نظری ندارم شهر شلوغی است و قورباغههای هفتتیرکش فراوانند؛
لیکن جزء فکری و اتمسفر تخیلی آنام خیلی خطرناک است، دو قطبی مبالغهآمیز و تحقیرکنندهی فقیر و غنی کار را گاهی به جایی میرساند که رسما یاد سیندرلا میافتم!
سریال رسانهی ملی اینطوری ساختارها و نابرابریها را میجهد و در برابر این واقعیت ها جاخالی میدهد، هیچ ردی از علت بدبختی بابای راننده تاکسی و خواهر و برادر شخصیت بیژن وجود ندارد اما علت موفقیت بیژن، دلباختگی همسر مدیرکل زاده و پزشکزادهی اوست که از قضا رابطهی خونی با یک مادر بی گناه کارآفرین هم دارد!
نماها از خانهی پایین شهر و مادری که لحاف سوزن میزند، جهش میکند به بالای شهر و ماشین لوکس و لباسهای قشنگ و باز به خیانت حسابدار پرایدسوار شرکتی دیگر...
لولوخورخورهی پایین شهری کارهایی بلد است بکند ولی مشکلات خودش تقصیر خود اوست،اصلا با یک عمر کار کردن هم به جایی نمیرسی،مگر اینکه شانس بیاوری یا دزدی کنی!
طبیعی جلوه دادن و طبیعی کردن این ساختار طبقاتی و روابط اجتماعی کارگر و کارفرما شاخ و دم دارد؟ حقوق کارگرها مانده، پول هم توی حساب شرکت و کارآفرین هست، ولی خب شرکت ضررده است و نباید حقوق داد دیگر!
تماشای این سریال سم خالصی است که با طعم عبدالرضا اکبری و مهرانه مهین ترابی و گلچهره سجادیه و شبنم قلیخانی به خوردمان میدهند و ما محو این داستان و تعلیقهایش این حواشی را هم ناخواسته میپذیریم.
نمیدانم واقعا توهین های آشکار و پنهان این سریال به حاشیه شهر و بچههای پاکدست و قانع پایین را چطور میبینیم و دم نمیزنیم؟
چقدر تخدیر شدهایم که عفونت سریعالقلمها به همهجا سرایت کرده و صدای عدالتخواهی ما در نمیآید؟